
فاطمه رحیمی - اوج درگیریهای سیاسی که پیشتر آسمان را به زمین و زمین را به آسمان دوخته بود، اینک وارد لحظه تاریخی دیگری شده و به سرحدات میراث فرهنگی کشیده است و بعد از اتفاقاتی که در سال گذشته رنگها را هم به جان هم انداخته بود، جنگ سیاسی وارد فاز تاریخی خود شده و بعید نیست که کوروش و داریوش و خشایارشا هم برای تعیین تکلیف آینده سیاسی کشور ما اسبها زین کرده و به طرف تهران حرکت کنند.
این روزها تجلیل از منشور حقوق بشر کوروش و نمایش این منشور در موزه ملی، نمایش واره اهدای چفیه – نماد دفاع مقدس - به این شاه هخامنشی بهانهای برای ادامه نبردهای ایامالعرب سیاسی کشور ما شده است؛ نبردهایی که نه تنها بر اساس آن مردم دچار فرسایش مضاعف خواهند شد بلکه سنگر گرفتن شخصیتهای سیاسی پشت سر میراث فرهنگی و اعتقادی به حرمت این موضوعات هم خدشه وارد خواهد کرد.
سالهاست که خوشبختانه بحثهای مرتبط با تقابل احتمالی هویت ایرانی و اسلامی به پایان رسیده بود و تقریباً برای همه کس نقش خدمات متقابل ایران و اسلام کاملاً مشخص شده بود اما به تازگی با بالا گرفتن اختلافات سیاسی شاهد بازتولید وسوسه خناسان برای ایجاد شکاف دوباره بین این دو هویت هستیم، دستهای پنهانی که دغدغه ایرانی بودن دارد و نه دغدغه اسلامی بودن.نکته جالب این است که در همان سرزمینی که فیلم 300 و دهها فیلم ضدایرانی ساخته میشود به قرآن اهانت میشود و این نکته شاهد مثال آن است که در حقیقت دشمن ما به هیچ یک از وجوه هویتی ما احترام نمیگذارد و به قول معروف امروز ترجیح میدهد که با هر یک از این وجوه جدا جدا بجنگد یا به عقیده آن سیاستمدار آمریکایی – جان بولتن – مشکل اساسی غرب چه بعد از انقلاب و چه قبل از انقلاب روح ایرانیهاست که هیچگاه قابل کنترل( به عقیده آنها) نیست.
شاید منبع همه این اختلافات آن باشد که ما از تاریخ آن چنان که باید بهره نمیگیریم و این یک کج فرهنگی که از دایره نخبگان به دایره مردم نیز کشیده میشود.
مشکل اساسی مهم بودن کوروش و منشور کوروش یا نسخ آن با مبانی حقوق بشر اسلامی نیست، بلکه مشکل اساسی این است که ما بخواهیم مشروعیت اقدامات امروزمان را بر آنچه خود را بر آن منتسب میکنیم بیاویزیم.
مشکل اساسی این انحراف فرهنگی است که به قول یکی از اندیشهوران افتخارات زیر خاک رفتهمان از افتخارات موجودمان گویی فراتر رفته است و سیاستزدگی عجیب و غریب مان هم میخواهد خلأ هویتیمان را از اسباب و وسایل زیر گرد و خاک رفته موزه بریتانیا بیرون بکشد.
و بالاخره موضوع اساسیتر در این عرصه آنکه موضعگیری علیه یا به نفع منشور کوروش اینک نه تنها امری مذموم در فرهنگ سیاسی است بلکه به تاراج هویت و از بین رفتن تمام زحماتی که یک ملت برای عبور از گذرگاههای سخت و دشوار تاریخ گذرانده منجر میشود. نقطه واضح از تفسیر و تحلیل ماجرا شاید همین جمله باشد که در پناه چنین کشمکشهایی در پرتو همین حرفهاست که سفیر استعمار پیر بعد از یک سال میتواند از حبس خانگیاش بیرون آمده و با افتخار با مسئولان ما عکس یادگاری بگیرد و بهترین استفاده را برای خارج شدن از انزوا ببرد و این نمونهای از نتایجی است که از نزاع بر محور سرمایه ملی عایدمان شده و خواهد شد.