
سيد علي اصغر حسيني - تمامي آموزشهاي حوزه براي انجام وظيفه اصلي طلاب و روحانيون براي تبليغ دين است، تمامي تلاشهاي روحانيت در جامعه مانند اقامه جماعت، تدريس در مراکز غيرحوزوي، تدوين مقاله و کتاب، حضور در کاروانهاي تبليغي، فعاليتهاي رسانهاي و حتي فعاليتهاي اينترنتي در همين قالب قابل تعريف است اما گروه فراواني از روحانيون در کنار فعاليتهاي متنوع تبليغي، فعاليتهاي سنتي تبليغ در حوزه يعني اعزام در مناسبتهاي مختلف را به عنوان وظيفه خود ميدانند و در کنار فعاليتهاي علمي در روزهاي درسي حوزه، در روزها و ماههاي خاص مانند ماه رمضان و محرم فعاليتهاي تبليغي انجام ميدهند، در اين ميان نقش خانواده و همسر مبلغين براي اين گونه فعاليتها ناديده گرفته ميشود. غيبت چندين ماه پدر و همسر از خانواده و هجرت به شهري ديگر يا حضور در کنار پدر و همسر در مکاني ناآشنا و غالباً محروم، ناگفتههاي فراواني دارد، شنيدن اين ناشنيدهها از زبان همسر يک مبلغ روحاني ميتواند تنها بخشي از اين مشکلات را بيان كند.آنچه ميخوانيد حاصل گفتوگوي «جوان» است با خانم رازقندي، همسر حجتالاسلام و المسلمين مرتضي رازقندي.تبليغ رفتن براي روحانيون اجباري است؟يک روحاني حتي در کوچه و شهر خودش هم در حال تبليغ دين است، اما اعزام شدن براي فعاليتهاي تبليغي به شهرهاي مختلف کشور اجباري نيست بلکه اختياري است. اما معمولاً انتخاب شهرها يا روستاي مورد نظر با افراد نيست.چه ضرورتي بر اعزام به شهرهاي مختلف است؟ اولاً همه تلاشهاي علمي براي فعاليتهاي تبليغي است، اين سؤال مانند اين است که شخصي مدتها تحصيلات پزشکي داشته باشد اما هيچ گاه طبابت نکند! اين يعني اينکه علومي که آموزش ديده است تنها براي خودش فايده داشته است که اين کمترين فايده است. تمامي آموزشهاي حوزه تنها زماني که در عرصه تبليغ قرار ميگيرد فايده عمومي خواهد داشت، علاوه بر اينکه هم اکنون غالب شهرها و روستاها نيازمند روحاني است، ما حتي در برخي از روستاهاي دورافتاده شهر قم نيازمند مبلغ هستيم.در شهر قم که با تراکم روحاني مواجه هستيم؟منظور روستاي محروم قم هست و اين جاي تأسف دارد که حتي در نزديک اين مجموعه عظيم ما با کمبود روحاني مواجه هستيم. شما مقايسه کنيد که در شهرها و روستاهاي دورافتاده وضعيت به چه شکلي است. ما روستاهايي رفتيم که در طول سال تنها در ماه رمضان يا محرم يعني فقط نزديک به 45 روز داراي روحاني است. ما در شهرهاي بزرگ مانند همين تهران مساجدي داريم که روحاني ندارند و نماز جماعت در آنها برگزار نميشود ديگر تکليف شهرها و روستاهاي دورافتاده که روشن است، با اين وضع چگونه ميتوان جواب خداوند و امام زمان (عج) را داد که شخصي سالها در حوزه تحصيل کرده باشد اما فعاليت تبليغي نداشته باشد. مگر اعزام مبلغ متولي خاصي در حوزه ندارد که براي حضور منظم روحانيون در شهرها و روستاها برنامهريزي کند؟اعزام مبلغين در حوزه متولي خاصي دارد که معاونت تبليغ حوزه است اما اجراي اين وظيفه تنها در توان اين معاونت نيست، اعزام مبلغين شامل اعزام امام جماعت در مدارس دخترانه و پسرانه تا اعزام روحاني طرح هجرت بلندمدت به دورترين نقطه کشور است، اين اصولاً در توان حوزه نيست. ما اکنون بيش از يکصد هزار مدرسه در سراسر کشور داريم که اگر فعاليتهاي تمامي روحانيون تنها به مدارس کشور و برگزاري نماز جماعت متمرکز شود شايد فقط نيمي از اين مدارس تحت پوشش قرار گيرد! اما مراکزي مانند سازمان تبليغات يا سازمان اوقاف هم مبلغ به مناطق مختلف اعزام ميکنند؟بله، اما افرادي که آنان اعزام ميکنند، محصولات همين حوزه هستند، يعني افرادي که در حوزه آموزش ديدهاند توسط اين سازمانها اعزام ميشوند.چرا همه اين مراکز با يک مديريت واحد براي اعزام مبلغ اقدام نميکنند؟من نبايد به اين سؤال جواب بدهم، قرار بود موضوع صحبت ما همسران مبلغين باشند.معمولاً روحانيون به تنهايي به تبليغ ميروند؟اغلب سفرهاي تبليغي بدون خانواده است البته اين موضوع با توجه به وضعيت خانواده متفاوت است. برخي از همسران طلاب در خود توان تبليغي ميبينند و در کنار همسر خود فعاليت تبليغي انجام ميدهند، البته بايد شرايط مانند محصل بودن فرزندان يا شرايط محيطي را در نظر گرفت. پس چرا اکثر سفرها بدون خانواده است؟!در بسياري از محيطهاي تبليغي شرايط براي اسکان و استقرار حتي يک نفر روحاني فراهم نيست تا چه رسد به خانواده. خود شما همراه همسرتان به تبليغ ميرويد؟من تحصيلکرده حوزه هستم و رفتن به تبليغ را يکي از وظايف خود ميدانم. قبلاً و در دوراني که فرزندي نداشتيم، راحتتر اين کار انجام ميشد، البته در آن زمان هم ابتدا حاج آقا سفري کوتاه به شهر يا روستاي مورد نظر داشت و اگر مطلوب بود، در سفر بعدي من هم به همراه ايشان ميرفتم اما الان با حضور يک فرزند دبستاني و يک فرزند کوچکتر امکان همراهي وجود ندارد.از اين سفرها خاطرهاي داريد؟بله، معمولاً انسان هنگامي که وارد يک محيط غيرآشنا ميشود بايد مدتزماني طول بکشد تا با زنان و دختران روستا آشنا شود به ويژه اينکه بايد به آداب و رسوم آن دقت داشت. در برخي از شهرهاي کوچکتر يا روستاها روحانيون را افرادي پيامبرگونه ميدانند و هيچگونه خطا يا اشتباهي را نميتوانند بپذيرند حتي شيطنت يا بازيهاي کودکانه فرزندان يک روحاني براي آنان عجيب است!به چه شهرهايي براي فعاليتهاي تبليغي سفر کردهايد؟شهرهاي مختلفي رفتهايم، چون همسر من مقيد است که به مکانهايي که استقبال از رفتن به آنجا کمتر است، برود. يکبار قرار بود به روستايي از توابع طالقان در نزديکي تهران برويم که براي رسيدن به آنجا نزديک به 12 ساعت در راه بوديم. براي وسيله مشکل داشتيد؟ خير، مسير روستا به اين شکل بود که بايد با ماشين ميرفتيم بعد از طريق جاده مالرو مسير را ادامه ميداديم. همسران طلاب براي فعاليتهاي تبليغي آموزش خاصي ميبينند؟براي گروهي از افراد که تحصيلات حوزوي دارند مشکلي نيست، اما براي ديگر افراد بايد آموزشهاي خاصي ببينند و بعد امکان همراهي با همسر خود به عنوان يک بانوي مبلغ را دارند.الان حاج آقا به تنهايي به تبليغ ميروند؟ بله، معمولاً اين گونه است. چرا شما همراه ايشان نميرويد؟مهمترين علت آن مدرسه بچههاست. اين سفرها چند روزه است؟ از يک هفته تا دو ماه. براي فرزندان غيبت پدر سخت نيست؟ چرا ، اما بايد تحمل کرد. علاوه بر فرزندان در اين مدت تمامي کارهاي خانه برعهده من است که اين مشکل را بيشتر ميکند. در برخي از مناطق هم امکان ارتباط يا شبکه موبايل وجود ندارد و تنها يک آدرس از ايشان داريم و بس!در اين مدت اگر اتفاق خاصي بيفتد مثلاً فرزندنتان مريض شود چه کار ميکنيد؟ با عنايت اهل بيت مشکلات آسان ميشود، بارها اين اتفاق افتاده و حل شده است. اگر براي حاج آقا اتفاقي بيفتد، مطلع ميشويد؟اگر ارتباط تلفني باشد بله، اگر نه که بايد تا برگشت صبر کرد، الحمدلله حاج آقا بدن قوياي دارند اما برخي از روحانيون با توجه به تغييرات آب و هوايي و عادت نداشتن به آب و غذا و محيط مشکلات جسمي پيدا ميکنند که سادهترين شکل آن عفونتهاي مختلف است. مباحث امنيتي هم مطرح است چه توسط اشرار در برخي از مناطق مرزي که تاکنون به شهادت يا اسارت برخي از اين مبلغين منجر شده است يا سرقت اموال و وسايل طلاب، البته در اين ميان باورهاي غلط قومي يا طايفهاي همچنين رقابتهاي ميان دو روستا و گروه هم موجب دردسرهايي ميشود.اين فعاليت به اين زحمت ميارزد؟هر چه کار مشکلتر باشد، قطعاً اجر بيشتري دارد. شخصي که روحاني بودن را انتخاب کرده از ابتدا همه اين مسائل را در نظر گرفته است. روحاني شدن بدون عاشق مردم بودن بيمعناست، همچنين بايد فقر فرهنگي اين مناطق را ديد تا ضرورت اين کار را بيشتر حس کرد. ميتوانيد باور کنيد هنوز افرادي در کشور اسلامي هستند که احکام اوليه وضو و طهارت را بلد نيستند.احساس مردم به اين گونه فعاليتها چگونه است؟ اگر استقبال عمومي نبود، هر سال شاهد افزايش مبلغين نبوديم. در مناسبتهاي مختلف از طرف سازمانها و مراکز مختلف دهها هزار نفر روحاني به شهرها و استانها اعزام ميشوند، اين حجم نشانگر استقبال عمومي است.بعد از سفر تبليغي مدتي براي استراحت مبلغين در نظر گرفته ميشود؟برخلاف آنچه تصور ميشود روحانيت اصلاً تعطيلي ندارد، زيرا تمامي روزهاي سال يا به اصطلاح روزهاي درسي است يا روزهاي تبليغي، مثلاً شايد تصور شود که حوزه در ماه رمضان يا محرم تعطيل است درصورتي که در اين دو ماه نه درسهاي حوزه تعطيل است نه فعاليتهاي حوزوي مثلاً رفتن به تبليغ، در روزهاي ديگر هم معمولاً کارهاي مطالعاتي انجام ميشودبلافاصله بعد از روزهاي تبليغ نيز دروس حوزوي شروع ميشود، براي اين فعاليتهاي تبليغي حقالزحمه هم پرداخت ميشود؟بله! اين موضوع دهها سال قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشته است، تا مدتها اين هزينه تنها از طرف مردم بود که خيلي مناسب شأن روحانيت نبود. تلاش ميشد که اين هزينه به صورتي از مراکز حوزوي و مردم تأمين شود که مشکلي که ايجاد شد اين بود که مردم اين وظيفه را برعهده مراکز حوزوي ميدانستند و در اين ميان اين درآمد اندک هم از روحانيون سلب ميشد. يادم است سالها قبل درآمد حاج آقا از يک ماه تبليغ در يکي از شهرهاي استان کرمان، چند شيشه گلاب و عرقيات گياهي بود که به صورت هديه به ايشان داده بودند! باور آن براي مردم مشکل است! شايد حق داشته باشند، چون اينها تنها روحانيون خاص را ديدهاند و تصور ميکنند همه آن گونه هستند.