کد خبر: 412840
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۸۹ - ۱۴:۳۲
محمد ابوئی مهریزی - با پایان فصل تابستان یکی از متداول‌ترین موضوعات انشا که به نونهالان و دانش‌آموزان در مدرسه داده می‌شود، همین موضوع معروف است که بالاخره با این تعطیلی سه ماهه چه کار کرده‌اید؟
گرچه این موضوع می‌تواند موضوعی جذاب برای کودکان و نوجوانان مدرسه‌ای تلقی شود ولی در سال‌های اخیر که به واسطه توسعه ارگان‌های فرهنگی و هنری، تابستان به نقطه عطف فعالیت‌های هنری و فرهنگی کشور تبدیل می‌شود و به عبارتی با پایان شهریور سال فرهنگی نیز به پایان می‌رسد، این موضوع انشای ایده جالبی برای ارزیابی مدیران فرهنگی از خود و مجموعه‌های متبوعشان محسوب می‌شود.
در واقع از مهرماه هر سال تا پایان فصل بهار بیشتر تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‌های مسئولان فرهنگی برای بهره‌گیری از فرصت تابستان جوانان و نوجوانان است و این نهادها تلاش می‌کنند که بیشینه بودجه، خلاقیت‌های خود در حوزه برنامه‌ریزی و اجرا و بالاخره توانایی خود را برای پربارتر کردن فعالیت‌های خود در این فصل به خرج دهند.
این اهتمام به حدی است که گاه بسیاری از تلاش‌های موازی نهادها باعث ایجاد یک عرصه بی‌نظمی از خدمات متفاوت فرهنگی و هنری می‌شود که حتی خنثی‌کننده اثر یکدیگر است.
بر همین منوال هم ماه مهر، به عرصه گزارش‌دهی و جمع‌بندی آمار و ارقام برای ارائه به رسانه‌های گروهی تبدیل می‌شود و نتیجه نهایی آن که احتمالاً چیزی معادل چند برابر تعداد نفوس زنده و مرده کشورمان در فصل تابستان کار فرهنگی تولید و استفاده شده است.
بعد از مهرماه هم عمده برنامه‌ریزی‌ها معطوف به برنامه‌های مناسبتی شده و همه چیز در انتظار یک تابستان دیگر خواهد شد؛ تابستانی که نه قرار است در پایان آن عملکرد جمعی قابل قبولی در حوزه نماز صورت گرفته باشد و نه قرار است بالاخره این کار فرهنگی که در زمینه حجاب درباره آن سخن گفته می‌شود، شروع شده باشد! نه مشکل فرهنگ ترافیک حل شده و نه حتی برای سر ساعت گذاشتن زباله دم در خانه کاری انجام شده است!
تابستان از پی تابستان می‌گذرد و نه مشکلی از مشکلات فرهنگی حل می‌شود و نه حتی کسی ارزیابی می‌کند که کدام یک از کارهای انجام شده و بودجه‌های مصرف شده واقعاً کار فرهنگی بوده است؟
تابستان را چگونه گذرانده‌اید، نه به عنوان یک موضوع انشای بچگانه بلکه به عنوان یک دغدغه درست باید از همه نهادهای فرهنگی پرسید و باید دانست که جواب این سؤال هم در چند شاخص کلی قابل بررسی است.
نهادهای فرهنگی باید پاسخ بدهند که در ازای بودجه‌های خرج شده چقدر در زمینه‌سازی برای تشکیل و جذب دائم و غیر‌مناسبتی گروه‌های پایدار فرهنگی مانند هیئت‌ها، کانون‌ها، انجمن‌ها و هسته‌های اجتماعی موفق بوده‌اند؟
باید معلوم شود که ره‌آورد بودجه‌های صرف شده تربیت چند هنرمند، فرهیخته و شناسایی چند استعداد در حوزه‌های فرهنگ و هنر بوده است؟
نهادهایی فرهنگی باید تعیین کنند که به جز خروارها پوستر بلااستفاده یا از بین رفته به ازای بودجه مصرفی چند محصول فرهنگی قابل ارائه و قابل استفاده تولید کرده‌اند؟
سازمان‌های فرهنگی همچنین اگر بتوانند به خود پاسخ بدهند که با استفاده از امکانات خود چه مهارت‌هایی را به مخاطبین خود افزوده‌اند و برنامه‌شان برای تکمیل این مهارت‌های فرهنگی و رویکرد اصلاح رفتار چیست شاید بتوان موفقیت‌شان در عرصه‌های مورد مأموریتشان را قبول‌شدنی دانست، و‌الا خلاصه شدن عملکرد‌های ما در چندجشن و سخنرانی و کلاس و مسابقه برای گروه‌های تکراری مخاطبین روز به روز آمارهای عجیب و غریب ما را از عمق آن چه در حوزه فرهنگ عمومی بیداد می‌کند، دور و بیگانه خواهد کرد!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار