
دریای خزر در باستانیترین دست نوشته ایرانیان از جمله اوستا به نام «وئوروکش» یعنی کرانه فراخ نامیده شده است، ولی این دریا در طول تاریخ به اسامی دیگری بنابه سلیقه اقوامی که به آن اهمیت میدادند خوانده شده است. معروفترین اسم این دریا در حال حاضر در کتاب و نوشتههای خارجی «کاسپین» و در نوشتههای داخلی «دریای مازندران» و «دریای خزر» خوانده شده است. با توجه به اینکه این دریا بزرگترین دریاچه جهان است به طوری که مساحت آن از مجموع خلیج فارس و دریای عمان بیشتر است و از دومین دریاچه بزرگ جهان به نام «سوپر یور» در برزیل پنج برابر بزرگتر است بنابر این نمیتواند خارج از دید و اهمیت جهانی باشد و علاوه بر آن این دریا از دو جنبه کلان حائز اهمیت است. یکی به عنوان وسیله ارتباطی و شبکه بزرگ حمل و نقل و دوم به عنوان ذخایر غنی نفت و گاز و غذایی است که از جمله معروفترین خاویار جهان را این دریا در خود جای داده است. اما این دریا چه نیز از دست انسان در امان نیست.
منابع آلاینده
عمده آلودگیهای خزر را می توان به دو دسته نفتی و غیرنفتی تقسیم کنیم، آلودگی غیرنفتی شامل آلایندههایی چون فاضلاب شهری و روستایی، آلایندههای صنعتی شامل مواد شیمیایی از جمله مواد رادیو اکتیو و آلودگی حرارتی ناشی از نیروگاهها و نیز آلودگی تأسیسات شیلاتی است.
از دیگر آلودگی غیرنفتی میتوان به آلودگی ناشی از توسعه کشاورزی هم اشاره کرد که مهمترین این آلودگی ورود انواع کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات نباتی و علفکشها هستند.
دومین منبع آلاینده خزر آلودگی نفتی است که به خاطر اهمیت آن از سایر آلایندهها مجزا شده است و خود این آلودگی را هم میشود به چند دسته تقسیم کرد.
نشریه بندر و دریا در سال ۱۳۸۰ میزان آلودگی ناشی از استحصال نفت تا سال ۲۰۲۰ را تا حدود چهار برابر میزان فعلی اعلام کرده بود که جای تأمل بسیار دارد که این آلودگی حدود ۳۰ درصد از سوی جمهوری آذربایجان، ۴۶ درصد قزاقستان، ۱۴ درصد ترکمنستان و ۱۰ درصد روسیه ایجاد میشود. چون جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر تولید نفت و گاز در این دریا ندارد، بنابر این سهمی در آلودگی از استحصال نفت نیز ندارد.
از دیگر موارد میتوان از آلودگی ناشی از انتقال نفت و گاز توسط خطوط لوله و نفتکشها و حوداث نفتی و آلودگی از تأسیسات نفتی و حتی آلودگی نفتی ناشی از تراوش طبیعی نفت نام برد.
راهکارها
برای جلوگیری از آلودگی نفتی خزر باید راهکارهای حقوقی و سیاسی در اولویت باشد، چون راهکارهای دیگر به نوعی وابسته به آن هستند.
راهکار فنی برای جلوگیری از آلودگی نفتی مقوله تخصصی است که کارشناسان این رشته باید به آن بپردازند، ولی در خصوص راهکار حقوقی اینکه حفظ محیط زیست دریای خزر یک وظیفه جهانی است و علاوه بر آن کشورهای حاشیه خزر نیز به عنوان متضررین اصلی آلودگی نفتی خزر، وظیفه بیشتری در این خصوص دارند هر چند از دید نسل سوم حقوق بشر، یعنی حقوق همبستگی، همه کشورهای و سازمانهای بینالمللی وظیفه دارند در حفظ محیط زیست دریای خزر از جمله آلودگی نفتی آن مشارکت و همکاری نمایند.