
تیم ملی فوتبال در قطر شکست خورد. فدراسیون فوتبال هم با این شکست کلکسیون باخت هایش را کامل کرد. هیئت رئیسه ناکارآمد در کنار رئیسی که تازه بعد از سه سال فهمیده که باید خودش تنهایی کار کند و اگر میخواهد حاشیه نداشته باشد باید سری در فدراسیون به امور بپردازد باعث شد فوتبال ایران سالی پر از ناکامی را پشت سر بگذارد.
فوتبال ایران باید از نو پایه هایش را بنا کند. در این شکی نیست. اما این روزها راه را غلط میرویم، آدرس را اشتباهی دادهاند همانهایی که میخواهند این فوتبال در آشوب باشد تا نانشان روغنیتر باشد. روز گذشته روزنامهها را که ورق میزدی حتماً خبری درباره حضور محمد دادکان در تلویزیون نظرت را جلب میکرد و این پرسش بیتردید به ذهن متبادر میشد که چرا نبش قبر؟ محمد دادکان دورهای بود و بعد به هر دلیلی رفت در این پنج سالی که نبود برای فوتبال چه کرد جز اینکه گاه و بیگاه در رسانهای حاضر شد و گفت باید از من و همکارانم عذر خواهی شود و بعد از محسنات دوره ریاستش گفت.
غیر از این حرفهای تکراری از این مدرس دانشگاه چه شنیدهایم. انتظارمان از یک مرد دانشگاهی که البته در دانشگاه فیزیولوژی تدریس میکند این است که کمی علمی حرف بزند و با استدلال نه اینکه مدام دنبال تأیید خودش باشد.
بدون تردید فردا محمد دادکان در صفحه تلویزیون حاضر میشود تا بگوید کفاشیان مدیریت بلد نیست و بله قربان گو است، اگر من بودم چنین و چنان. همین الان پاسخ او مشخص است پاسخی که از زبان محمد مایلی کهن در آمد و آن اشاره داشت به حرف شنوی دادکان از محسن مهرعلیزاده رئیس وقت سازمان تربیتبدنی.
محمد دادکان اگر حرفی در عمل برای گفتن داشت در این پنج سال که حتی رئیس جمهوری در تلویزیون از او به نوعی دلجویی کرد پا پیش میگذاشت و وارد گود میشد. چقدر حمایت در آغاز ریاست سعیدلو از او شد اما مرغ دادکان یک پا داشت: «علیآبادی باید از همکارانم عذر خواهی کند.»
برادر من، علیآبادی رفت الان کس دیگری برای ورزش تصمیم میگیرد، پس اگر میخواهی به ورزش کمکی بکنی آستین بالابزن و بیا وسط گود. بدان که اگر میتوانی و خودخواهانه منتظر عذر خواهی هستی به ملت و کشورت خیانت کرده ای، اگر هم نمیتوانی سکوت کن و نظارهگر باش تا عدهای که فکر میکنند میتوانند، کار را جلو ببرند.