
امریکای دوران اوباما بیش از هر زمان دیگری برای بند و قفل زدن به پای اژدهای نوظهور چینی دست و پا میزند. اگر زمانی فقط امریکاییها بودند که شرکتهای چینی را به خاطر همکاری با رقبای واشنگتن تحریم می کردند، حالا این چشمبادامیهای پکن هستند که شرکتهای امریکایی را تهدید به تحریم میکنند. ژانویه سال قبل امریکا طرح فروش 4میلیارد دلار تسلیحات به تایوان را تصویب کرد و در مقابل، پکن شرکتهای امریکایی را که به تایوان سلاح میفروشند، تهدید به تحریم کرد. از ژانویه سال قبل تا امسال، تحولات قابل توجهی در مناسبات دو کشور بروز کرده است. هیلاری کلینتون و رابرت گیتس هر کدام دوبار به پکن سفر کردهاند و هر چند هدف اصلی این سفرها، مسائلی مانند بحران در شبه جزیره کره، پرونده هستهای ایران یا اختلافات تجاری طرفین اعلام شده، ولی به نظر میرسد نقطه کانونی تمرکز امریکاییها مهار اژدهای در حال ظهور چینی است که ایالات متحده روز به روز چالش بیشتری از سوی آن برای خود به تصویر میکشد. باراک اوباما، رئیسجمهور امریکا و تیم همراهش تعامل با چین را باید ستاره راهنمای سیاست خارجی امریکا برای مهار قدرت رو به انفجار چین قرار دهند. این دیدگاه احتمالا صحیح است، ولی دیگر فقط این امریکا نیست که چارچوب و زمین بازی مناسبات دوجانبه را تعریف میکند. رفتارهایی که چین از خود نشان میدهد، حائز رفتارهای یک قدرت هژمون در سطح جهانی و یا به عبارتی یک ابر قدرت است. امریکاییها تأکید دارند که از طریق گفتوگوهای اقتصادی و استراتژیک روند ادغام چین در اقتصاد جهانی را تسریع و جایگاهی را که چینیها به دنبالش هستند، به آنها اعطا کنند، ولی پکن رفتارهای هژمونیک خود را به حوزه اقتصاد محدود نکرده است و توسعه خود را به مانند یک ابرقدرت واقعی در حوزههای مختلفی به جلو میبرد. هیچگونه سند و مدرکی وجود ندارد که نشان دهد، رفتارهای تهاجمی پیونگ یانگ طی ماههای اخیر با تحریک چینیها انجام شده، ولی واقعیت این است که پکن از رفتارهای تهاجمی کرهشمالی استفاده میکندتا نظم مد نظر خود را در شرق دور حاکم کند. این البته فقط اولین گام است. چینیها توسعه تواناییهای نظامیشان را هم همزمان با سایر بعدهای قدرت به پیش میبرند. در حالی که رابرت گیتس وزیر دفاع امریکا چند روز قبل از سفرش به چین اعلام کرد که امریکا بوجه نظامی خود را طی پنج سال آینده 78 میلیارد دلار کاهش خواهد داد و منابع خبری گزارش کردهاند که طی همین مدت حجم نیروهای ارتش و تفنگداران دریایی هم 47 هزار نفر کمتر خواهد شد، آمار و ارقام در مورد بودجه نظامی چین نشان دهنده روندی معکوس است. البته اعداد و ارقام مربوط به بودجه نظامی چین چندان شفاف نیست و طبق آمارهای رسمی، دولت چین اعلام کرد که چیزی حدود 41 میلیارد دلار صرف هزینههای نظامی میکند ولی امریکاییها این آمارها را کاملاً تقلیل گرایانه میدانند و معتقدند که آمار هزینههای نظامی چین در سال 2007 چیزی حدود 125 میلیارد دلار بوده و احتمالاً سه سال گذشته رشد چشمگیرتری را پشت سر گذاشته است. حتی اگر از آمارها و ارقام هم صرفنظر کنیم، به سادگی میتوان دریافت که جهتگیریهای نظامی چین در حال تحول چشمگیر و یا به عبارتی انقلابی است.
رابرت گیتس در سفر خود به پکن طی چند روز گذشته احتمالاً موضوع ایران و کرهشمالی را با چشم بادامیها در میان گذاشته است، ولی مسئله گسترش تواناییهای نظامی پکن را باید مهمترین دغدغه فرستاده اوباما به چین دانست. امریکاییها تأکید دارند که کمیسیون مشترک همکاریهای نظامی امریکا و چین را فعال و از این طریق نه تنها پکن را وادار کنند که درباره هزینههای نظامیاش شفافتر عمل کند، بلکه سعی میکنند از طریق ایجاد روابط نظامی همکارانه، دست و پای اژدهای چینی را ببندند. این همان سناریویی است که در حوزه اقتصادی از طریق ابتکار گفتوگوهای استراتژیک دنبال شد. با این حال به نظر میرسد که مقامهای چینی تمایل چندانی ندارندکه ابتکارهای دو جانبهای که امریکا برایشان تعریف میکند، روند توسعه نظامی خودشان را محدود کنند. چند روز قبل از سفر رابرت گیتس به پکن، اعلام شد که چین طی سال جاری میلادی اولین ناو هواپیمابر خود را به آبهای آزاد خواهد انداخت. چینیها حتی به این هم بسنده نکردند و در آخرین روز حضور گیتس در پکن، اولین جنگنده رادار گریز خود را به نمایش گذاشتند.
مقامهای چینی میگویند که پرواز و رونمایی از این هواپیما از قبل برنامهریزی شده بود ولی حتی اگر این را هم قبول کنیم، باید قدرتنمایی هفتههای اخیر چینیها در حوزههای نظامی را بیان غیررسمی دست رد پکن به طرحهای همکاریجوانه امریکا قلمداد کرد.