
«میل و کباده و سنگ، نماد پهلوانی و رزم با اهریمن، اینها جزئی از آیین پهلوانی و زورخانهای و نمودی از فرهنگ کهن ایران در روزهای دور است که سرانجام بهعنوان یکی از معدود ورزشهای باستانی و فرهنگی در قالب میراثی معنوی به جمع فهرست میراث جهانی یونسکو پیوست.
به گفته یدالله پرمون، رئیس مرکز مطالعات میراث معنوی آسیای مرکزی و آسیای غربی و مشاور معاون میراث فرهنگی کشور در امور بینالملل و ثبت جهانی در کنوانسیون 2003 میراث معنوی سازمان جهانی یونسکو، هیچ کشوری اجازه ندارد که ورزش را در قالب میراث ناملموس به ثبت جهانی برساند، اما جمهوری اسلامی ایران در ماه گذشته موفق شد که ورزش زورخانهای را با تمرکز بر آیین پهلوانی و زورخانهای در فهرست جهانی یونسکو ثبت کند.
او در کمیته رسیدگی تخصصی به این پرونده مشارکت داشته است و از نظر او ثبت جهانی این اثر و سایر آثار معنوی اهمیت بسیاری دارد؛ یکی از شاخصهای مهمی که براساس آن کشوری را در زمره کشورهای باستانی و فرهنگی برمیشمارند تعداد مواریث ثبت شده آن در سازمان جهانی یونسکو است. در واقع آیین پهلوانی و زورخانهای به عنوان باستانیترین آیین ورزشی کشورمان در ماه گذشته به همراه 4 اثر معنوی دیگر در فهرست میراث معنوی یونسکو ثبت شد تا تعداد مواریث معنوی جهانی ایران را به هفت اثر برساند.
ریشه آیین پهلوانی و زورخانهای
بسیاری از کارشناسان پیشینه آیین باستانی پهلوانی و زورخانهای را به آیین عبادی میترائیسم نسبت میدهند. علیرضا حجتی، از سردمهای طلایی آیین پهلوانی و زورخانهای ایران است که رشته مرشدی را از استاد موحوم مرادی، شاهنامهخوان بینظیر کشور فراگرفته است. وی معتقد است: «آنچه به شکل امروزی در آیین زورخانهای دیده میشود براساس طوماری است که از محمود خوارزمی و پوریای ولی در قرن هفتم قمری بر جای مانده است، اما خاستگاه این آیین باستانی آیین عبادی مهر است هر چند که هیچ سند مکتوبی در این خصوص موجود نیست.»
او در ادامه برای روشنی ادعایش مثالی میآورد: «دلیل پایینتر بودن گود از سطح زمین، سردم بودن مرشد و جایگاه اختصاصی او، کوتاه بودن در زورخانه و نیز پایینتر بودن زورخانه از سطح معابر و کوچه را میتوان در آیین مهر جستوجو کرد. چنانچه در دوران پیش از اسلام معابد را در معبر آب میساختند، آب مظهر پاکی بود و زورخانه در موقعیتی پایینتر از سطح زمین ساخته میشد تا آب به سهولت از کنارش رد شود.»
برخی کارشناسان این ادعا را تنها در حد یک فرضیه میدانند، اما شباهت معماری زورخانه با شکل هشت وجهی، گنبد و قبه روی آن که به سوی خورشید هدایت میشود شباهت نزدیکی به معابد آیین میترائیسم دارد، اما شکوفایی آیین باستانی پهلوانی و زورخانهای به دوران اسلامی بازمیگردد. در این دوران آیین پهلوانی با پذیرفتن فرهنگ اسلامی رنگ و بوی اسلامی به خود گرفت و اشعار و ادبیات باستانی و کلاسیک در کنار ذکر و منقبت حضرت علی و دیگر بزرگان دین اسلام این آیین را به آیین ایرانی اسلامی تبدیل کرد.
ابزار و مفاهیم در آیین پهلوانی
ابزارآلاتی که در زورخانه استفاده میشود برگرفته از ابزارآلات جنگی است. میل یادآور گرز، کباده یادآور کمان، سنگ یادآور سپر و به طور کلی هر جز از زورخانه و آیین جاری در آن نمادین است.
حجتی با اشاره به معماری زورخانه میگوید: «پس از اسلام گود را به گودی قتلهگاه امام حسین(ع) و واقعه عاشورای سال 61 قمری تشبیه کردند. در واقع این گود یادآور آن است که ما با یاد و توجه به کردار امام حسین(ع) گود داریم و به یاد گودی قتلهگاه در گود ورزش میکنیم. از سویی این گود یادآور گودی قبر انسان است؛ همه ما از خاک آمدیم و به خاک بازمیگردیم و یک پهلوان در گود ورزش میکند تا به یاد قبرش باشد.»
نگاهی به هنر معماری زورخانه گویای مفاهیم معنوی چون تواضع و فروتنی و نیز معرفتشناسی آیینی است. اردشیر صالحپور از پژوهشگران هنر و آیین کشورمان درخصوص هنر معماری زورخانه میگوید: «زورخانهها در کنار معماری بازار، حمام، چهارسوها برای حفظ ارزشهای معنوی، دینی و آیینی طراحی شدند. برای مثال در ورودی زورخانه به طور نمادین کوتاه است و تواضع و فروتنی و معرفت شناسی آیینی این رشته را القا میکند.»
از سویی لباس پهلوانان نیز نقشی به نام بته جقه دارد که این نقش برداشتی از سرو چمون است که خود نماد جوانمردی، تواضع و فروافتادگی است. در واقع تمام عناصر و نمادهای هنری و آیینی زورخانه حاکی از فتوت و جوانمردی است.
چرخ زدنها در آیین پهلوانی نماد انسانی است که میخواهد اوج بگیرد، بال بزند و به آسمان برسد. تخت شنا یادآور رویدادی است که طی آن مولا علی(ع) در خیبر را از جا میکند و به علی خیبرگشا معروف میشود. در واقع تمام این آیینها تمثیلی و نمادین است. علاوه بر این آیین پهلوانی و زورخانهای به سبب موسیقی، اشعار، ادبیات، آیین، حرکات، زیباییشناسی و مفاهیم معنوی که دربردارد واجد ارزشهای بسیاری است که در کمتر ورزشی دیده میشود و از این حیث سزاوار ثبت در جهان است.
اما آیا به جز ارزشها، خطری متوجه این آیین باستانی است که ثبت آن در فهرست جهانی یونسکو را رقم زده است؟
خطر در کمین آیین پهلوانی؟
میراث معنوی شامل دو فهرست است: فهرست نمونه و فهرست در معرض خطر.
پرمون درخصوص نمونه یا در معرض خطر بودن پرونده ارسالی به یونسکو میگوید: «نظر کنوانسیون 2003 این است که هر کشوری سهم خود را از فرهنگ و حوزههای میراث بشری ایفا کند. میراث بشری مانند یک پازل است که هر کدام از کشورها بخشی از آن را تشکیل میدهند و اگر این سهم از سوی کشوری معرفی نشود در این پازل خلأ به وجود میآید.»
وی ادامه میدهد: «اگرچه آیین زورخانهای و پهلوانی در گذر زمان دستخوش بعضی تغییرات و حذفیات شده اما آنچنان در معرض خطر نیست. در کشور ما فدراسیون ورزشهای زورخانهای تأسیس شده است و کمکم کشورهای دیگر نیز به این ورزش گرایش پیدا میکنند. بنابراین آیینهای پهلوانی و زورخانهای میراثی است که معرف حوزه فرهنگی ایران بوده و از طریق ثبتش به جهانیان معرفی میشود.»
با این وجود صالحپور نظر متفاوتی دارد. او بر این عقیده است که در کشور ما تعداد زورخانهها رو به کاهش است و به جای تقویت این آیین باستانی، هزینههای هنگفت صرف ورزشهایی میشود که از دیگر کشورها به ایران آمده است و در پشت پرده آن هیچ ارزشی به چشم نمیخورد.
آیین پهلوانی و زورخانهای، میراثی 4 گانه
یک اثر برای ثبت در میراث معنوی جهانی یونسکو باید جزو یکی از دستههای زیر باشد:
یک: زبان بهعنوان محملی برای جاری شدن سنن شفاهی مانند ترانه، قطعه و لالایی
دو: آیین، سنن، آداب و رسوم
سه: هنر اجرایی مانند خیمه شب بازی، پردهخوانی و نقالی
چهار: دانش سنتی مرتبط با طبیعت و کیهان مانند طب سنتی، نجوم و معماری سنتی
پنج: مهارتی سنتی در ساخت صنایع دستی
آیین زورخانهای و پهلوانی اگرچه در قالب گزینه دوم (آیینها، سنن و آداب و رسوم) به یونسکو فرستاده شد اما این اثر در بطن خود هنر اجرایی همچون نوازندگی، خوانندگی مرشد، حرکات ریتمیک و نمایشی را دربرمیگیرد. در عین حال لباس مخصوص پهلوان و ابزارآلات جزو صنایع دستی است و در زبانش هم اشعار فارسی مدام تکرار میشود.
در واقع به گفته پرمون این پرونده، چهار مقوله دیگر را دربرمیگیرد و از این جهت شایسته ثبت در فهرست میراث معنوی یونسکو است.
سردم طلایی ایران از توأم بودن این آیین با فرهنگ ایران باستان و اسلام بهعنوان عامل اصلی ثبت این اثر در جهان نام میبرد. پیداست آیینی که رنگ و بوی اسلامی، آیینی، عرفانی، سنتی، دینی و ملی را به خود بگیرد و مفاهیم و ارزشهای آزادگی و بلند طبعی را پرورش دهد شایستگی آن را دارد که به نام فرهنگی ایران زمین مورد ثبت جهانی قرار بگیرد.
باز هم پای چند کشور در میان است
پرونده ثبت جهانی آیین پهلوانی و زورخانهای در شهریورماه سال گذشته به یونسکو ارسال شد و پس از اندکی اصلاح در اوایل ماه جاری به ثبت رسید. بعد از شکلگیری کنوانسیون حفاظت از میراث ناملموس در سال 2003، جمهوری اسلامی ایران به این کنوانسیون پیوست و پس از آن توانست دو میراث معنوی نوروز و ردیف موسیقی دستگاهی ایران را در سال گذشته به ثبت جهانی برساند.
در ادامه سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برای ثبت پنج اثر معنوی دیگر در یونسکو وارد مرحله جدیدی شد. این سازمان در قدم اول، ثبت آثار در فهرست ملی را پیش روی خود میدید. این اقدام به انجام رسید و شماره ثبت داخلی آثار که آیین پهلوانی و زورخانهای جزئی از آن بود بهعنوان ضمیمه پرونده ارسال شد.
قدم بعدی تهیه مدارک لازم براساس فرمت الکترونیکی سازمان جهانی یونسکو بود. پرمون در خصوص آن میگوید: «هر پرونده دستورالعملی دارد و فرمت الکترونیکی یونسکو از طریق اینترنت برای ما ارسال شد.» براساس آن پرونده نیاز به تهیه خلاصهای 200 کلمهای، مشروحی 1000 کلمهای و نیز توصیفاتی در رابطه با شفافیت این اثر معنوی و باستانی داشت. علاوه بر این باید از سوی کسانی که در حوزه این آیین باستانی فعالیت میکردند رضایتنامهای تهیه میشد. تهیه گزارش از راهکارهای پاسداشت این آیین آخرین گزینه از دستورالعمل جهانی ثبت آثار معنوی را تشکیل میداد.
به این ترتیب پس از آمادهسازی گزینههای مورد نیاز و پیوستن مستنداتی چون عکس، فیلم و کتاب به آن، پرونده به یونسکو ارسال شد.
پس از ثبت این آیین در میراث معنوی یونسکو، کشوری چون جمهوری آذربایجان نیز با ادعای اینکه آیین پهلوانی و زورخانهای در این کشور هم جریان دارد برای پیوستن به پرونده پیشنهادی ایران ابراز تمایل کرد. پیشتر در سال گذشته نیز پرونده نوروز با محوریت ایران و عضویت هشت کشور دیگر در پرونده به ثبت جهانی رسیده بود.
در حال حاضر پرونده تنها به ایران تعلق دارد اما درآینده ممکن است چند کشور دیگر نیز به آن اضافه شوند. با این حال بسیاری بر این عقیدهاند که پیوستن کشورهای دیگر به پرونده پیشنهادی ایران از ارزشهای ثبت معنوی آن اثر میکاهد اما پرمون عقیده دیگری دارد و میگوید: «میراث فرهنگی و به خصوص میراث معنوی هرگز به مرزها محدود نمیشود. میراث فرهنگی در خارج از مرزها هم جریان دارد. در واقع حوزه ایران فرهنگی بسیار گستردهتر از حوزه ایران سیاسی است و در آسیای مرکزی، غربی و جنوبی نیز جاری است.»
مزایای ثبت یک اثر معنوی در یونسکو
ثبت میراثی فرهنگی در سازمان جهانی یونسکو کار سادهای نیست که برای هر کشوری ممکن باشد. فرآیند تهیه پرونده و فرستادن اثر به عرصه جهانی موانع خاص خود را دارد. چنانچه در هر دوره از اجلاسهای جهانی یونسکو، پروندههای بسیاری از کشورها بیآنکه ثبت شوند به خانه خود بازمیگردند.
به راستی مزایای به جان خریدن این همه موانع و تلاش برای به ثبت رساندن آیین پهلوانی و زورخانهای در فهرست جهانی چیست؟ شاید بتوان تثبیت سهم ایران در فرهنگ و میراث بشری، شناساندن اثر در مقیاس جهانی را از عمده دلایل مشترک ثبت هر اثر در فهرست جهانی نامید، اما ثبت جهانی آیین پهلوانی مزیت دیگری نیز دارد و آن به گفته پرمون «تأکید مضاعف بر حفظ و نگاهداشت صحیح این آیین براساس شکل اصلیاش» است.
به هر حال آیین پهلوانی و زورخانهای، از باستانیترین آیینهای ایران کهن است و حفظ آن و ممانعت از تغییر شکلش در گذر زمان، وظیفه ملی ارگانهای حافظ مواریث فرهنگی است.