
مذاکرات استانبول بین جمهوری اسلامی ایران و 1+5 در حالی پایان یافت که همچون مذاکرات ژنو، هسته مرکزی 1+5 شامل امریکا و تروئیکای اروپا حاضر نشدند از رویکرد سیاسی و قدرت محور خود نسبت به جمهوری اسلامی ایران و فعالیت هستهای صلحآمیز آن دست بکشند. اما صرف نظر از این رویکرد مستمر و تکراری که در نوع نگرش این کشورها به کشورهای در حال توسعه ریشه دارد، در نشست استانبول نکاتی بدیع مطرح شد که در نوع خود جالب توجه است. منظور از نکات بدیع اظهارات خانم اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سکاندار گروه 1+5 در مذاکره با ایران بود که از مواضع ایران یعنی لزوم احترام به حقوق ملتها به عنوان پیششرط تهران یاد کرد.
خانم اشتون در حالی تأکید ایران بر ضرورت احترام به حقوق ملتها را پیششرط عنوان میکند که مقررات منشور ملل متحد، اساسنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی و مفاد معاهده NPT هر یک متناسب با ادبیات خود بر لزوم احترام به حقوق ملتها تصریح دارند و اساساً فلسفه وجودی بسیاری از سازمانهای بینالمللی خصوصاً سازمان ملل متحد، ترویج اصل احترام به حقوق ملتهاست. چنانکه دیدگاه خانم اشتون را بپذیریم در آن صورت باید اصول و مقررات بینالمللی به صورت بنیادی بازتعریف شوند مثلاً از این پس بهجای برخی قواعد آمره حقوق بینالملل نظیر احترام به حقوق ملتها، منع توسل به زور، حل و فصل مسالمتآمیز اختلافات و اصل برابری حاکمیت دولتها میتوان قواعد جدیدی وضع کرد که متناسب با خواست قدرتهای بزرگ باشد، همانگونه که در دوران استعمار چنین اندیشیده میشد یعنی سیاست مبتنی بر قدرت و اصل تنازع بقا و هدف وسیله را توجیه میکند باید طراز رفتار کشورها باشد. علاوه بر این، واژه جامعه بینالمللی نیز باید بازتعریف شود یعنی از نگاه هسته مرکزی 1+5 جامعه بینالمللی رأی پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان است، اما چنانکه واقعبینانه به معادلات بینالمللی نگریسته شود و چنانکه خانم اشتون نگاه سیاسی و قدرتمحور را کنار بگذارد در آن صورت وی باید توجه داشته باشد که اصل احترام به حقوق ملتها و ضرورت اجتناب از مقابله با چنین حقی، اصل بنیادینی است که جامعه جهانی به آن به عنوان دستاورد بزگ بشری نگاه میکند، بنابراین هیچ قدرتی نباید به خود اجازه دهد با آن برخورد ابزاری داشته باشد. علاوه بر این جامعه جهانی نیز بیشتر به اعضای جنبش عدم تعهد با 118 تناسب دارد تا اندک کشورهای قدرتمحور، البته اگر از زاویه قدرت منطق به این مقوله نگریسته شود نه منطق قدرت. نکته دیگر آن که برخی اعضای 1+5 نظیر چین و روسیه هر چند محافظهکارانه پذیرفتهاند که با رویکرد فعلی 1+5 که
در نگاه سیاسی هسته مرکزی ان یعنی تروئیکای اروپا و امریکا ریشه دارد نمیتوان به مذاکرات و نتیجهبخش بودن آن امید داشت، از این رو بهویژه چین آنگونه که دکتر جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز به آن اشاره داشت خواستار توجه به تجربیات گذشته و پرهیز از اشتباهات شده است که این مسئله نشان میدهد 1+5 نیز دچار اختلافنظر شده است. در مجموع با توجه به تجربه مذاکرات ژنو 1 و 2 و 3 و مذاکرات استانبول مذاکرات بین ایران و 1+5 زمانی معطوف به نتیجه است که اعضای قدرتمحور 1+5 در نگاهی برابر و قاعده برد- برد به مذاکرات نگاه کنند، چه اینکه تجربه نشان داده است جمهوری اسلامی ایران حاضر نیست از مواضع خود که همانا پیروی از اصول بنیادین منشور ملل متحد یعنی ضرورت احترام به حقوق ملتهاست دست بکشد و این برای چندمین بار در مذاکرات استانبول نیز اثبات شد.