هرچه نگاه میکنی، تمام نمیشود. انگار تمام این سالهایی که از چهار دست و پا راه رفتن تا غلت زدن و دویدن و طی شدن کودکیمان تا به الان روی آن گذشته است هم کم است. رنگهای ملایم لاکی، سدری، آبی و سفید که چشم را نوازش میکند. طرحهای مهندسی و گلریزها و بتهجغهها و نقشهایی که در بیداری هم راهی بهشتت میکنند و این فرصت را به تو میدهد تا همیشه بهانهای برای محو شدن در 9 متری هنر و ذوق و طرح و رنگ را داشته باشی. شاید هم تنها از چشمهایت وقت نگیرد و اگر به گرههایش گوش بسپاری هم صدای شانهها و گرههای هنرمند دستان عاشق را بشنوی. دستانی که تمام دلخوشیاش از گذر سالها به بالا آمدن رجهای یک دار میشود و میراث فرزندانش هم چیزی نیست جز شانه و قیچی و قلاب و دف. میراثی که دست به دست میچرخد تا نام این گنجینه بیپایان ذوق و هنر از خاطر تاریخ پاک نشود و جهانی را حیرتزده از طرح و رنگ کند. فرش ایرانی امروز از گذر دستان پینه بسته و چشمان خوابندیده و قدمتی به اندازه تاریخ، «فرش ایرانی» شده است تا آوازه این هنر را به گوش هر خانه و فضایی در تمام دنیا برساند. فرش ایرانی، بهشتی است که اگرچه همچنان میدرخشد اما بیم زیر پای توجه افتادنش، دلهره خشک شدن گلهایش را بیشتر از قبل کرده است. گویا فرش ایرانی امروز نه برای دیده شدن که برای فراموش شدن به زیرپا افتاده است و این در حالی است که دار قالی همسایگان هر روز بالاتر میرود و به عرش میرسد.خاطرهای خوش از هنری کهنحمید کارگر، مدیر روابط عمومی مرکز ملی فرش ایران و کارشناس فرش به «جوان» میگوید: «فرش دستباف ایرانی قدمتی بیش از سه هزار سال دارد. نزدیک به 50 سال پیش در سیبری فرشی پیدا شد به نام پازیریک که 2500 سال قدمت داشت و برگرفته از طرحها و نقشهای هخامنشیان و ایرانیان بود. پازیریک یک فرش کامل گرهدار با رنگهای متناسب و طرحهای متقارن بود.»کارگر در ادامه میافزاید: «بنا بر تمامی آثار موجود، ایرانیان مبدع و آفریننده فرش دستباف در جهان هستند. در طول دورههای تاریخی فرش دستباف ایران مراحل گوناگونی را طی کرده، هم با زندگی مردم و آداب و رسوم پیوند دیرینهای داشت و هم با اشتغال و هنر و معیشت و زیست مردم ایران سروکار داشت. امروز فرش دستباف بهعنوان یک کالای اشتغالزا مطرح است و در بسیاری از روستاها و شهرها با حداقل هزینه، اشتغالزایی میکند و حتی در بسیاری از مناطق زمانی که کشاورزان یا باغداران به دلایلی مثل خشکسالی قادر به برداشت محصول و کسب درآمد نیستند، به قالیبافی روی میآورند.»این کارشناس فرش همچنین تصریح میکند: «از سوی دیگر فرش دستباف بهعنوان صادرات غیرنفتی ایران نیز مطرح بوده است. بنابراین میتوان گفت فرش دستباف ایرانی، وجوه مختلفی دارد از فرهنگی، هنری و اشتغالزایی گرفته تا ارزآوری و اقتصاد و...دست بالای دست قالیبافان بسیار استشاید سالها پیش خیالمان راحت راحت بود که اگر از هر چیزی هم تقلبیاش وارد بازار شود، هیچکس نمیتواند فرش تقلبی را به این بازار مکاره راه دهد و به فرش دستباف ایرانی تلنگری بزند یا دار محکم و قرص قالی ایرانی را بلرزاند، اما هنوز مدت زیادی از این خیال خوش نگذشته بود که آرام آرام زمزمههای علم شدن دارهای جدید به نام فرش ایرانی از گوشه و کنار شنیده شد. فرشهایی که نه به یاری دستان هنرمند و چشمان پرذوق بافندگان که به کمک الگوبرداری از میراث هنری و ماندگار چند هزار ساله ایرانی گره میخورد و بالا میرفت. ورود فرشهای خارجی مانند فرشهای چینی، هندی و پاکستانی به بازار و رقابت این فرشها با فرشهای ایرانی نگرانی تنزل جایگاه فرش ایرانی را بیشتر از قبل افزایش داد.در گذشته فرش دستباف به صورت یک کالای انحصاری متعلق به ایران بود و بهترین و مرغوبترین نوع فرش در جهان به فرش ایرانی شهرت داشت و هیچ رقیبی نمیتوانست به لحاظ تنوع در طرحها، مدلها و نقشها به بافت ایرانی دست یابد اما امروزه به دلیل اینکه کشورهای دیگر از امتیازاتی مثل تجارت و بازاریابی قوی و نیروی کار ارزان برخوردار شده، آهسته آهسته بازار را در دست گرفتهاند و این بیم وجود دارد که این امتیازات به مرور جای طرح، رنگ، ذوق و هنر ایرانی را نیز بگیرد و روزی از راه برسد که از فرش باارزش و معروف ایرانی تنها خاطرهای باقی بماند.کارگر درباره ورود رقبای جدید به بازار فرش ایرانی میگوید: «امروز هم مانند گذشته فرش دستباف ایرانی میان زندگی مردم جریان دارد و با وجود اینکه کشورهای دیگر در قبای تولیدکننده وارد بازار شدهاند همچنان فرش ایرانی بهعنوان یک برند بر فرشهای تولیدشده در سراسر جهان غلبه دارد و هیچکدام از کشورهایی که اقدام به تولید فرش با نام فرش دستباف ایرانی کردهاند، تاکنون نتوانستهاند با فرشهای تولید شده توسط بافندگان ایرانی رقابت کنند و میبینیم که هنوز هم در موزههای سراسر دنیا بخشهایی وجود دارد که از فرشهای کهن و باارزش ایرانی نگهداری میشود.»این کارشناس فرش با اشاره به تولید و بافت فرش در تمام نواحی کشور میگوید: «هنر بافندگی فرش در تمام شهرهای ایران وجود دارد. مناطق مختلف به لحاظ انتخاب طرح، نقش و مدل با یکدیگر تفاوت دارند اما هر منطقهای با توجه به آداب و هنر خود طرحهای زیبایی را نقش میزنند؛ مناطق شمال شرق و ترکمنها به سبک خاص خود؛ شمال غرب و سمت تبریز، هدیک، خوی و...؛ در غرب، بافتهای کردستان و بیجار؛ در شرق، بافتهای بیرجند، مشهد و کاشمر؛ در مرکز، اصفهان، کاشان، یزد، کرمان و.... هر کدام از مناطق کشور بسته به موقعیتشان نوع بافت منحصر به فرد خود را دارند و این یکی از امتیازات فرش در ایران محسوب میشود که از تنوع قابل توجهی برخوردار است و از نظر جنس و الیاف که در قالب پشتی، پردهای، کناره و... و طرحهای گردان و منحنی و برخی مناطق هم مثل عشایر طرحهای هندسی ذهنی را مختص خود دارند.»او این گستردگی تنوع را جزو ویژگیهای مهم فرش دستباف ایران عنوان میکند و میافزاید: «برخی از کشورهای رقیب با استفاده از نیروی کار ارزان و کپیبرداری از طرحهای کاملاً ایرانی، اقدام به تولید فرش دستباف به نام فرش ایرانی کردهاند اما از آنجا که فرش ایرانی بهعنوان یک برند است و هنوز در تمام جهان بهترین نوع فرش، فرش دستباف ایرانی است و برخی از کشورها مثل امریکا و آلمان بازار عمده عرضه فرش ایرانی محسوب میشوند و از طرف دیگر این تولیدکنندگان رقیب نتوانستهاند به لحاظ کیفیت، ظرافت، تنوع، خلاقیت و ذوق بیپایان هنری به پای طراحان و بافندگان فرش ایرانی برسند، هنوز نمیتوان به دلیل وجود این رقبا احساس نگرانی و آنها را تهدید مهمی برای بازار فرش دستباف ایران قلمداد کرد.»کارگر، خروج برخی از این رقبا را از بازار تولید فرش، دلیلی بر این مدعا میداند و میگوید: «خروج بعضی از کشورهای رقیب که قصد تولید فرش را با نام فرش دستباف ایرانی داشتهاند، نشاندهنده این موضوع است که با وجود برخورداری از تکنولوژی و بازاریابی مناسب بازهم نتوانستهاند برای تولیدات خود جایگاه فرش دستباف ایرانی را بیابند. مثلاً چین از جمله کشورهای رقیبی است که در حال خروج از بازار تولید است و رفتهرفته بهعنوان یکی از بازارهای اصلی خریدار فرش دستباف ایرانی محسوب میشود.»فرش ایرانی، از عرش تا خاکنگاهی گذرا به درآمدهای حاصل از صادرات فرش که هر سال نسبت به سال گذشته سیر نزولی قابل توجهی را طی میکند به خوبی گویای این موضوع است که فرش ایرانی بنا به دلایل مختلف، دیگر جایگاه قبلی را در میان بازارهای جهانی ندارد. آمارها نشان میدهد که طی چند سال گذشته درآمدهای حاصل از فروش و صادرات نفت به شدت کاهش یافته است به طوری که درآمد 406 میلیون دلاری سال 85 به 389 میلیون دلار در سال 87 و در نهایت در شش ماهه نخست امسال به 265 میلیون دلار رسیده است و شاید با نگاهی واقعبینانهتر بتوان این آمارها را به نبود حمایتهای کافی و عزم جدی برای محکم نگهداشتن ستونهای دار قالی مرتبط دانست. دلایل مختلفی مانند تولید کالاهای جدید و جانشینی مثل موکت و پارکت، نبود سرمایهگذاری مناسب، عقب افتادن از سرعت تجارت در بازارهای جهانی، گرانی مواد اولیه و نیروی کار انسانی و در نهایت هزینه تمام شده بسیار زیاد، در افت جایگاه فرش دستباف ایرانی طی سالهای اخیر بیتأثیر نبوده است. از سوی دیگر مشکلات جدیدی مانند تفاوت سلیقه تولیدکنندگان با خریداران جهانی و بهروز نشدن طرحها با خواست بازارهای روز و نبود کنترل کافی روی تولیدات خانگی، افت کیفیت فرش دستباف و نظارت نامناسب هنگام صادرات، خطر نابودی این میراث کهن و باارزش را دو چندان کرده است. رقبا و کشورهای تولیدکننده نیز در حالی هر روز دایره تبلیغات ماهوارهای بازاریابی خود را گسترده میکنند که مالکیت معنوی این هنر به نام ایران هنوز در ابهام غلت میزند و ثبت نشدن رنگ، طرح و نقش فرش ایرانی موجب شده تا رقبا با الگوبرداری از طرح های ایرانی آن هم با کیفیت و قیمتی بسیار پایینتر، بازار جهانی این کالا را در انحصار خود بگیرند.شاید بیانگیزگی جوانان کشور به دنبال کردن این هنر و نبود مشوقهای کافی برای قالیبافان قدیمی و پیشکسوت هم به جمع دلایل افت جایگاه این میراث باارزش و قدیمی اضافه شود و این سؤال باقی بماند که برای جلوگیری از این آسیبها تاکنون از سوی متولیان چه اقداماتی صورت گرفته است.مدیر روابط عمومی مرکز ملی فرش ایران در این باره میگوید: «تاکنون متولیان متفاوتی برای حمایت از تولید و تولیدکنندگان فرش ایرانی روی کار آمدهاند. متولیانی مانند جهاد کشاورزی، وزارت تعاون، وزارت بازرگانی، سازمان صنایع دستی، کمیته امداد و بهزیستی و... که هر کدام به نوعی در این حوزه فعالیت داشتهاند. اما از سال 1383 با مصوبه شورای عالی اداری مرکز ملی فرش ایران، سیاستگذاری و هدایت و نظارت در مورد تولید فرش دستباف ایرانی را بر عهده گرفت و اقدامات قابل توجهی برای شناسایی فرش دستباف ایرانی، مزایا و ویژگیهای این فرش به داخلیها و خارجیها صورت گرفته است. همچنین برنامههایی برای ماندگاری بافندگان و هنرمندان طراح این عرصه دنبال میشود از جمله مهمترین آنها برگزاری جشنوارههای استانی برای تقدیر از بافندگان در استانها و طراحان و رنگرزان و تمام دستاندرکاران این هنر در هر استان است که با استقبال زیادی نیز روبهرو شد. همینطور از دیگر اقدامات قابل توجه، تأسیس رشته فرش از سال 85 در کشور است که زمینه خوبی برای آشنایی نسل جوان و علاقهمندان با این هنر باارزش را فراهم میکند که موجب میشود آموزشهای سنتی و قدیمی در کنار نگاه علمی و پژوهشی جدید رونق دوبارهای به این هنر ببخشد.»هر سال چیزی نزدیک به پنج میلیون مترمربع فرش در کشور بافته میشود آن هم نه به یاری کارخانهها و دستگاه های صنعتی که با گرمای انگشتان هنرمند کسانی که شاید از وقتی چشم گشودهاند، دار قالی و شانه و کلافهای رنگی بستر بازیهای کودکانهشان بوده است و با رج به رج قالی بالا آمدهاند و بزرگ شدهاند. به راستی گفتن اینکه فرش ایرانی تنها هنری است که با گوشت و خون و ریشه ما پیوند خورده است و امروز با این ابهت و عظمت بر سر زبانها افتاده است، اغراق نیست و حقیقتی است که هرچه بیشتر از آن میگذرد، آسانتر درک میشود. شاید دیدن و شنیدن آمارهای تأسفبرانگیز افول جایگاه فرش ایرانی و از آوازه افتادن این هنر ایرانی در سطح جهانی، تلنگر خوبی باشد برای فکر کردن به این سؤال که چرا ما همیشه تنها نگهبانان و مدعیان میراث گذشتگانیم؟ میراثی که هر روز در مقابل چشمانمان تضعیف میشود در حالی که ما تنها به آوازه خوش گذشته آن دل خوش ماندهایم!