
جعفر تکبیری | ترور دو استاد دانشگاه به دست سرویسهای جاسوسی بیگانگان بیانگر این واقعیت است که دنیای غرب نگران توسعه و ترویج علم در ایران است؛ توسعهای که ایران را وارد باشگاه قدرتهای جهانی میکند و بیشترین نگرانی غربیها از همین موضوع است.
موج گسترش علوم مختلف به ویژه فناوری هستهای در ایران به حدی از شتاب رسیده که کمتر روزی است که رسانهها خبری جدید از دستیابی دانشمندان ایران به نوعی از فناوری را منتشر نکنند. حضور ایران در جمع باشگاه هستهای جهان، دستیابی متخصصان کشورمان به فناوریهای جدید نانو، سلولهای بنیادی جنین، علوم پزشکی، صنایع دفاعی، مخابراتی و سایر علوم که روزی در اختیار تنها چند کشور غربی بود، تنها گوشهای از موفقیتهای علمی کشورمان است که موجی از شادی در میان مردم، کشورهای مسلمان و خشم در میان کشورهای استعمارگر به وجود آورده است. این خشم زمانی دوچندان میشود که کشورهای استعمارگر غربی در طول 32 سال گذشته تمامی امکانات و تجهیزات خود را به کار بستند تا با شیوههای مختلف اعم از جنگ و تحریم اقتصادی، این روند را متوقف کنند اما این تلاشها نهتنها تأثیری در توقف روند تولید علم در ایران نداشت بلکه به خاطر نیاز این روند سرعت دوچندانی گرفت و تمامی طراحیهای آنها اعم از تحریم اقتصادی، حمله نظامی، تهاجم فرهنگی و اخیراً جنگ نرم نتیجهای عکس به دنبال داشت و به همین خاطر ایران هیچ هراسی از ترور اساتید علمی خود ندارند، زیرا علوم مختلف در کشور ما بومی شده و به فناوری رسیده است.
از سوی دیگر بخش دیگری از نگرانیهای دنیای غرب تلاش ایران برای صدور بیچشمداشت دستاوردهای علمی خود به سایر کشورها به ویژه کشورهای مسلمان است که این کار به تنهایی میتواند بر سیطره کشورهای استعمارگر بر این ملتها پایان دهد. اهدای هدیههای علمی رئیس جمهور به رؤسای کشورهای مختلف را هم در راستای نمایش توانمندیهای جمهوری اسلامی در زمینههای علمی و آمادگی کشورمان برای صدور این دستاوردها به کشورهای دوست میتوان ارزیابی کرد. بنابراین امروز ایران به خاطر به خطر انداختن منافع استعمارگری دنیای غرب، به عنوان دشمن درجه یک این کشورها مطرح شده است.
غرب در پایان راه
بنابراین مرور مقاومتهای مختلف ملت بزرگ ایران در طول 32 سال گذشته برای تبدیل شدن به یک نظام بزرگ و پیشرفته بر مبنای الگوی اسلامی که به اذعان اکثر کارشناسان موفقیتآمیز نیز بوده است، غرب را در بنبستی قرار داده است که هیچ راهحلی در مقابل خود نمیبیند. تمامی این موفقیتها به خوبی این موضوع را به دشمنان جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که جریان تولید علم در داخل کشور بومی شده است و هیچ راهی برای توقف این جریان وجود ندارد. آنها به خوبی متوجه شدهاند که تنها راه برای آنها بازگشت به منطق قدیمی خود یعنی ترور و حذف فیزیکی نیروهای مولد علم است. طرحی که آخرین حربه برای توقف روند رو به رشد علمی ایران است. این موضوع در حالی است که غربیها با پنهان شدن پشت نقاب حقوق بشر و اتهامزنی به سایر کشورها در خصوص نقض حقوق بشر سعی میکنند تا این روش غیر انسانی خود را مخفی نگه دارند. بنابراین ترور دو استاد برجسته کشورمان و پیشتر از آن نیز ترور شهید مسعود علیمحمدی و در کنار آن تلاش برای خارج کردن و ربایش دانشمندان مختلف کشور در راستای سناریوی حذف فیزیکی استعمارگران است. البته این اقدامات تروریستی و ایجاد رعب و وحشت میتواند به صورت غیرمستقیم نیز برخی از اهداف آنان را تأمین کند، چراکه با ایجاد ناامنی برای دانشمندان کشور و خانوادههای آنان، باعث دلسردی آنها و نهایتاً جذبشان به کشورهای خود میشوند و در کنار آن، این فرصت نیز فراهم میشود که دروغهایی نیز در خصوص حمایت از پدیده تروریسم به نظام نسبت دهند.
عصبانیت از پیشرفتهای هستهای
اما نگاهی به سنگ اندازیهای غرب در مسیر پرونده فعالیتهای صلحآمیز هستهای کشورمان و در کنار آن هدفگیری اساتید دانشگاهی که در زمینههای هستهای فعالیت تحقیقاتی دارند، بیانگر این واقعیت است که آنها بیش از همه چیز نگران ورود یک عضو جدید به باشگاه هستهای جهان و تنگ شدن عرصه یکهتازی در دنیا بر روی خود هستند. کش و قوسهای چندین ساله بر سر پرونده فعالیتهای هستهای ایران و یک بام و دو هوای مذاکره و فشار به مردم نیز بخش دیگری از این واقعیت است.
اشاره سر جان ساورز رئیس سرویس جاسوسی MI6 انگلیس در خصوص لزوم فعالیت امنیتی برای متوقف کردن فعالیتهای هستهای کشورمان و اخیراً انتشار اطلاعاتی از سوی گروه تحقیقاتی آکسفورد، که تاریخ آن به سال 2006 بازمیگردد نشان میدهد که حذف فیزیکی مولدین علوم هستهای برنامهای از پیش طراحی شده برای توقف روند هستهای شدن جمهوری اسلامی ایران است. در سند گروه تحقیقاتی آکسفورد به صراحت چنین آمده است:«از آنجا که هدف، پایین نگاه داشتن پتانسیل هستهای ایران است، نباید تنها به از بین بردن تأسیسات فیزیکی که به راحتی قابل جایگزین کردن هستند اکتفا کرد بلکه کشتن کسانی که دارای تخصص در زمینه هستهای هستند از اهمیت بیشتری برخوردار است!» این گزارش میافزاید:«به علاوه، از آنجا که دانشمندان خارجی نیز در حوزه فعالیتهای هستهای ایران مشارکت دارند، کشتن آنها منجر بدان خواهد شد که در آتیه چنین مشارکتهایی صورت نپذیرد!»
بنابراین به خوبی مشخص است که کشورهای استعمارگر هیچ محدودیت و ابایی برای توقف روند رو به رشد جمهوری اسلامی ایران در زمینههای علمی ندارند اما آنها از این موضوع غافل هستند که عزم بزرگ مردم ایران برای تبدیل شدن به یک نظام پیشرفته مبتنی بر اسلام بسیار راسخ است و به شهادت رساندن اساتید ایرانی نیز نمیتواند خللی در این عزم وارد کند... همان طور که پیش از این در دیگر زمینهها نتوانستند به موفقیتی برسند.