
پیشرفت و حرکت در مسیر توسعه یکی از رویکردهای مهم رسانهای در قرن بیست و یکم به حساب میآید که بخش مهمی از آن مربوط به حوزه رسانههای دیجیتال میشود. رسانه دیجیتال با برخورداری از فضای سایبری از این امکان برخوردار است تا تعداد بیشماری از مخاطبان را به سوی خود جلب نماید، این در حالی است که در رسانههای مکتوب به علت محدودیت در تیراژ با تعداد خاصی از افراد جامعه ارتباط برقرار میشود و با توجه به شرایط موجود تأثیر گذاری کمتری را روی مخاطبان خود میگذارند، هر چند که نمیتوان روی شعاع عمل این دست از رسانهها چشم بست و حقیقت تأثیرگذاری آنها را نادیده گرفت. از آنجایی که فضای مجازی به عنوان یکی از ابزارهای قدرت مجازی به حساب آمده بنابر این رسانههای مکتوب در کنار مجموعه فعالیتهای خود اقدام به راه اندازی سایتهای خبری نمودهاند تا بتوانند در تمام ابعاد نگرش ویژه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خود را القا نموده و در این زمینه از تمام ظرفیتهای موجود بهره ببرند. بررسیهای صورت گرفته در فضای سایبری حکایت از آن دارد که قدرتهای برتر رسانهای در جهان با برخورداری از پشتوانههای مالی نا محدود در پی استفاده بیش از پیش از این فضای باز برآمدهاند و در آن انواع اقدامات را برای تخریب یا شکلدهی جریانی خاص طرح ریزی نمودهاند. نمونه ملموس این موضوع را میتوان در حوادث بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران مشاهده نمود و به این نکته واقف شد که در شرایط کنونی فضای مجازی رسانهها چگونه میتوانند بر افکار عمومی تأثیر گذاشته و آنها را به سمت خواستههای سیاسی و اقتصادی خود هدایت نمایند.رسانه دیجیتال و تنویر افکار عمومیرسانه به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای اطلاع رسانی و رکن چهارم دموکراسی نقش بسیار مهمی را در تنویر افکار عمومی بر عهده دارد. این وسیله ارتباط جمعی تا به حدی مؤثر و تواناست که برخی بر این باورند در صورت عدم بهکارگیری درست، قدرت آن میتواند مانند یک بمب اتم ویرانگر باشد.اما در میان این رسانه ها، رسانههای دیجیتال نقش بسیار مهمی را در دنیای امروز بر عهده گرفتهاند به نحوی که به راحتی نمیتوان بازیگری آنان را در فضای مطبوعاتی انکار یا حذف نمود. برخی از کارشناسان و بزرگان رسانهای بر این باورند اینگونه نو ظهور رسانهای با خود مضرات بسیاری را به همراه آورده در حالی که صورت حقیقی ماجرا بیانگر حقیقتی دیگر است؛ چرا که مضرات فضای سایبری در مقابل منافع آنها بسیار ناچیز بوده و میتوان با اجرای یک قانون جامع و فراگیر تا حد امکان از سوء استفادههای احتمالی رسانهای کاست و آن را به سمت منافع ملی هدایت نمود.در همین رابطه یکی از کارشناسان علوم ارتباطات به جوان میگوید: دنیای رسانه در حال پیشرفت و رسیدن به قلههای جدید اطلاع رسانی است. ما هر روز در این دنیا ابعاد جدیدی را کشف میکنیم و با دنیای نوینی که مدیون تکنولوژی است رو به رو میگردیم. عبور ما از دنیای سنتی و ورود به دنیای دیجیتال همانند خروج انسان از دوران جنینی و ورود به دنیای جدید است. همانطور که یک جنین نمیداند که دنیای بعدی که وارد آن میشود چقدر بزرگ، روشن و پهناور است، فردی که از دنیای دیجیتال امروزی خبر ندارد نیز همین قدر با جهان امروز فاصله دارد.احمد رضوانی در ادامه میافزاید : دنیای دیجیتال یک واقعیت است که خواه ناخواه ضوابط و قوانین خود را به ما دیکته میکند و اگر ما نتوانیم تحولات دنیای دیجیتال را مدیریت کنیم، این تحولات است که خود را به ما تحمیل میکند؛ در این صورت عوارض بیشتری را باید تحمل کنیم.دنیای دیجیتال زمان و مکان را به عنوان یکی از موانع پیشرفت انسان از بین برده است و این مزیت درقالب رسانههایی که با این قالب در حال فعالیت هستند، آنان را از رسانههای مکتوب پیش انداخته است، هر چند که هنوز برای پیشی گرفتن از رسانههای سنتی راه بسیاری را در پیش دارد. رضوانی با بیان اینکه یکی از ضرورتهای مهم دنیای رسانه، بهرهمندی از تکنولوژی مناسب است، بیان میدارد: بر اساس تحقیقات صورت گرفته از سوی برخی کارشناسان وزارت دفاع امریکا که در سال 1998 انجام و در سال 2001 منتشر شد، در قرن 21 مرگ فاصلهها رخ میدهد و با مرگ فاصلههای زمانی و مکانی، درگیری و تصادم بین انسانها بیشتر میشود و حقوق شهروندان بیشتر پایمال میشود، بنابراین به همین اندازه باید با تدبیر لازم و قوانین خاصی به دفاع بیشتری از حقوق شهروندان پرداخت. ورود به حریم خصوصی و کشف اسراری از زندگی افراد که هیچگاه علاقهای به فاش آنها ندارند، بخشی از این تهدید و پایمال شدن حقوق شهروندی است. تقابل فواید و زشتیهاخروج اطلاعات سری از سیستمهای امنیتی توسط هکرها و ایجاد دردسر برای سازمان بزرگی همچون پنتاگون، تغییر نمرات پایان سال یک دانش آموز، افزایش موجودی حساب بانکی بدون آنکه معاملهای خاص انجام گیرد، چند نمونه از فعالیت غیر مجاز در فضای سایبری است که میتواند به عنوان تهدیدی جدی رخ نمایی کند. اما وجود این تهدیدات نمیتواند به عنوان عاملی بر شمرده شود که بر اساس آن روی پیشرفت و تکنولوزی چشم پوشاند و همچنان به روشهای سنتی در اطلاع رسانی تکیه کرد. در همین زمینه شهناز طلوعی محقق و روزنامه نگار میگوید: در دنیای دیجیتال زشتیهای بسیاری وجود دارد اما این ناپسندها در برابر فواید بسیار این تکنولوژی ناچیز است. برخی برای فرار از این موضوع معتقدند باید اینترنت و رسانه دیجیتال را از بین برد ولی این رویکرد به هیچ وجه منطقی نیست و ما نمیتوانیم تواناییهای رسانه کشور را در برابر این بخشهای کوچک از بین ببریم.وی در ادامه میافزاید: خوشبختانه در سالهای اخیر اقدامات مناسبی در زمینه توسعه زیر ساختهای رسانهای در فضای دیجیتال صورت گرفته است. زیر بناهای الکترونیکی و مخابراتی گسترش چشمگیری داشته است اما به دلیل گران بودن خدمات و سخت افزارها ما هنوز نتوانسته ایم به افقهای مورد نظر دسترسی پیدا کنیم.طلوعی با اشاره به لزوم بالا بردن سواد رسانهای در بین اقشار مختلف جامعه بیان میدارد: مولتی مدیا بودن، رسانه دیجیتال را در برابر روزنامه و مجله متمایز و پیروز کرده است. ما باید به این فواید بیندیشیم و برای کنترل زشتیهای موجود در آن قوانین و قواعد خاصی را تنظیم نماییم. باید در قانون مطبوعات فصل جدیدی مطرح گردد تا این دست از رسانهها نتوانند به هر نحو که میخواهند کار کنند و گاهاً خطوط قرمز را رد نمایند. راه حل برای مبارزه با زشتیهای دیجیتال وجود دارد، ولی هنوز در مسئولان ما رویکرد مبارزه محور به وجود نیامده، به نحوی که اگر کسی بخواهد یک سایت خبری راه اندازی کند تنها نیازمند ثبت «دامنه» و «هاست» و ثبت در معاونت مطبوعاتی است در حالی که برای آنها نیز باید قوانینی همپایه خبرگزاریها اعمال گردد.طلوعی بیان میدارد: هر دستاورد جدید ممکن است زشتیهایی هم داشته باشد اما نباید به خاطر آن خود را از توانمندیهای آن دستاورد محروم کنیم، البته افرادی در جامعه ما و حتی در بین مسئولان ما هستند که نوعی اینترنت هراسی دارند اما جوانان و به خصوص قشر تحصیلکرده ما هر روز استفاده بیشتری از این تکنولوژی جدید دارند.ضرورت توجه به اهمیت و جایگاه رسانههای دیجیتال تا حدی دارای اهمیت است که باید قانونی مدون را طرح ریزی نمود و برای آن ساماندهی خاصی را در نظر داشت. توجه به قانونمند کردن رسانههای دیجیتال در قانون برنامه توسعه چهارم کشور لحاظ گردید و طی آن دولت موظف شد تا در سال اول این برنامه در سال 84 قانون نظام جامع رسانهای کشور را تدوین کند و برای تصویب به مجلس ببرد اما از آن سال مدت مدیدی میگذرد و هنوز آهنگ ورود این مهم در برنامههای دولت به گوش نمیرسد.در زمینه رسانههای دیجیتال باید به این مهم توجه داشت، از آنجایی که رسانههایی همچون اینترنت و ماهواره دیگر یک رسانه در قلمرو یک کشور نیستند و مرزهای جغرافیایی را از بین بردهاند، حقوق مربوط به آنها هم در قلمرو حقوق بینالملل تعریف شده و حقوق و قوانین ملی نمیتواند آنها را کنترل کند، بنابراین در این بخش حقوق ملی به نفع حقوق بین الملل عقب نشینی کرده است که این میتواند زنگ خطری برای فضای رسانهای کشور به حساب آید. یقیناً ساماندهی سایتها و رسانههایی که در فضای دیجیتال در حال فعالیت هستند کار چندان پیچیده و ملال آوری نیست اما در این میان ما نیازمند عزم جدی مسئولان در ایجاد شرایط مطلوب هستیم؛ پتانسیلی که همچنان بالقوه باقی مانده و تا بالفعل شدن راه بسیار در پیش دارد. شاید مسئولان رسانهای کشور باید بیش از گذشته به این مهم توجه داشته باشند که عدم نظارت دقیق بر فعالیتهای صورت گرفته در فضای سایبری در سال 88 و قبل از آن، زمینه را برای افزایش اغتشاشات و فعالیتهای خیابانی فراهم آورد بنابر این ضروری است با نگاهی ژرف این تهدید را به فرصت تبدیل کرده و تکنولوژی را به خدمت پیشرفت کشور در آورد.رسانههای غربی هویت ملی را نشانه گرفتهاندسمانه مسلمی - دنیای امروز دنیای رسانه است. دنیایی که بر اساس آن بسیاری از ابعاد زندگی اجتماعی شکل میگیرد.
عصر ارتباطات چنان بر زندگی فردی افراد رسوخ یافته که به جرئت میتوان گفت انسان امروز با رسانه متولد میشود، با رسانه رشد مییابد، با رسانه عالم میگردد و نهایتاً با رسانه چشم از دنیا فرو میبندد.
با نگاهی به این مهم میتوان میزان تأثیر گذاری و تأثیر پذیری در حوزه رسانه را مشخص نمود و برای آن برنامه مدونی را تدوین کرد. بررسیهای صورت گرفته در حوزه روانشناسی رسانه این مهم را به اثبات رسانیده است که رسانههای گروهی دارای چنان قدرتی هستند که میتوانند نسلی تازه در تاریخ انسان پدید آورند ؛ نسلی که با نسلهای پیشین خود از جهت فرهنگ، ارزش ها، هنجارها و آرمانها، بسیار متفاوت است.
رسانهها دارای ابعاد متفاوتی در فعالیت هستند و هر یک از آنها جهتی خاص را با توجه به نوع نگرشهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دنبال میکنند. یکی از مهمترین اهداف رسانه، تأثیرگذاری روی هویت ملی در جهت غنای هر چه بیشتر یا حذف آن در لایههای مختلف جامعه است.
رسانهها با توجه به نقششان میتوانند به عنوان یک واسطه ما بین مردم، ارزشها ، فرهنگ و باورها فاصله ایجاد کنند و مردم را بر موجی از تضادها و تناقضات سوار نمایند.
در همین رابطه یکی از کارشناسان علوم ارتباطات به جوان میگوید: رسانه هم میتواند جامعه را به سمت پیشبرد اهداف ملی هدایت نماید و هم آن را به اضمحلال بکشاند.
متأسفانه امروز رسانههایی که در سطح جهان فعالیت مینمایند بیش از آنکه به دنبال هویتهای فرهنگی هر جامعه بروند به دنبال سلطه فرهنگی و تبلیغ ارزشهای غربی هستند.
فاطمه اطمینان میافزاید: تحولات عصر جدید و حرکت به سوی نظریه مارشال مکلوهان که همان دهکده جهانی است در حوزه رسانهای، جهان سوم را در برابر تهدیدی جدی قرار داده است. این تهدید به چالش کشیده شدن شخصیت و هویت ملی را با خود به همراه دارد.
وی بیان میدارد: این یک آزمون بزرگ برای رسانههای ما به حساب میآید که اگر نتوانیم در برابر آن برنامه ریزی مناسب داشته باشیم و اگر تمام توان را به صورت هدفمند برای حذف آن به کار نگیریم، یقیناً بازنده این بازی جهانی خواهیم بود و دیگر نمیتوان حرفی از معیارهای فرهنگی و ارزشهای اسلامی سخن به میان آورد.
توجه به این مهم بیش از پیش ضروری میباشد که چندی پیش مؤسسه امور امنیت ملی یهودیان در واشنگتن اعلام کرده بود که باید هویت دینی مسلمانان را از آنان گرفت تا بتوان به پیروزی نهایی رسید.
ایجاد رسانههایی که هدف آنها بی هویت نمودن جوانان و فراری دادن از باورهای دینی است، راه اندازی سایتهای غیر اخلاقی با دستمایههایی از شیطان پرستی، ترویج بی پرده فحشا در جامعه، به کار گیری متدهای جدید برای رو در رو قرار دادن جوانان با فرهنگ عفاف و حجاب و ... از جمله این دست از اقدامات است که زمزمه گسترششان از سالها قبل نجواشد و امروز بیش از پیش صورت سرخش در جامعه هویدا شده است.
فاطمه اطمینان میگوید: جامعه صنعتی امروز منابع بیشمار هویتیابی با الگوهای متنوع و متضاد فراروی انسان قرار داده است این مهم با استفاده از تکنیکهای جدید خبررسانی تشخیص سره از ناسره را بسیار سخت و موانع بسیاری را در برابر واقعیات ایجاد نموده اند.
وی اظهار میدارد: نمونه بارز این موضوع به حوادث قبل و بعد از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری باز میگردد. در حالی که بسیاری از رسانههای داخلی، افکار عمومی را به سمت واقعیات هدایت و راه را برای شفاف سازی هموار مینمودند. رسانههای فرا مرزی همچون بیبیسی، صدای آمریکا، جرس، بالاترین، رادیو فردا و ... با استفاده از تکنیکهای روز، لایهای تاریک روی واقعیات کشیدند و خواستههای خود را با هایلایت نمودن برخی از وقایع در جامعه تزریق کردند.
اطمینان میافزاید: این موضوع ناشی از ضعف رسانهای ما در این حوزه بود، هر چند که به مرور زمان واقعیات بر مردم آشکار شد. ما از حالا باید برنامههای خود را تدوین نماییم و به دنبال یافتن راههای مناسب اطلاع رسانی برویم تا اینگونه هویت اسلامی و ایرانیمان مورد هجمه قرار نگیرد.
گفتنی است با توجه به ورود رسانههای جمعی در قالب اینترنت و ماهواره در خانهها باید چشم انتظار بود تا فرصتهای رشد هویتی در جامعه از بین رفته و افرادی فرد گرا با نگرشهای خاص آن دست از رسانهها شکل بگیرند. یقیناً این رویکرد از پیش برنامه ریزی شده، پیوندهای اصیل خانوادگی و اجتماعی را از بین برده و افرادی واگرا به جامعه تحویل داده شود.
اما فرار از تکنولوژی به هیچ وجه راه مناسبی به حساب نمیآید تا با اقداماتی پلیسی برای آن ممنوعیت ایجاد کرد بلکه باید به دنبال یافتن راهکارهایی متقابل رفت که از طریق آنها بتوان هویت در ابعاد مختلف را بر انگیخته نمود. مسلماً با توجه به رویکرد رسانهای کشور چه در حوزه رسانه ملی و چه در ساختار روزنامه نگاری فاصله بسیاری با نقطه آرمانی مقابله با تهدیدات نرم داریم که در این راستا باید از طرحهای جدید و تأثیرگذار حمایت نمود و از طرحهایی که سالیان سال هزینههای بسیار با خود به همراه داشتند و هنوز بازخورد مناسب را ارئه نکردهاند، دوری کرد.