پس از سقوط حکومت عثمانی، شدت بحران خلأ ایدئولوژی و وجود یک نظام سیاسی مستقل، منجر به شکلگیری برخی جریانهای تندرو ملیگرا مانند پانترکیسم و پانعربیسم شد که در این میان اقلیتهای قومی و دینی با فشارهای بسیاری روبهرو شدند. پس از تأسیس جمهوری ترکیه، «خلیل تورکوت اوزال» هشتمین رئیسجمهور ترکیه با گرایشی لیبرال، به دنبال ارائه راه حل منطقی در مورد بحران اقلیتهای کردی درآمد. او توانست در مقابل اعتراضات تندروهای پانترکیسم بایستد و لایحه تغییر قانون آتاتورکی را در مورد اقلیتها و قومیتها به پارلمان ارائه و تصویب کند. این اولین باری بود که یک رهبر سیاسی ترک که یکی از والدینش تبار کردی داشت، با ادبیاتی کردی وارد عرصه سیاسی شده و احقاق حقوق شهروندان کرد و آزادی عمل آنها در مشارکت سیاسی و اجتماعی را خواستار بود. رفتارهای اوزال از سویی محبوبیت او را بین کردها بیشتر میکرد و از سویی دیگر آتش نفرت ملیگرایان و ژنرالهای ترک را برمیانگیخت که تعداد آنان نیز در برابر سرمایهداران لیبرال کرد و تکنوکراتهای حامی اوزال بسیار زیاد بود. تئوری اوزال، تمرکززدایی قدرت سیاسی از پایتخت و فعالسازی قومیتها و گروههای مردمی حتی در میان اقلیتها بود. فعالان سیاسی حامی اوزال، با وجود برخوردهای شدید ملیگرایان و شکنجهها و خونریزیهای بسیاری که ریشه در سالها قدرت آنان در ترکیه داشت، با این وجود از هر فرصتی برای روشنگری و اصلاح بندهای قانون اساسی آتاتورکی استفاده میکردند. سیاست امروز ترکیه نیز پس از گذار از تندرویهای سیاسی و ملی و ایدئولوژیک، «آشتی با تاریخ» است. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، سیاستهای اقتصادی و اجتماعی امروزه ترکیه توسط حزب اعتدال و توسعه، ریشه در اندیشهها و فعالیتهای دوران تورکوت اوزال دارد. این وامگیری فکری را هم در رویکرد خصوصیسازی اقتصادی و هم در آشتی ملی با اقلیتها و قومیتهای کردی آنان میتوان یافت. آشتی با تاریخ به این معنی است که سران اعتدال و توسعه، به وجود یک ملیت غیرترکی در ترکیه اعتراف کرده و رسماً از عملکرد گذشته حکومت در قبال کردها و ارامنه عذرخواهی کنند. حکومت فعلی ترکیه، به دنبال اثبات حسن نیت خود به کردها با تأسیس مدارس کردی، برگزاری جشنوارههای فرهنگی و هنری و فولکلوری کردی است تا آنجا که یک شبکه ماهوارهای کردیزبان را نیز در اختیار آنان قرار دادهاند. در این میان از هر دو طرف ترک و کرد، نوعی بیم و هراس نیز احساس میشود که وجود آن انکارنشدنی است. ترکها بیم آن دارند که مسئله استقلال کردستان دوباره پیش کشیده شود و گروهکهای شبه نظامی سابق کردی با بهرهگیری از امکانات رسانهای و تسلیحاتی که در اختیار آنان قرار دادهاند، با تحریک شهروندان کردزبان ترکیه، آنان را علیه دولت بشورانند. کردها نیز با وجود تمام نشانههای همکاری دولت با آنان، به دلیل سابقه دیرین سیاه ترکیه در برخورد با اقلیتها و تجربه دوران سرکشی ملیگرایان ترک پس از سقوط دوران صلح اوزال، نمیتوانند به این سادگی با تمام وجود به دولت فعلی اعتماد کنند. از سویی دیگر برخی نظریهها توسط نویسندگان کرد مطرح میشود که سیاست باز حزب اعتدال و توسعه و برخوردهای نوستالژیک اردوغان نخستوزیر ترکیه در برابر ادیان و اقوام حاضر در ترکیه با شعارهای اسلامیسازی جهان و حکومت یکپارچه مسلمان، ریشه در نوعی جذب نامحسوس اقلیتها به فرهنگ ملی ترکی و ترکیسازی آنها دارد که در نهایت کردهای ترکیه، با گرایش به فرهنگ و آموزههای دینی و ملی ترکی، هویت و احساسات ملیگرایانه خود را از دست بدهند. تاکنون اردوغان از حمایت بینظیر کردها برخوردار بوده است و بیش از 70 نماینده پارلمان کردتبار ترکیه، رسماً از او حمایت میکنند. اردوغان در چند سخنرانی خود، با آزارها و اذیتهایی که کردها در گذشته از سوی دولتهای ترکی دیدهاند به شدت مخالفت کرده و کردهای ترکیهنشین را شایسته برخورداری از حقوق کامل شهروندی دانسته است، اما هراس کردها از کودتایی مجدد از سوی ژنرالهای ملیگرا یا تغییر آرام سیاستهای دولت ترکیه پس از دستیابی به اقتدار در منطقه و عضویت در اتحادیه کشورهای اروپایی، هنوز وجود دارد. بیثباتی سیاسی ترکیه در سه دهه اخیر، همه شهروندان ترک و کرد ترکیه را نسبت به آینده سیاستهای دولتهای خود، بیاعتماد کرده است، چراکه اتخاذ سیاست باز دولت، اگر کردها را فعال کرده باشد، در طرف مقابل ملیگرایان و تندروهای آتاتورکی را نیز فعال میکند و بیم آن میرود که در صورت عدم وجود سیاستهای کنترلی دولت یا تغییر چهرههای شاخص حزب حاکم در جریان انتخابات، ترکیه آینده متشنجی را در پیش داشته باشد.