
معصومه کلانکی؛ روزنامه نگار
هنوز هم که از خیابان دانشگاه تا خیابان کارگر میگذری کتابفروشیهای بسیاری را میبینی که در یک ردیف تو را به سمت خود میخواند. اگر جزو آن دسته از کسانی باشی که زندگی روزمره تو را در خود غرق کرده و دیگر به معجزه کتاب در عصر پرشتاب جامعه بی حوصله امروز اعتقاد نداشته باشی بیتفاوت از کنار آنها رد میشوی، اما اگر تنهاییات را با یار مهربان پرکنی دیگر ثانیههای زندگیات هم بی معنا نیستند و از دل این یار خاموش چه ناگفتهها که نمیشنوی.
اما افسوس که در کشورما انگار فقط هفت روز این یار مهربان از نامهربانی نجات مییابد و همه مدعیان کتاب برای انتساب خود به فعالیتهای فرهنگ دست به کار میشوند. هفتهای که هفده دوره از آن با تمام کاستیها و قوتها طی شده و هجدهمین دوره آن نیز از هم اکنون با خبرسازیهای فراوان در راه است. این یعنی هجده دوره است که دولت تلاش میکند بین مردم و کتاب را پیوند دهد، اما انگار این هفته و برنامههای برگزار شده آن نتوانسته است به اتفاق قابل قبول و ارزشمند در عرصه کتاب ختم شود.
نگاهی به تاریخ نشر و کتاب در ایران، نشان میدهد که انگار برگزاری هفته کتاب نخستین جرقههای آن به 44 سال قبل باز میگردد، به سال 1345 که آئین نامهای در این راستا صادر شد که بر اساس آن قرار بود هر سال هفته آخر آبان ماه مراسمی به این نام اجرا شود.
این آئین نامه 11مادهای اجرا نشد تا اینکه نخستین دوره مراسم هفته کتاب در آبان ماه سال 1372 با عنوان نخستین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران دوباره احیا شد. و آئین نامهای تکمیلی با توجه به خطوط اصلی سیاستگذاری و امور اجرایی هفته کتاب جمهوری اسلامی تنظیم گشت.
در این هفته نهتنها وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی فرهنگ کشور، بلکه شصت نهاد دیگر نیز وارد میدان شده و عرضاندام میکنند. هرچند که در پایان هفته بسیاری از برنامهها تنها در کاغذ خلاصه میشود و به مرحله اجرا در نمیآید.
از نکات قابل توجه این دوره از برگزاری هفته کتاب انتخاب یک شعار فرعی برای هر روز نامگذاری شده در کنار شعار «مطالعه، اندیشه، فرزانگی» بود تا بتواند اذهان را به سمت و سوی اهداف هفته کتاب رهنمود کند. شعارهایی که با حضور خرد جمعی اعضای شورای برگزار کننده تعیین میشود.
اما نکتهای که بسیاری از منتقدان هفته کتاب بر آن نظر دارند انتخاب اسامی روزهای این هفته است که شاید با چینشی نامرتبط در کنار یکدیگر قرار میگیرند؛ برای مثال کتاب، رسانه، ورزش، تربیت که به این معنی است که در این نامگذاریها به رسالت هریک از این اسامی و ارتباط آنها با یکدیگر توجه نمیشود و این موضوع جای بسی تعجب دارد.
فصل هجدهم هفته کتاب در حال رقم خوردن است. هرچند نمیشود به کلی منکر برگزاری برنامههایی مانند هفته کتاب شد اما باید دید با آنچه در تمام این سالها در حوزه کتاب رخ داده پای چه چیزی در برگزاری مراسمی چون هفته کتاب میلنگد که هنوز چگونگی اجرای آن سؤال برانگیز میشود؟!
یک بار دیگر به اسامی روزهای هفته کتاب نگاه میکنیم. مشکل ساده است؛ بیسلیقگی و عدم شناخت حوزه کتاب در حافطه جمعی برگزار کنندگان.
آیا هفده دورهای برگزاری این مراسم برای رفع این موضوع کافی نیست؟ آیا نمی توان میان حوزههای مرتبط با کتاب برای پیوند در قالب یک هفته ارتباطی منطقیتر یافت؟