
در این تجدیدنظر طلبی، حذف ارتباط مستقیم مردم با رهبری و حاکمیت از اصول آن بوده که در نتیجه، رجال سیاسی و نخبگان معتقد به قواعد جامعه پلورالیستی و نظام مدنی حاکم میشوند که این همان تفکر لیبرالیستی به شمار میرود. این گروه با تغییر مواضع در عرصه فرهنگ به سمت لیبرال شدن گام برداشته و پس از تسلیم در گرداب آشفتگی نظری و اعتقادی و استحاله معرفتی، با تئوریزه کردن مباحث رفرمیستی و تجدیدنظرطلبانه از دینمداری به سوی لیبرالیسم فرهنگی و سیاسی حرکت نمودند. آنها تساهل و تسامح، کثرت گرایی فرهنگی، پلورالیسم دینی و سکولاریسم را از ملزومات ایجاد دموکراسی و جامعه مدنی معرفی کردند.
رویکرد تجدیدنظرطلبان به لیبرالیسم موجب قرابت و تعامل معرفتی و سپس عملی برخی از جریانات سیاسی موسوم به جبهه دوم خرداد با گروههای اپوزیسیون خارج گردید. کیهان سلطنت طلب چاپ لندن، در این باره چنین مینویسد: نیروهایی که آشکارا حکومت دینی را توتالیتر ارزیابی میکنند و از ضرورت ایجاد جامعه مدنی سخن میگویند و عامل تضاد و خواهان تجدد هستند زیاد و گوناگونند. از جمله سعید حجاریان یکی از سخنگویان خوش فکر این طیفهاست. خواستهای آنها با آنچه از سوی اپوزیسیون مطرح میشود، تفاوت زیادی ندارد. جامعه مدنی تبلیغ شده در مطبوعات این دهه، همان جامعه مدنی در علوم اجتماعی است که معمولاً در مقابل دولت و به حوزهای از روابط اجتماعی اطلاق میشود که فارغ از دخالت دولت سیاسی است. جامعه مدنی مجموعهای از نهادها، مؤسسات، انجمنها و تشکلهای خصوصی و مدنی (غیرخصوصی) را در برمیگیرد.
تشخیص مفهوم جامعه مدنی از مفهوم دولت، محصول اندیشه سیاسی قرن هجدهم و نوزدهم در غرب بود. چنین تمییزی واقعیت فروپاشی ساخت دولت مطلقه و پیدایش دولت لیبرال و حوزه بازار آزاد را منعکس میکرد. جامعه مدنی به این معنا به حوزه حقوق مدنی افراد و گروههای حوزه حقوق طبیعی در مقابل حقوق حاکمیت، حوزه بازار و اقتصاد آزاد و حوزه فرهنگی اطلاق میشد. فضای سیاسی مطبوعاتی در دهه سوم انقلاب اسلامی ایران با به قدرت رسیدن جریان موسوم به دوم خرداد در اوایل این دهه متأثر از اندیشه و نظرات فرهنگی و سیاسی جریانات بود که بدون اعتقاد به بنیانهای نظری انقلاب اسلامی و نظام دینی در حوزههای فرهنگی، فکری و مطبوعاتی کشور فعال بودند.
حضور این جریان در حوزه مطبوعات و با بهرهگیری از فضای آزاد مطبوعاتی و پیوند خوردن طیفهایی از آنان با نیروهای درون انقلاب، فرصتی پدید آورد که آنها با استفاده از بسترهای قانونی، نشریاتی متنوع ومتعدد، منتشر نمایند. این نشریات با استفاده از به هم ریختگیهای مرزهای اعتقادی و سیاسی میان نیروهای درون و بیرون انقلاب و در پناه چتر حفاظتی بعضی از عناصر خودی توانستند آزادی ضد انقلابی و مخالف بنیانهای نظری نظام را گسترش دهند. مبانی و اصول حاکم بر مطبوعات در دهه سوم انقلاب اسلامی ایران، نشأت گرفته از نسل جدید روشنفکران دینی است که مهمترین ویژگی آنها با ظاهری از دغدغه دینداری است ولی در عمل به جای نجات دین، تلاش در تطهیر سکولاریسم را در پی دارد.
این گروه از روشنفکران دینی در مسیر پذیرش دین به عنوان یک ایمان و دغدغه دفاع از دینداری حتی در حریم خصوصی و فردی با روشنفکران مسلمان حقیقی همراه هستند، ولی در مقصد و غایت روشنفکری مسلمان یعنی پیوند دین و سیاست و ضرورت تشکیل حکومت دینی و اعتقاد به نظامات اجتماعی و حکومت دین، در کنار روشنفکران غیردینی و عرفی و لائیک قرار میگیرند.