کد خبر: 415978
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۷
بررسي روانشناختي يک رفتار غيراستاندارد
آذر رسولي- در ملاحظه و مراعات ديگران، ابتدا رفتار انسان‌ها طبيعي و معمولي است و زماني به رفتار غيرطبيعي تبديل مي‌شود كه منفعت‌خواهي و خودخواهي فرد مورد نظر، بر ويژگي‌هاي شخصيتي او سايه انداخته و به صورت يك رفتار غيرطبيعي نمود بيروني پيدا كند. اين بيان روانشناسي از ديدگاه دكتر حميدرضا حاتمي روانشناس است.
اين عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) معتقد است، گاهي ملاحظه كساني را مي‌كنيم، چون دوستشان داريم، مثل دوست داشتن اعضاي خانواده و به خاطر همين دوست داشتن ملاحظه آنها را مي‌كنيم. در برخي مواقع ويژگي‌هاي افرادي، برايمان نماد مي‌شود و ويژگي‌هاي شخصيتي او بر ما سايه مي‌اندازد، اين بار به دليل وجود شخصيتي نمادين، مراعات آنها را مي‌كنيم. مانند اساتيد يا بازيگر يا بازيكن تيم مورد علاقه. گاهي نيز ملاحظه و مراعات افرادي را مي‌كنيم كه خيلي دير به دير مثلاً هر شش ماه يكبار آنها را مي‌بينيم. زماني نيز ملاحظه افرادي را مي‌كنيم چون مايل نيستيم، نگاه‌ها و تقويت‌هاي روحي را كه از سوي آنها دريافت مي‌كنيم، از دست بدهيم. مراعات اين افراد را مي‌كنيم تا از سوي آنها تنبيه و طرد نشويم. تا اينجا مسئله‌اي نيست! مشكل و چالش اصلي از آنجا آغاز مي‌شود كه اين فرد تصميم مي‌گيرد از ديگران انتقاد كند! او كه توانايي پذيرش بازخورد منفي را نيز ندارد، از انتقاد سر باز مي‌زند چون به دليل ترس از بازخورد منفي و اينكه نمي‌تواند در برابر ديگران «نه» بگويد، ملاحظه آنها را مي‌كند. اين مسئله بر رفتار فرد سايه مي‌افكند و اين تأثير به شكل يك مشكل پديدار مي‌شود. اين مشكل به حدي است كه سبك زندگي و رفتاري او را نيز بر هم مي‌زند.
در اين مرحله، فرد توانايي خود را از دست داده و بدون قيد و شرط ملاحظه و مراعات ديگران را مي‌كند. مشخصه رفتاري اين افراد، آن است كه معمولاً نمي‌توانند تصميم بگيرند و افراد خجالتي هستند، عزت نفس پاييني دارند و توانمندي و قابليت‌هايشان كاهش يافته و هميشه پذيرنده‌اند. آنها منفعل عمل مي‌كنند و نمي‌توانند با يك پديده به صورت اكتيو برخورد كنند. مهارت برقراري ارتباط سالم را نيز ندارند. اين مشكل در فضاي خانه و خانواده نيز تأثيرگذار بوده و ارتباط با اعضاي خانواده را نيز دچار مشكل مي‌كند و رفته رفته فرد به انزوا كشيده مي‌شود و منزوي بودن جزء منش رفتاري او مي‌شود.
به اعتقاد اين روانشناس با آموزش مي‌توان جرأت‌ورزي را به اين قبيل افراد آموزش داد، همچنين سخت‌رويي، قدرت تاب‌آوري در برابر استرس‌ها و فشارها، حل مسئله و همچنين آموزش مصون‌سازي در برابر فشارهاي رواني و از همه مهم‌تر، قدرت «نه» گفتن در برابر خواسته‌هاي نامطلوب. در برخي مواقع بعضي از افرادي كه به سمت اعتياد كشيده مي‌شوند، كساني هستند كه قدرت «نه» گفتن را ندارند. به خاطر اينكه مايل نيستند حمايت‌هاي ديگران را از دست بدهند. معمولاً ساختار شخصيتي اين تيپ آدم‌ها در برابر فشارهاي رواني زود به هم مي‌ريزد.
در مقابل اين افراد، حاتمي به افرادي اشاره دارد كه هميشه «نه» مي‌گويند و هميشه مخالف هستند. او اينچنين افراد را نيز دچار اختلال شخصيتي مي‌داند. در اين قبيل افراد «نه» گفتن، جزء منش شخصيتي آنها شده است و با اكراه چيزي را مي‌پذيرند و چون تفكر وسواس گونه‌اي دارند قدرت مانور بسيار كمي داشته و انعطاف‌پذيري پاييني دارند. زندگي با اين افراد نيز بسيار مشكل است چون داراي تيپ‌هاي شخصيتي وسواس اجباري و عملي هستند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار