
امین خرمی- 1- مدتی است که تلویزیون در یک اقدام برنامهریزی شده و کارشناسانه اقدام به پخش مجموعههای مستندهای اجتماعی با عنوان «شوک» و «گرداب» کرده که اتفاقاً به دلیل پخش در ساعت پرمخاطب توانسته بینندگان فراوانی را به پای این جعبه جادویی بکشاند. رویکرد این برنامهها آگاهسازی مخاطب جامع خود از خطرات و آسیبهای جاری در اجتماع و جامعه شهری و ارائه راههای پیشگیری از به دام افتادن در این سرابهاست، به خصوص برای جوانان و آینده ایران.
2- فراگیر بودن موضوعات این مستندهای اجتماعی که دامنهای از فروش و استفاده از قرصهای روانگردان تا گرفتار شدن زوجهای جوان به دام رمالان و کفبینان و آینهبینان را شامل میشود، یکی دیگر از دلایل اصلی جذب مخاطب بیشتر این برنامههاست.
3- اما مدتی است نگارش،صحبتهای کارشناسان و پخش اعترافات متهمان که با صورتهای شطرنجی شده از این برنامهها پخش میشود به رویهای ثابت، یکنواخت و از همه غیرقابل قبولتر یعنی قابل پیشبینی بودن صحبتها و دلایل انجام بزه توسط بزهکاران و سخنان آکنده از شرمساری آنها و درخواست اجازه برای بازگشت آنها و جبران مافات اشتباهاتشان و. . . تبدیل شده است کهمتأسفانه بیتوجهی سازندگان این دست از برنامههای موفق به این نکات ریز باعث کم شدن تعداد مخاطبان این برنامههای آموزنده شده است.
4- بدون شک رعایت نکردن نکات آموزشی و اخلاقی توسط خانوادههای بیمسئولیت در قبال فرزندان،رها بودن و سرخورده شدن بچههای طلاق در جامعه، معتاد بودن یا بزهکار بودن پدر یا مادر کودکان و همه و همه مواردی از این دست از مهمترین نکات حرکت ناهنجار فرزند به سوی آسیبهای اجتماعی را شکل میدهد اما در بین بزهکاران، قاتلان، فروشندگان موادمخدر و سایر به اصطلاح خلافکاران جامعه ما افرادی تحصیلکرده حتی تا مقاطع بالا مانند دکتر و مهندس هم هستند که به دلیل یک لحظه مغلوب خشم شدن مرتکب قتل شدهاند یا تجربه یک همنشینی با دوستانی که صلاح آنها را نمیخواهند گرفتار مواد مخدر شدهاند و برای رفع احتیاج خود مجبور به دزدی، حمل و فروش موادمخدر شدهاند.
5- همه اینها تجربه یکبار ورق زدن صفحات حوادث نشریات روزانه کشور است. پس بر مسئولان و برنامهسازان متعهد صدا و سیماست که از کنار این نکات ساده به راحتی نگذرند چون وقتی پسر یا دختر کوچکی در یک خانواده تنها بگوید که الان این آدم گرفتار، میخواهد بگوید که «من فرزند طلاق هستم یا پدر و مادرم معتاد بودند و من در این راه گرفتار شدم» و چون من گرفتار این دو معضل نیستم پس نه بزهکار میشوم و نه خلافکار! یا پذیرش اینکه هر بچه طلاق لزوماً به این عاقبت گرفتار میشود، لحظه شکست این برنامه است. امیدوارم با دوراندیشی و دقت بیشتر در آستانه ساخت قسمت جدید این مجموعههای مستند به فکر این موضوعات نیز باشیم تا اثرگذاری و اثرپذیری برنامه بر مخاطبان به نقطه موفقیت ابتدایی بازگردد.