کد خبر: 412872
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۸۹ - ۱۶:۲۷

در زندگی ما انسان‌ها بسیاری از فعالیت‌هایمان براساس مشاهدات روزمره‌مان صورت می‌گیرد، همچنین بسیاری از عملکردهای زندگی خود را براساس مشاهدات تنظیم کرده و عمل می‌کنیم. از همین رو و از راه مشاهدات برداشت‌های ذهنی خود را نسبت به آنچه در اطرافمان اتفاق می‌افتد می‌سنجیم.
برداشت‌های ذهنی یک شخص از پلیس مبتنی بر لباس فرمی است که پلیس بر تن دارد. در مورد پزشک، آتش‌نشان، سرباز، رفتگر و خلبان هم می‌توان برداشت‌های ذهنی از این دست داشت.
تصورش را بکنید مأمور پلیسی که برای هموار کردن ترافیک در خیابان حضور دارد، همگان با دیدن او ملزم به پیروی از فرمان‌های او هستند که برای آمد و شد تلاش می‌کند اما اگر چنانچه همین مأمور پلیس بار دیگر در همان نقطه حضور یابد، این بار بدون پوشیدن لباس پلیس نگاه رانندگان به او دیگر نگاه به یک مأمور قانون نخواهد بود.
این مصداق در مورد زندانیان نیز وجود دارد. تصور ذهنی ما از کسی که در بند است یک زندانی با پوشش لباس زندانی است که دیدن او برای مردم دیگر «زندانی‌» بودن او را در ذهن تداعی می‌کند.
کسی که به هر دلیل امنیت و آسایش دیگران را به مخاطره انداخته تا زمانی که دوران محکومیت خود را سپری می‌کند با پوشش یک زندانی شناخته می‌شود، اما شاید کمتر کشوری در جهان همانند ایران پیدا شود که زندانیان کیفری آن هم بدون پوشش زندانی در جلسات محاکمه خود حاضر می‌شوند. از آنجا که حضور در جلسات دادگاه‌های کیفری مطابق قانون برای همگان آزاد است(البته به ‌تازگی به جز خبرنگاران) با حضور در این جلسات خواهید دید که زندانیان با آخرین فرم آرایش ظاهری حتی بسیاری با موهای روغن‌زده در جلسات محاکمه خود حاضر می‌شوند.
متهمی که به هر دلیل دست به ارتکاب جنایت زده و زندگی را از انسان دیگری سلب کرده، گویا آزاد است با لباس دلخواهش از زندان به دادگاه بیاید.
اسفناک‌تر از این پوشش، شیوه انتقال زندانیان به جلسات دادگاه است. چندین زندانی خطرناکی که تجربه قتل دیگران را دارند به همراه دو مأمور با تاکسی به جلسات دادگاه فرستاده می‌شوند، باید گفت اگر هنگام تردد آنان واقعه خطرناکی اتفاق بیفتد چه کسی پاسخگو خواهد بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار