کد خبر: 434124
تاریخ انتشار: ۰۲ بهمن ۱۳۸۹ - ۲۳:۴۱
صنعت سینمای هالیوود از بدو پیدایش تاکنون همیشه در حال گذار بوده است. گاه این صنعت رشد صعودی به خود می‌گیرد و گاه به سراشیبی و تزلزل قدم می‌گذارد؛ اما تجربه ثابت کرده است که هر گاه سینمای هالیوود خیلی زود از مسیر یکنواخت خود خارج نشده و ایدئولوژی منسوخ شده اش را تغییر ندهد روزشمار تلخی که زمان اندک رسیدن هالیوود به پرتگاه تزلزل را به نمایش می‌گذارد شتاب بیشتری به خود می‌گیرد.
یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف سینمای هالیوود تهی بودن اکثر تولیدات آن از بعد تفکرات انسانی و تمرکز روی یک تفکر خاص یا همان رویای امریکایی است. آنچه که در این میان به خصوص در هزاره سوم برای مردم این کره خاکی به عنوان دغدغه مطرح است مسئله صلح، اتحاد و زندگی کردن در زیر یک چتر واحد به نام احترام به مفهوم «انسانیت» است. مفهومی‌ که در سینمای هالیوود با تمام قوا از تعریف جهان شمول خود فاصله می‌گیرد و سعی می‌کند با فریفتن مخاطبان خود با رنگ و لعاب تولیداتش آنها را به سمت تعریف تک بعدی سران سینمای هالیوود از انسانیت سوق دهد. جالب اینکه خود همان مسئولان و سیاستگذاران اصلی هالیوود نیز در پاره‌ای از مواقع با وجود اعتقاد به عظمت مفهوم جهانی انسانیت آنچنان غرق محصولات خود و شعارهای دروغین خود می‌شوند که فراموش می‌کنند که حرکت اصلی‌شان در چه راستایی بوده! در راستای تسلط بر مردمان این کره خاکی یا زدودن نقص‌ها و آسیب‌های خود و دستگاه‌های تحت نظارت خود! به قول معروف آنچنان غرق قهرمان‌ سازی‌های پوشالی خود می‌شوند که احساس می‌کنند دیگر شکست‌ناپذیر به معنای مطلق آن شده‌اند اما در مواجهه با یک نسیم و نه حتی موج هنری در اروپا و آسیا آنچنان در هم شکسته و سرخورده می‌شوند که احساس ضعف و عجز را می‌توان حتی در ساخته‌هایشان به وضوح دریافت. این همان مسئله حرکت به سمت پرتگاه تزلزل است که به آن اشاره شد و خود عاملی است که باعث می‌شود حرکت تند و شتابزده هالیوود در راستای تغییر ذائقه مخاطب ادامه یابد که عموماً این حرکت تا رسیدن به ثبات نسبی با شکست‌های پیاپی برای سرمایه‌گذاران سینمایی و آثار هالیوودی مواجه می‌شود.
هم اکنون هالیوود در همان سراشیبی افتاده است که از آن سخن گفتیم و تا راه و روش‌های تکراری جذب مخاطب را کنار نگذارد رنگ و روی دوباره نیز به خود نخواهد گرفت؛ آیا سیاست‌هایی چون به کارگیری ستارگان سینمای هالیوود در فیلم‌ها، پرداختن به موضوعات اقتباس شده از داستان‌های مشهور، بازپردازی فیلم و رفتن به سراغ فیلم‌های دنباله‌دار همچون آواتار، هری پاتر و غیره در سال 2011 باز هم جواب خواهد داد؟پایان راه بازاریابان هالیوودیوقتی منتقدی در یک سایت اجتماعی فیلم «برونو» اثر ساشا بارون کوهن را در جولای 2009 آماج انتقادات خود قرار داد، سازندگان این فیلم با لحنی رسمی، حرف و حدیث‌هایی را پیرامون تأثیر شبکه اجتماعی در جلب توجه یا طرد شدن فیلم در جامعه به راه انداختند، اما دوران استفاده از بازاریابی برای گول زدن مصرف‌کنندگان به دیدن یک فیلم بد به پایان راه رسیده است. هنگامی که هالیوود با انرژی مضاعف قدم به سال 2010 میلادی گذاشت آثار خوب و بد بسیاری را با خود به همراه آورد: آثار باز‌سازی شده ملال‌آوری چون «مرد گرگی» و «تیم الف»؛ آثار متوسطی چون «قاتل» با حضور اشتون کوچر و «گردشگر» با هنرنمایی آنجلینا جولی و جانی دپ و آثار فوق العاده ضعیف و مبتذل دیگری که در اینجا از ذکر عنوانشان می‌گذریم همه و همه دریغ از اینکه به کیفیتشان توجهی شود با بوق و کرنای بازاریابانی که هدفشان جز پرکردن صندلی‌های سینما در آخر هفته‌های آغازین نمایش نبود، روی پرده نقره‌ای سینما رفتند. اما ادامه این روند برای بازاریابان و سازندگان فیلم‌ها کارساز نبود؛ مخاطبان خیلی زود به این نکته پی بردند و به تبلیغات پشت کردند. این فیلم‌های‌گرانقیمت که از نظر سطح کیفی هنوز در میانه راه قرار داشت یأس و ناامیدی مردم را برانگیخت و خیلی زود از پلکان صعودی‌اش به پایین افتاد.در عین حال ناگفته نماند در این میان فیلم‌هایی که بر پایه مفاهیم خلاقانه شکل گرفته بود سرآخر به نتایج خوبی نیز دست پیدا کرد. «آغاز»، فیلم مهیجی که درباره نفوذ در ذهن است بیش از 825 میلیون دلار و «شبکه اجتماعی» نیز تاکنون 192 میلیون دلار در جهان فروش کرده است که این نتایج برای این دو درام با کیفیت درخشان است. با این وجود کمپانی‌های مطرحی چون فاکس همچنان تلاش می‌کنند که در بازاریابی محصولات خودشان خلاقیت به خرج دهند. فاکس در هفته‌های آخر سال 2010 میلادی برای متمرکز کردن عملیات بازاریابی خود در دفتر مرکزی لس‌آنجلس، «پم لوین» رئیس بازاریابی مرکز بازاریابی فاکس در نیویورک را از کار برکنار کرد. دنیس رایس، مشاوری که قبلاً در کمپانی‌های «میراماکس» و «دیزنی»، پست‌های ارشدی را در اختیار داشته است درباره سهم بازاریابی در دنیای سینمای امروز می‌گوید: «دیگر آن دوران گذشته است که بازاریابی فیلم‌ها در سطح کیفی خوب باشد، در عصر حاضر بازاریابی باید به تمام معنای کلمه عالی عمل کند؛ البته طرف صحبت من تنها کمپانی فاکس نیست.»مخاطبان حرفه ای؛ سینمای حرفه‌ایبنابر این استودیوهای فیلمسازی به این نتیجه رسیده‌اند که مخاطبان سینما دیگر آن مخاطبان ساده و چشم و گوش بسته نیستند که با دیدن یک آگهی ساده تبلیغاتی قند توی دلشان آب شود و به سوی سینما روانه شوند؛ مخاطب امروزی دیگر مسلح به امکاناتی تحت عنوان شبکه اجتماعی است و قیمت بالای بلیت سینما او را وادار می‌کند که بعد از چرخ زدن در شبکه‌های اجتماعی و اطمینان حاصل کردن از کیفیت بالای یک فیلم، زحمت تماشای آن را به خود بدهد. پس استودیوها و کمپانی‌های تولید فیلم خوب می‌دانند که امروزه مخاطبان تنها سلام فیلم‌های استاندارد و با کیفیت را پاسخ می‌گویند؛ در یک کلام محصول باید خوب باشد تا حس سینما رفتن را به مردم القا کند. علاقه‌مندان به سینما بدبینانه می‌خندند و می‌گویند: همیشه هالیوود در پی تولید فیلم‌های باکیفیت است، اما سر آخر تفاله‌های یک فیلم خوب را بیرون می‌دهد. شاید اینطور باشد اما از استثنائات نمی‌توان گذشت؛ برای مثال «سقوط تیتان‌ها» با جلوه‌های سه‌بعدی در هم و بر همش در ماه آوریل سال میلادی گذشته توانست به فروش جهانی حدود 319‌میلیون دلار دست یابد.حرکت هالیوود به سوی نیروی جوان و مبتکرشعاری که سینما در سال گذشته میلادی درباره کیفیت و اصالت واقعی آثار اعلام کرد به اندازه کافی محرک بود که استودیوهای فیلمسازی را به بالا بردن و سرعت بخشیدن استراتژی‌های عملی خود وادارد. استودیوی «سونی پیکچرز انترتیمنت» که «شبکه اجتماعی» را تولید کرد سخت در پی آن است که از این پس حساب ویژه‌ای روی کارگردانان جدید با روحیات جدید باز کند. این کمپانی برای تولید مجدد «مرد عنکبوتی» از کارگردان نه چندان شاخصی به نام «مارک وب» درخواست همکاری کرد؛ وبی که در کارنامه‌اش تنها یک فیلم کمدی تحت عنوان «500 روز از تابستان» به چشم می‌خورد. به علاوه این استودیو به سراغ ساخت مجدد نسخه سینمایی آثاری چون «خیابان جامپ شماره 21» پرداخت و کار ساخت آن را به فیل لرد و کریس میلر سپرد که آنها هم پیشتر جز ساخت یک انیمیشن گمنام، تجربه‌ای در زمینه ساخت فیلم کسب نکرده بودند. امی پاسکال، رئیس کمپانی سونی می‌گوید: «آینده از آن فیلمسازان جوانی است که حرف تازه‌ای برای گفتن داشته باشند. ابتکار و نوآوری خوب است و خوب به معنی سودآوری تجاری است.»البته همه استودیوها چندان پایبند حرکت به سوی نیروی جوان و مبتکر نیستند. استودیوی والت دیزنی که خیالش از بابت دغدغه هنر کارگردانی راحت است (البته در فیلم‌های تمام و کمال انیمیشنی‌اش)، گروهی را تشکیل داده است که کارشان تنها ارتباط گرفتن با کارگردانان تراز اول دنیا ست. به همین خاطر است که آثار دیزنی اغلب پر فروش می‌شود. برای مثال دیوید فینچر، کارگردان فیلم موفق «شبکه اجتماعی»، هم‌اکنون مشغول ساخت انیمیشنی با اقتباس از داستان « 20 هزار فرسنگ زیر دریا» است و گیلرمو دل تورو هم ساخت فیلم جدیدی درباره عمارت‌های خالی از سکنه در سرزمین دیزنی را بر عهده گرفته است. الگوی دیزنی، اقتباس خلاقانه تیم برتون از «آلیس در سرزمین عجایب» است که در بهار امسال توانست به میزان 02/1 میلیارد دلار در دنیا فروش داشته باشد. (انیمیشن «داستان اسباب‌بازی 3» با چند سانتیمتر فاصله از «آلیس در سرزمین عجایب» در رتبه اول و بخش اول «هری پاتر و قدیسان مرگبار» که هنوز در حال اکران هستند در رتبه سوم پرفروش‌‌ترین انیمیشن‌های جهان قرار دارند.)شون بیلی، رئیس تولیدات دیزنی درباره سال‌هایی که در سینمای هالیوود گذشته است، می‌گوید: «در این سال‌ها به نظر می‌رسد اکثر فیلم‌های زنده و اکشن هالیوود بین یکی از این دو گزینه سرگردان بودند : تجارت یا کیفیت. صنعت فیلمسازی کمتر از یک فیلم انتظار دارد که هم تجاری باشد و هم با کیفیت. اما ایده ما به کلی متفاوت است.»در این بین آینده کمپانی فاکس قرن بیستم هم تا حدود زیادی به جیمز کامرون بستگی دارد. کامرون در ماه اکتبر سال گذشته میلادی به پیشنهاد این کمپانی مبنی بر کارگردانی دو بخش پایانی «آواتار» تن در داد. اما انگار فاکسی‌ها هم دیگر به این نکته پی برده‌اند که موضوعات تکراری برای مخاطب جلوه‌ای ندارد. آنها تولید‌کنندگان را تشویق می‌کنند که به دنبال موضوعات نو و ابتکارات ویژه باشند (شاید علاقه‌مندان به سینما همچنان طالب دیدن فیلم‌هایی چون «مارمادوک» باشند که در آن حیوانات مانند انسان‌ها سخن می‌گویند.) در سال 2010، سود زیادی عاید کمپانی فاکس شد، اما این کمپانی همچنان با موجی از یأس و ناامیدی دست و پنجه نرم می‌کرد. ساخت فیلمی با موضوع تکراری - «سفرهای گالیور»- که هم‌اکنون نیز در حال اکران است برای سردمداران این کمپانی‌گران تمام شد و با این وجود نتوانست در گیشه‌های سینما به فروش رضایت بخشی دست پیدا کند. ساختارهای شکسته هالیوود تمام این نگرانی‌ها درباره اصالت و کیفیت فیلم‌ها، ناشی از واکنش استودیوها به برچیده شدن کمپانی‌هایی چون «پارامونت ونتیج» و «میراماکس» در طول دو سال گذشته است. مراسم اسکار، هر سال روی محصولات این دو کمپانی حساب باز کرده و حجم زیادی از نامزدهای خود را از میان فیلم‌های ساخته شده در این دو کمپانی گزینش می‌کرد اما با بسته شدن درهای این دو کمپانی استودیوهای مشهور ناگهان با خلا بزرگی روبه‌رو شدند. امسال کمپانی سونی تنها با «شبکه اجتماعی» و پارامونت با «جنگجو» و «شن واقعی» در مراسم اسکار شرکت می‌کند. در اصل رفتن به سوی آثار پرفروش درجه یک یا پرداختن صرف به کیفیت برای کمپانی‌های سازنده فیلم دیگر روش امنی نیست. استودیوها سخت در تلاش این هستند که سلایق مخاطبانشان را تشخیص دهند. انیمیشن دیگر آن طفل مظلومی نیست که مخاطب نداشته باشد. حضور ستاره‌ها در یک فیلم دیگر ضمانت فروش بالای یک فیلم نیست؛ دلیلش هم «گردشگر» و «از کجا می‌دانی» فیلمی از ریس ویدرسپون بود که با وجود ایفای نقش ستاره‌های نامدار در این دو فیلم، استقبال مخاطبان از آن بسیار ضعیف بود. از سویی به نظر می‌رسد که استراتژی ساخت فیلم‌های دنباله دار در هالیوود همچنان جواب می‌دهد هر چند که در آینده‌ای نزدیک باید انتظار سقوط این استراتژی را داشت. اصالت و ابتکار؛ کلید راهگشای هالیوودبراساس آماری که چندی پیش از سوی سایت‌های وابسته به هالیوود اعلام شد، میزان فروش بلیت و در نتیجه حضور مردم در سینماها در سال 2010 میلادی با 4 درصد افت به رقم 28/1 میلیارد نفر رسیده است. براساس این آمار درآمدهای حاصله برای فیلمسازان و کمپانی‌ها به میزان کمتر از یک درصد کاهش داشته و به رقم 5/10 میلیارد دلار رسیده است که شاید دلیل آن ساخت و اکران فیلم‌های دنباله دار و بازسازی شده یا افزایش پنج درصدی قیمت بلیت سینماها تا سقف 85/7 دلار به لطف نمایش سه بعدی فیلم‌ها باشد. سال گذشته میلادی، گیشه فیلم‌هایی که با موضوعات اصیل و ابتکاری روی پرده سینما رفته بود از فروش نسبی خوبی برخوردار بود؛ یکی از بزرگ‌ترین شگفتی‌های همین سال، فیلم انیمیشنی «من نفرت‌انگیز» بود. این انیمیشن داستان یک متفکر تبهکار است که با قرار گفتن سه دختر یتیم بر سر راهش، زندگی خود را دگرگون شده می‌بیند.این انیمیشن داستانی اصیل و ابتکاری دارد و همین باعث شد که کمپانی‌های سازنده آن (استودیوی ایلومینیشن انترتیمنت این انیمیشن را به سفارش کمپانی یونیورسال پیکچرز ساخت) در جهان به فروشی در حدود 540 میلیون دلار دست یابند؛ موفقیت و اعتباری بزرگ برای داستانی که از جای دیگر مشتق نشده است. کریس ملاداندری، بنیانگذار استودیوی «ایلامینیشن» می‌گوید: «به نظر من اگر اقتباس و تشابه و نیز بی‌ابتکاری در سینمای ما فراگیر شود، خطری بزرگ سینمای‌مان را تهدید خواهد کرد و در دراز مدت رجوع مخاطبان به سینما را تحت شعاع خود قرار خواهد داد.صنعت سینما در قبال خود و مخاطبانش مسئولیتی دارد و آن ساخت فیلم‌هایی است که به مردم حس کشف چیزهای جدید در سینما را القا کند.»اکنون هالیوود پا به عصر جدیدی گذاشته است؛ اصطلاحاتی چون درام بزرگ، قدرت ستارگان سینما و حتی تجربه سینمایی در خطر منسوخ شدن قرار دارند. به گفته «پیتر دیکام»- که به‌عنوان یکی از 50 شخصیت قدرتمند هالیوود شناخته می‌شود- دیگر دور، دور مخاطبان سینماست تا به جای فیلمسازان درباره چگونگی نمایش صحنه‌های مهیج سینما و نیز تولید و توزیع محصولات آن تصمیم بگیرند. به عبارتی اگر هالیوود رویه تکراری خود در انتخاب موضوع، طراحی، تولید و عرضه کالاهایش را کنار نگذارد باید شاهد سالن‌های خالی از تماشاگر در سینماها باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار