کد خبر: 413690
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۲
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجويان ايران»، نويسنده وبلاگ "بسيجي دانشجو" نوشته است: يک اثر به اصطلاح کمدي و عامه‌پسند که نمونه‌هاي آن در سال‌هاي اخير بسيار بر پرده‌هاي سينماهاي کشور رفته است و جميعاً‌ و لاتفرقوا نمايندگي کرده‌اند سينماي ايران را! گويا فيلم مذکور يکي از نمونه‌هاي موفق اين دست از ساخته‌هاي مُدشدة سال‌هاي اخير است و فروش خوب آن در گيشه و شبکة خانگي نيز مؤيد همين توفيق. حوصلة بحث‌هاي تخصصي سينمايي را ندارم که نه فرصت آن فراهم است و نه صلاحيتش در من. بماند براي اهل فن. اما در حوزة مضمون که شايد مهم‌ترين بخش هر اثر هنري باشد، قصد اشاره به نکته‌اي اظهر‌من‌الشمس را دارم. همة‌ قصة فيلم، ماجراي مواجهة پوپک (با بازي سوپراستار زن سينماي ايران، مهناز افشار) و مش‌ماشاالله (با بازي فرهاد آئيش) است. به گفتة پشت پاکت سي‌دي فيلم: «پوپك برادرزادة احترام خانم از كانادا به ايران مي‌آيد. احترام خانم به علت مشغلة زياد سكته مي‌كند و پوپك را به مش‌ماشاالله مي‌سپارد و ماجراهاي پوپك و مش ماشاالله كه از دو جهان متفاوت هستند، آغاز مي‌شود … »اما از کنار اين دو «جهان متفاوت» به همين سادگي‌ها هم نمي‌توان گذشت. سعي مي‌کنم به بخشي از ويژگي‌هاي اين دو جهان اشاره کنم. مش‌ماشاءالله (به بار معاني اسامي نيز توجه کنيد) با يک تپه ريش و با يک بغل اصطلاح شرعي، نمايندة قشر سنتي و مذهبي[1] و آيينة ارزش‌مداري و حفظ اصول و اعتقادات در جامعه است. مش‌ماشاءالله در اين فيلم تجلي و سمبل فحاشي، شهوت‌راني[2]، دروغگويي، بي‌سوادي، نفهمي، بي‌منطقي، خشونت‌گرايي، پافشاري بر اصول غير قابل اجرا، اصرار بر تعصبات احمقانه[3]، بي‌سوادي و بدوي‌گري[4] و هر صفت رذيلة ديگر و در کنار همة اين‌ها به‌شدت متشرع و دين‌مدار است. اگر در هرکدام از موارد ذکر شده ذره‌اي ترديد داريد خواهشمند است همين الان اين متن را رها کنيد و يکبار اين اثر هنري ارزشمند را ببينيد.در کنار اين موجود خارق‌العاده فرد ديگري نيز حضور دارد به نام «پوپک»؛ دختري جوان، از فرنگ‌برگشته، دوست‌داشتني، باشعور، فهميده، لاقيد، بي‌حجاب، داراي روابط باز اجتماعي[5]، متمدن، عکاس، بي‌دليل متهم به جاسوسي[6]، مظلوم و تحت فشار[7]، مهربان و ياري‌رسان[8]، وطن‌دوست، آزاده و غيره.گذشته از شخصيت‌پردازي‌ها و گره‌هاي دراماتيک داستان که موضوع اين يادداشت نيست، فيلم بي‌نصيب از اشاره‌هاي جنسي و رکيک هم نيست و ديدن آن را همراه با خانواده توصيه نمي‌کنم.در پايان «جهان پوپک»[9]، با وجود همة‌تعدي‌ها و ستم‌هايي که «جهان مش‌ماشاءالله» بر وي روا داشته است، مهربانانه و با بزرگ‌منشي، دست «جهان مش‌ماشاءلله» را به گرمي مي‌گيرد و با درگذشتن از گناهانش، او را نجات مي‌دهد و با دنياي جديد آشنا مي‌سازد.اين فيلم در سينماهاي کشور و شبکة خانگي پخش مي‌شود و با استقبال گستردة مخاطبان و به ياري نمونه‌هاي مشابه و متکثر ديگر و با رسوب در ذهن مخاطب تأثير خود را بر خودآگاه و ناخودآگاه وي مي‌گذارد و تصور جمعي يک نسل را از چهرة برساختة جامعه شکل مي‌دهد و واقعيت را فارغ از آنکه چگونه و به چه نحو است، همان‌گونه که مصور ساخته در ذهنيت جامعه بازسازي مي‌کند و آن را به عنوان روايت غير رسمي و البته متقن براي او دروني مي‌کند.اين فيلم را مي‌بينم و در شگفت مي‌شوم از ساعت‌ها بحث کارشناسي دقيق و نفسگير دربارة محدود کردن تأثير شبکه‌هايي چون فارسي‌وان و نحوة‌مواجهه با هجمة رسانه‌اي فرهنگ‌هاي ديگر. اين فيلم را مي‌بينم و در شگفت مي‌شوم از اهتمام وزارت ارشاد و ديگر نهاد‌هاي تصميم‌ساز و متولي در کشور به امر فرهنگ. اين فيلم را مي‌بينم و در شگفت مي‌شوم و از اين شگفتي حيران! [1]. وي رحله‌دار کاروان‌هاي زيارتي است و اهالي مذهبي محل را هم رهبري مي‌کند..[2] همة مسئلة او در اين فيلم شب اول زفاف است!.[3] تا پاي به خطر افتادن جان انسان ديگر. زماني که جان کسي در خطر است و نياز به کمک دارد وي در فکر حرام و حال و محرم و نامحرم نشان داده مي‌شود.[4]. وي نه مي‌داند ايميل چيست و نه اينترنت را مي‌شناسد، حتي قادر به استفاده از مترو هم نيست.[5] به قول خود وي boyfriend[6]. البته اين مطلب به صراحت عنوان نمي‌شود. بلکه در چند جا از زبان شخصيت‌هاي ديگر گفته مي‌شود که تو دختري عکاس و از خارج‌آمده‌اي و همة شرايط براي جاسوس بودن را داري![7]. نيروي انتظامي بي‌جهت او را دستگير مي‌کند و مش‌ماشاءالله او را بي‌دليل کتک مي‌زند.[8]. حتي به دشمن خود، مش‌ماشاءالله[9]. پرواضح است که بايد پوپک را سبموليک و نمانيدة يک قشر از اجتماع ديد و به همان نسبت مش‌ماشاءالله را.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار