
رضا رسولی - وقتی بغض آقای خواننده در مقابل تریبون بخش خبری ساعت 20 و 30 دقیقهای هفته گذشته شکست و خواننده اصفهانی از نامهربانیهای بخش بیاخلاق جامعه با خود و خانوادهاش به خاطر مسئلهای سیاسی سخن گفت، بر همه واضح شده که ابعاد فتنه اجتماعی به سمت اخلاق و فرهنگ عمومی نیز کشیده است و نه از بابت طرفداری از رئیسجمهوری، بلکه از بابت کرامت آزادی انسانی باید به این پدیده زشت و نازیبنده پرداخت.
از روز خبرنگار که علیرضا افتخاری، محمود احمدینژاد را بهعنوان رئیسجمهور قانونی کشور در آغوش کشید و احساسات عاطفی و هنری خود را با ادای جمله «دوستت دارم» بیان کرد، روزگار بر خواننده نه چندان سیاسیمان تیره و تار شده و طرفداران جناح آزادیبیان و حقوقبشر که مدام در بیانیهها و اظهارنظرهای خود از کرامت سخن میگویند در اقداماتی تعجب برانگیز ضمن تهدید آقای خواننده خانوادهاش را هم مورد تهدید و حتی ضرب و شتم قرار دادند.
افتخاری صراحتاً در مصاحبه گلایهایاش گفت که از مشکلاتی که برای خودش ایجاد شده میگذرد اما نمیتواند از ضرب و شتم دخترش در دانشگاه بگذرد، حتی در مقطعی هم اعلام شد که روح هنرمند چنان از آزار حریف و بیوفایی یاران شوریده که قصد ترک یار و دیار دارد و قرار است به فرانسه کوچ کند.
صرفنظر از اینکه چرا و به چه بهانهای هنرمند مورد آزار قرار میگیرد باید دید که جامعه یا به عبارتی افرادی که به خاطر امیال نامشروع سیاسی اینچنین دامان عصمت و سداد اخلاقی و فرهنگی را پاره میکنند، حتی اگر به مراد دل برسند چه برخوردی را با دیگر اقشار جامعه و مخالفان خود روا خواهند داشت.
گرچه به مناسبت عضویت افتخاری در جامعه فرهنگ و هنر، حساسیت جامعه فرهنگی از این موضوع بیشتر و بالاتر است اما واقعیت فاجعه فراتر از این موضوع و افتخاری و افتخاریهاست.
فتنه سیاسی و اجتماعی حال وارد بخش اخلاقی و تربیتی شده و این موضوعی است که شاید به سادگی فتنه سیاسی و اجتماعی نمیتوان آن را کنترل و مهار کرد.
تنها سرمایه هر انسانی برای فهمیدن، اخلاق و فطرت انسانی اوست، از اینرو وقتی فطرت انسانی کسی زائل شود هیچ امیدی به فهم و درک و اصلاح از او نخواهد بود و این چیزی است که باید نخبگان سیاسی جناحها درباره آن به خوبی فکر کنند، زیرا ابعاد سیاسی یک شکاف سیاسی هنگامی که مرزهای اخلاق را در جامعه درنوردد جامعه به جای حرکت سیاسی مضمحل میشود و اتفاقی برای افتخاری و افتخاریها میافتد و آدمهایی که به جرم ابراز عقیده این چنین مورد مؤاخذه قرار میگیرند نشانهای برای درک آن است که پردهدریهای سیاسی، دیو بیاخلاقی را از غار نفس آزاد کرده و دیگر باید به جای اتفاقات سیاسی شاهد فجایع اخلاقی و تربیتی زشت و غیرزیبنده بود.