
«سید مسعود اطیابی» کارگردانی است با ویژگیهای اخلاقی ارزشمند و پس از ساخت «مصائب دوشیزه» و «خروس جنگی» و با ساخت «صبح روز هفتم» تواناییهای خود را به اثبات رساند و امسال هم با شرکت دو فیلم «شرط اول» و «اخلاقتو خوب کن» در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر شرکت کرده است. از نگاه او هیچ فیلم بدون معنایی وجود ندارد. او دوست دارد در تمام ژانرها (گونهها)ی سینمایی فیلم بسازد. اطیابی قبل از کارگردانی در سمتهای تهیهکننده مدیر تولید و مجری طرح نیز تجربههای خوبی را کسب کرده و با کارگردانهای مطرحی چون مجتبی راعی، فریال بهزاد، مجید جوانمرد و حمید بهمنی همکاری داشته است. روزنامه «جوان» به بهانه شرکت دو فیلم این کارگردان در جشنواره فیلم فجر امسال با وی به گفتوگو نشست که تقدیم علاقهمندان میشود.
آقای اطیابی در ابتدا از انگیزه و احیاناً اتفاقی که باعث پیوند شما با سینما شد، بفرمایید.
واقعیت این است که من بدون هیچ پیشزمینهای وارد کار سینما شدم. در واقع نه خانوادهام به سینما علاقه داشتند و نه خودم خیلی به آن فکر میکردم.
پس چطور سر از کار فیلمسازی درآوردید؟
راستش من یک زمانی در بنیاد تاریخ کار میکردم و در آنجا اتفاقی افتاد که با چند سینماگر آشنا شدم و به نوعی به وزارت ارشاد اسلامی وصل شدم و در آنجا هم با سینما یک ارتباطی ایجاد شد و در درجه اول به عنوان یک حرفه در این حوزه مشغول شدم. به خصوص در زمان جنگ که با گروههای فیلمبرداری که به جبهه اعزام میشدند از طریق وزارت ارشاد با آنها همراه میشدم و این همراهی بیشتر مرا به کار فیلمسازی پیوند داد و اتفاق ویژهای برای من نیفتاده که باعث علاقهمندیام به سینما شود.
قطعاً کار فیلمبرداری و ساخت فیلم مستند در جبهه با مشکلاتی خاص و تهدیدهای جدی مواجه است و کار هر کس نیست. کار کردن با چنین گروههایی برای شما چطور بود؟
رفتن با گروههای فیلمبرداری با اصرار خود من بود و حضور در کنار مستندسازان برای من موقعیت خوبی را فراهم کرد و در واقع کار در آن فضا باعث شد من به سینما یک نگاهی پیدا کنم و این اتفاق در کسی میافتاد که نه شناختی به سینما دارد و نه علاقهای به آن دارد که حداقل برای پیوستن به سینما باید یکی از دو مورد شناخت یا علاقه در فرد باشد که من هیچکدام را نداشتم. همان موقع من سینما را به عنوان یک ابزار خوب برای طرح مسائل شناختم و دیدم کار سینما، کار ارزشمندی است و من با گروههایی همراه میشدم که برای جبهه رفتنشان و کار مستند در آن فضا هدف و انگیزههای ارزشمند معنوی داشتند.
با این اوصاف سؤالی به ذهن متبادر میشود که چرا به سمت سینمای دفاع مقدس میل نکردید؟ و آیا اصولاً به اینگونه سینمایی علاقهمندید یا خیر؟
اتفاقاً من به سینمای دفاع مقدس خیلی علاقهمندم. در اینجا دو جور نگاه به سینمای دفاع مقدس مطرح میشود. یکی اینکه من فیلمساز در خدمت سینمای دفاع مقدس باشم و دیگری اینکه بر عکس، از سینمای دفاع مقدس وام بگیرم که خودم را عرضه و مطرح کنم. آنچه باب است شکل دوم این قضیه است که فیلمسازان با سینمای دفاع مقدس خیلی از مسائل را تجربه میکنند و بعد وارد گونههای دیگر فیلمسازی میشوند. در حالی که من فکر میکنم حداقل برای من باید مورد اول اتفاق بیفتد و دوست دارم یک کار خوب دفاع مقدس در کارنامهام باشد و تا به حال به خاطر ارزشی که برای این سینما قائلم به هر کاری به نام دفاع مقدس تن ندادهام و منتظرم که یک کار خوب و درست و با نگاه خودم به دفاع مقدس پیش بیاید و آن را انجام دهم. چون من روح حماسی دفاع مقدس را خیلی دوست دارم و به دنبال کاری هستم که این روح حماسی را در خود داشته باشد.
بعضاً با آثار دفاع مقدسی برخورد میکنیم که سازندگانش به هر دلیلی دفاع مقدس را ندیدهاند و مبنای کارشان را بر شنیدهها و خاطرات مکتوب آن دوران و تصاویر تلویزیونی قرار دادهاند. این افراد در مقایسه با فیلمسازانی که به شخصه جبهه فرهنگ را تجربه کردهاند، چه نقاط ضعف و قوتی دارند؟
همان حضور و دیدن جبهه و جنگ خیلی به فیلمساز کمک میکند که کاری شسته و رفته تحویل دهد. کسانی هم که تجربههایی از این دست ندارند با تکیه به مستنداتی فیلمشان را میسازند و سعی میکنند از این مسائل درکی داشته باشند که به جای خود محترم است، اما برای کسی که جنگ را تجربه کرده قطعاً کار راحتتر است و برای تصویر وقایعی که در فیلم میافتد یک پله از دوستان دیگر جلوتر است. البته باید اشاره کنیم که دوستانی هم استثنا هستند که با وجود اینکه جبهه را تجربه نکردهاند، کارهای قابل دفاعی ساختهاند.
آقای اطیابی امسال شما با دو فیلم «شرط اول» و «اخلاقتو خوب کن» در جشنواره فیلم فجر شرکت کردهاید. لطفاً تا جایی که امکان دارد درخصوص کلیت این دو فیلم توضیح دهید.
«شرط اول» یک کار طنز اجتماعی است و «اخلاقتو خوب کن» فقط میتوانم بگویم که با اینکه بازیگران طنز در آن بازی کردهاند، اما یک کار کاملاً جدی با بافت دراماتیکی خوب و به سمت معنا رفته است و در مجموع یک کار ملودرام اجتماعی است و جدیدترین و جدیترین فیلم هم «اخلاقتو خوب کن» است.
چرا «شرط اول» پارسال در جشنواره شرکت نکرد؟
پارسال به خاطر چند صحنهای که فیلمبرداری نشده بود، به جشنواره نرسید.
فکر میکنید از این دو فیلمتان کدامیک میتواند موقعیتهای خوبی کسب کند و از نگاه خودتان ویژگیهای منحصر به فردی دارد؟
فکر میکنم اخلاقتو خوب کن، امتیازات خوبی دارد ضمن اینکه ممکن است آثار بسیار قوی در جشنواره باشد که این دو کار اصلاً به مرحله قضاوت راه پیدا نکند. کما اینکه باید نگاه هیئت انتخاب و موقعیت فیلمهای دیگر را هم در نظر گرفت و در کل این فیلم برای خودم از چند جهت ویژگیهای خوبی دارد که میتواند مطرح شود.
اگر ممکن است اشارهای به این ویژگیها داشته باشید.
تازگی و نو بودن فیلمنامه اخلاقتو خوب کن میتواند در انتخاب مؤثر باشد. از طرفی به نظر میرسد که خود فیلم از نگاه خودم انصافاً فیلم خوبی است و بازیگرانی مثل رضا عطاران، حامد کمیلی و به خصوص آقای مهدی فقیه بازیهای خیلی خوبی ارائه دادهاند. به نظر من این نکتهها قابل توجه خواهد بود. هرچند که باید ببینیم که موسیقی و صداگذاری فیلم چطور از آب درمیآید.
آقای اطیابی بعضی از سینماگران برای قضاوت فیلمهایشان نحوه اجرای جشن خانه سینما را درست و آن را ارجح میدانند و بعضی دیگر جشنواره فیلم فجر را، نظر شما در این مورد چیست؟
به هر حال جشنواره فیلم فجر یک رویداد مهم و ملی در زمینه کارهای سینمایی است و جشن خانه سینما در یک رویداد صنفی اتفاق میافتد. وقتی نگاه صنفی میشود، انتخابها حرفهای میشود و آن اتفاق هم حرفهای میشود، اما جشنواره فیلم فجر از آنجایی که یک فستیوال ملی است و رویکرد فرهنگی دارد؛ به خاطر همین انتخابها متفاوت خواهد بود. هرچند من فکر میکنم اگر انتخابی در جشنواره فیلم فجر همگون و همشکل باشد، خیلی خوب نیست. وقتی شما فیلمهایتان را در یک جشنواره ملی شرکت میدهید که بزرگترین رویداد سینمایی کشور است، نگاه انتخابگران به این فیلم متفاوت است از این جهت که ارزشهای یک ملت در جشنواره فیلم فجر حاکم است و این ارزشها در انتخاب فیلمها، در معرفی و قضاوت فیلمها و سایر حوزهها دیده میشود و به نظر من هر دو شکل میتواند صحیح باشد و هر دو شکل هم نیاز سینمای ماست.
آقای اطیابی شما دفترچه جدید سیاستگذاری معاونت سینمایی را مطالعه کردهاید؟
بله.
به نظر شما چرا اکثر بخشهای این دفترچه اجرا نشده است؟
به نظر من یا خود سیاستها درست در نظر گرفته نشده و دارای نقص و ضعف بوده یا اینکه زمینهاش برای اجرا فراهم نشده است، اما از طرفی هم نمیشود کارهای زیرساختی را نادیده گرفت. مثلاً به سمت شورای عالی سینما رفتن، اتفاق مهمی است یا تبدیل معاونت سینمایی به سازمان سینمایی گرچه قدمهای کوچکی به نظر میآید، اما اتفاقات مهمی است و زیربنا و شرط اول اتفاقات خوب آینده است.
پس شما قبول دارید که با به کارگیری و عملی کردن این سیاستها حداقل بخشی از بحرانهای سینما حل خواهد شد؟
بله، قطعاً همینطور است.