
حمله دیروز به پارلمان جمهوری خودمختار چچن که به کشته و زخمی شدن چند نماینده پارلمان منجر شد، یک بار دیگر نشان داد که کرملین باید فکر ادغام منطقهای که ویژگیهای فرهنگی و قومی آن با روسیه متفاوت است را از ذهن و فکرش خارج کند.
در طول قرنها حکومت روسها بر چچن، دولت مرکزی هیچگاه نتوانسته برای مدت طولانی ثبات و آرامش را در این منطقه برقرار سازد. در دورههای مختلف، روسیه سیاستهای مختلفی از جمله توسل به زور و روشهای سرکوبگرایانه را برای حل مشکلاتی که در چچن گریبانگیر آن بود، در پیش گرفته است. چنانکه چچن از سال 1994تاکنون درگیر دو مورد جنگ و خونریزی بین جداییطلبان و نیروهای روسیه بوده است. نیروهای روسیه در اکتبر سال 1999 میلادی برای بهدست گرفتن مجدد کنترل این منطقه که در پی شکست آنها از شبهنظامیان جداییطلب در درگیریهای 1994 تا 1996 میلادی رخ داده بود، چچن را آماج حملات خود قرار دادند. پس از آن در فضایی که پس از 11 سپتامبر در خصوص مبارزه با تروریسم بهوجود آمد، «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهور وقت روسیه قاطعانه از سیاستهای اتخاذ شده توسط همتای آمریکاییاش «جورج بوش» حمایت کرد و چچن را به بخشی از جبهه مقدم «جنگ جهانی علیه ترور» تبدیل کرد؛ چنانکه کشته شدن اصلان مسخدوف رهبر چچن توسط نیروهای روس در ٨ مارس ٢٠٠٥ و سپس ربودن جسد وی برای دفن در گوری بینام و نشان، از تصمیم قاطع پوتین برای پیش بردن جنگی خونین با استفاده از سکوت جامعه بینالمللی حکایت داشت.
اگر چه پس از آن حملات تمام عیار در این منطقه متوقف شد، با این حال همچنان خشونت و درگیریهای پراکنده ادامه یافت. از این رو دیمیتری مدودف، رئیس جمهور روسیه روز نوزدهم ژانویه 2010، جمهوریهای داغستان، اینگوش، کاباردینو ـ بالکار، قرهچای ـ چرکس، اوستیای شمالی، چچن و ناحیه استاوروپل را به عنوان هشتمین منطقه فدرال این کشور تأسیس کرد تا بلکه این منطقه را تحت کنترل خود درآورد. با این حال موج ناآرامیها و تداوم اقدامات خشونتآمیز در چچن نشان میدهد که از یک سو چالشهای موجود در این منطقه از عمق بسیار زیادی برخوردار است و از سوی دیگر تلاشهای مسکو در راستای توسعه اقتصادی ـ اجتماعی هنوز به موفقیت نرسیده است.
در این بین تنوع قومی، مذهبی و جمعیتی چچن یکی از مهمترین مسائل و مشکلات این جمهوری محسوب میشود. از سوی دیگر فقر، بیکاری و فساد مالی از بزرگترین مشکلات مردم این منطقه است، چرا که زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی منطقه توسعه نیافتهاند، به نحوی که حدود 50 درصد از بودجهای که مسکو به این منطقه تخصیص میدهد، توسط خود ارگانهای دولتی محلی، حیف و میل میشود. متوسط حقوق ماهانه در جمهوری چچن حدود 12 هزار روبل است. درآمد سرانه مردم این منطقه حدود یکچهارم متوسط درآمد سرانه سایر مناطق روسیه است. همچنین آمار بیکاری منطقه نیز بسیار بالاست.
با توجه به این چالشها، مسائلی همچون ترور، بمبگذاری و انفجار در این منطقه، امری غیرعادی تلقی نمیشوند. در حال حاضر نیز بهرغم قلیل بودن تعداد درگیریهای قابل توجه در این منطقه، نیروهای روسیه و متحدان چچنی آنها هرازگاهی هدف حملات جداییطلبان قرار گرفته و تلفات میدهند.
در خصوص حمله دیروز که موجب وقوع تیراندازی در داخل ساختمان پارلمان چچن و کشته و زخمی شدن چندین نفر شد، ذکر چند نکته حائز اهمیت است.
نخست آنکه هیچ عکسالعمل مناسب و ویژهای برای خنثی کردن اقدام شورشیان که به ساختمان پارلمان چچن یورش برده بودند، صورت نگرفت. دوم آنکه حادثه تیراندازی در پارلمان چچن را میتوان به نوعی نشانه بازگشت ناآرامیها به این کشور دانست، به خصوص که این حادثه در حالی صورت میگیرد که تا چندی پیش این منطقه شاهد برقراری آرامش و امنیت نسبی بود.
سوم آنکه همانند گذشته، این بار نیز انگشت اتهام به سوی مبارزان و مخالفان دولت نشانه خواهد رفت و جداییطلبان به عنوان باندهای جنایتکار، افراطگرایان مذهبی و گروهکهای تروریستی معرفی خواهند شد.
چهارم آنکه امکان دارد یکبار دیگر گرجستان از سوی روسیه در مظان اتهام قرار گیرد که به نیروهای «القاعده» جهت انتقال تروریستها به چچن کمک میکند. چنانکه سال گذشته نیز مسکو مدعی شده بود که میان مأموران امنیتی گرجستان و القاعده ارتباطاتی وجود دارد که با مساعدت آنها عملیات تربیت و انتقال تروریستها به خاک روسیه صورت میگیرد.
در نتیجه بهرغم آنکه کرملین قصد دارد جنگ چچن را پایانیافته تصور کند و با تزریق سرمایه به اقتصاد منطقه از آغاز عملیات بازسازی سخن بگوید، با این حال به نظر میرسد مقامات کرملین باید به این درک برسند که هیچگاه جمهوری چچن به یک «منطقه معمولی» در فدراسیون روسیه مبدل نخواهد شد، چرا که مردم ساکن در منطقه دارای خصوصیات فرهنگی، ویژگیهای مذهبی، سنتهای محلی و آداب و رسوم خاص خود هستند.