«احساس کردم نمیتوانم» مکث میکند و ادامه میدهد «حس میکردم نمیتوانم این طور زندگی کنم. گاهی آدم در زندگی به جایی میرسد که راهی جز دعا برایش نمیماند، این معمولاً وقتی است که همه تکیهگاههایت فرو میریزد، حداقل برای من که اینطور بود.»دینارا صدرالدین، مجری شبکه یک تلویزیون روسیه اگرچه یک مسلمانزاده است اما اعتراف میکند که خانواده او هم مثل بسیاری از خانوادههای مسلمان در زمان حاکمیت کمونیسم در اتحاد جماهیر شوروی زیر فشارهای عقیدتی دچار فقر معنایی شدند و عملاً از مسلمانی به نام خانوادگی آبا و اجدادیشان(صدرالدین) قناعت کردند.اولین کسی که در خانوادهمان درباره اسلام تحقیق کرد و تسلیم اصول آن شد خواهرم بود. او شروع کرد به خواندن زبان عربی و پله پله به سمت اسلام خیز برداشت، بعد هم حجاب را پذیرفت و شروع کرد به خواندن نماز.من آن زمان معنی کارهای او را نمیفهمیدم، تازه وارد دانشگاه هنرهای دراماتیک روسیه شده بودم. خواهرم از سر خیرخواهی که گاه رنگ و بوی اجبار می گرفت میخواست مرا وادار کند اسلام را بپذیرم اما من زیر بار نمیرفتم، البته زمانی که خودش فهمید با اجبار نمیتواند مرا به سمت اسلام بکشاند، کنار نشست. اینجا بود که من دور از چشم خواهر و خانوادهام مطالعه تاریخ اسلام را آغاز کردم.از وضعیت دوگانهای که داشتم خندهام گرفتدینارا صدرالدین از سال 2001 مجری تنها برنامه شبکه یک روسیه درباره مسلمانان است. «زمانی که من برای اجرای این برنامه دعوت شدم، گرایش شدیدی به اسلام داشتم و میتوانم بگویم مسلمان شده بودم اما هنوز حجابم را رعایت نمیکردم. اولین برنامهای که روی آنتن رفتیم، حجاب نصف و نیمهای داشتم، وقتی آمدم و خودم را در آینه دیدم از وضعیت دوگانهای که داشتم، خندهام گرفت. همان زمان بود که احساس کردم نمیتوانم مردم را فریب بدهم، به گونهای که درباره حجاب حرف بزنم و عملاً دور از حقیقت آن ایستاده باشم، به همین خاطر تصمیم گرفتم حجابم را کامل رعایت کنم، البته طراحان برنامه بارها پیشنهاد دادند به خاطر جذابیت بصری، فرمی به روسریام بدهم یا روسریام را از پشت ببندم اما من پای حرفم ایستادم.میخواستم بگویم حجاب نماد تروریسم نیستاز صدرالدین میپرسم از اینکه با پوشش اسلامی در جامعه حضور داری از زاویه افکار عمومی تحت فشار نیستی، میگوید: «از وقتی بساط کمونیسم برچیده شد، اسلام نفس تازهای در روسیه کشید. البته همین زمان تلاش میشد ترورهای روسیه را به مسلمانان نسبت دهند. متأسفانه زمانی که این ترورها به نام اسلام و مسلمانان و حجاب در روسیه صورت میگیرد، مردم به مسلمانان و حجاب بدبین میشوند. به همین خاطر آنها این مواقع در حالت ترس به سر میبرند و وقتی یک زن محجبه را میبینند گمان میکنند او کمربند انتحاری بسته یا مسلسلی زیر حجابش پنهان کرده است. آخرین تروری که در مترو مسکو اتفاق افتاد هر کس زن محجبهای میدید، فرار میکرد. من با وجود همه این حاشیهها تصمیمم را گرفتم و به لطف خدا روی این تصمیم ایستادم که با حجاب در مترو و خیابان و محل کارم حاضر شوم، میخواستم با این کارم بگویم حجاب نماد تروریسم نیست.»در ایران از گوشت تا موزیک همه چیزحلال استاین مجری تلویزیون روسیه سومین بار است که به ایران سفر میکند.«همیشه وقتی ایران میآیم حس خوبی دارم، این سفرها گاه با جزئیاتشان در وجودم رسوب میکند، شاید به این خاطر که در ایران احساس راحتی میکنم. تصور کنید شما به جایی میروید که هر آنچه در دسترستان قرار میگیرد از گوشت و نوشیدنی و سینما و موزیک حلال باشد، مسلماً حس خوبی به شما دست میدهد.»همه حرفهایمان را باید در 13 دقیقه بزنیماز دینارا صدرالدین میپرسم به عنوان یک فعال رسانهای بهتر میدانی که رسانهها چقدر در شکل دادن به ذهنیت مخاطبان تأثیرگذار هستند، همان ذهنیتی که باعث میشود مسافران مترو مسکو را در مواجهه با یک زن محجبه یا ظاهر یک مسلمان به وحشت بیندازد، حال در این نابرابری رسانهای و تفوق شگردهای تبلیغاتی و فناوری غرب نسبت به مسلمانان چه باید کرد، میگوید:« اگر ما بتوانیم حقیقت اسلام را آنگونه که هست نشان بدهیم این برتری آنها از بین خواهد رفت. من از وقتی برنامهام را در تلویزیون روسیه آغاز کردم واقعاً گمان نمیکردم که با این حجم از استقبال مخاطبان روبهرو شوم. خیلیها با ما تماس میگیرند و میگویند ما اصلاً گمان نمیکردیم اسلام آن چیزی باشد که شما در برنامهتان نشان میدهید، آن هم برنامهای که در هفته یک روز در یک زمان محدود 13 دقیقهای پخش میشود.- فکر نمیکنید 13 دقیقه آن هم در یک هفته زمان کوتاهی برای تأثیرگذاری باشد؟- بله، زمان بسیار محدودی است و ما مجبوریم برنامههایمان را فشرده و کپسولی تهیه کنیم. فرض کنید خبرنگار ما از فستیوال فیلمهای اسلامی یک گزارش 40 دقیقهای دست ما میرساند اما ما مجبوریم زمان گزارش او را به پنج دقیقه برسانیم.- از بازخورد برنامههایتان بگویید.- بازخوردها طیفهای مختلفی دارند که بخش قابل توجهی از آنها مربوط به غیر مسلمانهایی است که میخواهند اسلام را بهتر بشناسند. بهترین بازخورد برای ما زمانی است که بینندگان برنامهمان ارتباط میگیرند و اعلام میکنند مسلمان شدهاند، این بهترین هدیه برای من است.- به فکر این نیستید که شبکهای مختص مسلمانان در روسیه دایر کنید؟ به هر حال مسلمانان روسیه کم نیستند.- خیلی وقتهاست که مسلمانان روسیه میخواهند چنین شبکهای داشته باشند اما موانع بسیاری سرراه وجود دارد. به غیر از سیاستهای حکومتی و محدودیتهایی که از این ناحیه وجود دارد، نداشتن اطلاعات و امکانات لازم یک مانع جدی است. حتی اگر آن فضای باز وجود داشته باشد اما شما نتوانید از این فضا استفاده کنید عملاً به یک تهدید تبدیل میشود. ما امروز با کمبود نیروی انسانی خبره و آگاه روبهرو هستیم، خبرنگاران و گزارشگرانی که هم به اصول فعالیت حرفهای در یک رسانه اشراف و آگاهی داشته باشند و هم به درک درستی از مبانی و اصول اسلام رسیده باشند، بسیار اندک هستند.در حال حاضر حدود 100 نشریه کوچک و محلی در روسیه در ارتباط با مسلمانان چاپ میشود. وقتی روزنامه میگویم در ذهنتان دنبال تحریریههای بزرگ و عریض و طویل نباشید، روزنامهای را مجسم کنید که مدیر و سردبیر و نویسنده مقاله و خبرنگارش یک نفر بیشتر نیست. این محدودیت که بیشتر یک ضعف معرفتی است، دست ما را برای گسترش برنامههایمان میبندد.یک خطر جدی که در این باره وجود دارد، از ناحیه کسانی است که درباره اسلام مینویسند اما بسیار با مغالطه و ذهن مغشوش.- میتوانید مثالی در اینباره بزنید؟- فرض کنید شما میخواهید فرق «شهادت» را با «خودکشی» برای یک غیرمسلمان تشریح کنید. شاید اینها برای شما که در ایران زندگی میکنید چندان مسئله برجستهای نباشد اما برای یک روس یا اروپایی که شهادت را در ذهن او با ترور و انتحار و خودکشی جا انداختهاند، سخت است فرق و فاصله این دو را با هم درک کند، بنابراین کسی باید در اینباره بنویسد یا برنامه بسازد که به موضوع احاطه کامل داشته باشد. من فکر میکنم خبرنگار مسلمان علاوه بر اینکه باید متعهد به اصول کار حرفهای باشد، مهمتر از آن باید تعهد به مسلمانی و اخلاق را در کار خود نشان دهد که این البته بار سنگینی است و یک جهاد حقیقی میخواهد، جهادی که در آن بتوانی ذهن و زبانت را مهارکنی و اجازه ندهی به هر سو که میخواهد سرک بکشد.قلبم خدا را حس میکندما ایرانیها علاقه عجیبی به احساساتی کردن تازه مسلمانها و تماشای اشکهای آنها داریم، لابد تابهحال به مناسبتهای مختلف از جمله ماه مبارک رمضان با این مصاحبههای اشکی روبهرو شدهاید. من هم نمیخواستم اشک صدرالدین را در بیاورم اما ناخواسته این اتفاق در دقایق آخر گفتوگویمان افتاد، وقتی پرسیدم اکنون خدا را چگونه یافتهای؟بغض میکند و در حالی که صدایش میلرزد، میگوید راه بندهها به سمت خدا همیشه باز است. این راه برای همیشه گسترده شده و هرگز جمع نخواهد شد، حتی اگر شما پشت به راه ایستاده باشید. البته هر کسی به طریقی با خدا روبهرو میشود و با او رابطه برقرار میکند.این دیگر حس درونی هر فرد است. من هم با احساس درونیام با خدا رابطه برقرار میکنم، قلب من خدا را احساس میکند، فکر میکنم این تعبیر برای کسانی که از این راه رفتهاند و میروند، آشنا باشد.