
بر اثر محاسبات غلط بیگانگان که ناشی از دریافت اطلاعات مخدوش و مغرضانه عوامل ضد انقلاب و عقدهای داخلی است و توهم مزمن سران فتنه که سلولهای مغزی آنان را فلج ساخته است، اجرای قانون هدفمندی دور جدیدی از اعتراضات و ناآرامیهای اجتماعی را باید رقم میزد که اگر با فشار اقتصادی ناشی از تشدید تحریم اقتصادی و همچنین تحریک سیاسی تقویت میشد، موجی از بیثباتی پدید میآورد که فرصتی برای چانهزنی با مسئولان جمهوری اسلامی و گرفتن امتیاز بود. از این رو نه تنها بخش دیگری از تحریمها در هفته گذشته علیه جمهوری اسلامی ایران اعلام شد که عمدتاً پدید آورنده موانعی برای تجارت و اقتصاد به حساب میآید، بلکه سران فتنه نیز با تشدید لحن تهاجمی و طلبکارانه با تصور تکرار حوادث روز عاشورای سال گذشته، نمره منفی دیگری را در کارنامه مردودی و سقوط خویش به ثبت رساندند که نمونه آن بیانیه جدید میرحسین موسوی است که دیگر ابایی از خداحافظی با هویت اسلامی انقلاب دینی و جهادی ایران نداشته است. بنابراین برخی کارشناسان، این بیانیه را به مثابه اعلام آمادگی وی برای پیوستن به اپوزیسیون سکولار و حتی ارسال سیگنال به امریکا وانگلیس برای خروج از کشور و استقرار در خارج دانستهاند.
اما برخلاف این برآوردهای اشتباه و خودزنیهای ناشی از آن که تنها دشمنی بیگانگان و سران فتنه با مردم و استقلال نظام مقدس جمهوری اسلامی را نشان میدهد،مرحله پایانی قانون هدفمندی با آرامش، همکاری ومشارکت هوشیارانه مردم به اجرا در آمده و پدیدهای که شوک اولیه و کلید اعتراضات اجتماعی تصور میشد، اتفاق نیفتاد. عوامل و متغیرهایی که برآوردهای دشمنان و ضد انقلاب را به هم ریخت و برخلاف تصورات آنان، اجازه اجرای آرام و به دور از تنش مرحله پایانی قانون هدفمندی را فراهم ساخت عبارتند از:
1- اعتماد مردم به نظام مقدس جمهوری اسلامی و مسئولانی که به جای اشرافیگری و طلبکاری و ادعا، خدمتگزاری به مردم و اعاده عدالت را سرلوحه شعارها و رفتارهای مسئولیتی خویش قرار داده و دولتی که در رقابتهای انتخاباتی با شعار مقابله با رانتخواری و فساد اقتصادی رأی مردم را کسب نموده است.
2- هر چند مطالبه محوری و نگاه به برنامهها و توانمندیهای مسئولان برای برآوردن مطالبات اجتماعی و سیاسی یکی از شاخصههای جامعه امروزی است، اما نگاه اعتقادی به نظام و گرایشات دینی و معنوی در جامعه ایرانی همچنان اصالت داشته و همانگونه که عبور از دوران سخت دفاع مقدس و سازندگی را مشارکت و همکاری مردم در سایه ایثار و فداکاری آنان فراهم آمده بود، اینک هم از همان مردم هوشیار، از خود گذشتگی را برای بازسازی اقتصادی به نفع نظام اسلامی برخوردار بوده و برخی تنگناها و ضرورتهای مربوط به آن را درک میکنند.
3- برخلاف مدلهای اجرا شده در سایر کشورها که حذف سوبسید یا یارانه با برداشتن فشار اقتصادی از دوش ملت و تحمیل آن به مردم اجرایی میشد و تا مرحله رسیدن به تعدیل قیمتها این مردم بودند که فشار اصلی ناشی از برداشتن یارانهها را تحمل میکردند، دولت اصولگرا با پرداخت نقدی یارانه قبل از تعدیل قیمتها در واقع بیشترین فشار را متحمل شده تا فشار کمتری به مردم وارد شود و از آنجا که بهرهمندی از یارانه به میزان مصرف دهکها مرتبط است در مراحل اولیه دهکهای آسیبپذیر نه تنها احساس ضرر نمیکنند بلکه با توجه به مصرف پایین از سودنسبی هم برخوردار میشوند.
4- پیش بینیها و استفاده از تجارب سایر کشورها موجب شده، همزمان با تعدیل در قیمتها و کاهش یارانهها، اقدامات دیگری مثل حمایت از تولید و مصرف به شکلی منطقی و همچنین نظارت نیز در دستور کار قرار بگیرد که نتیجه آن کاهش چند قلم از کالاهای مرتبط با سبد مصرف خانوارها یا تثبیت و کنترل قیمت برخی خدمات عمومی مثل هزینه استفاده از وسایل نقلیه عمومی است که تا حدودی از فشار تعدیل قیمتها و نگرانی مردم میکاهد. و آخر اینکه سالها است در کشور ما از اقتصاد یارانهای و پیامدهای منفی آن انتقاد شده و ضرورت اصلاح این وضعیت و منافع هدفمندی یارانهها به طور نسبی برای مردم مسجل شده و آنان آمادگی و اطلاع لازم برای همکاری جهت اجرای قانون مربوط به آن را دارند، بنابراین این آرامش حاصل همکاری مردم و همت و همدلی صادقانهای است که حتی جنگ روانی و فشار هم نمیتواند به راحتی آن را مخدوش سازد. شاید برای جبران ناکامیها یا انتقامگیری است که شنیده شده برخی مخالفان دولت برای مقابله با اجرای این قانون در شرق کشور به تحریک مهاجرین خارجی و در غرب کشور هم به تهدید سرمایهداران رو آوردهاند تا به هر قیمت شده یک اجتماع اعتراضی را سازمان داده و موجودیت خود را به اثبات برسانند که البته نوعی خودزنی است.