
حمید نورشمسی - جستوجوی کوتاهی در میان دنیای وب یا متون آرشیو شده کاغذی مطبوعات و مجلات در کشور ما بدون آنکه نیازمند به هیچ توضیح یا تحلیل باشد به روشنی به ما نشان خواهد داد که میزان توجه به مقوله تئاتر کودک و نوجوان و در نتیجه تولید متون نمایشی برای آن در کدام درجه از اهمیت قرار دارد.
آنچه به روشنی از این جستوجوی نه چندان طاقت فرسا بر میآید حضور تأسف برانگیز مقوله تئاتر کودک و نوجوان در چارچوب ذهنی و فکری دست اندرکاران امور هنرهای نمایشی در کشور است و به همین رو به روشنی این استنتاج را به ذهن میرساند که برای مقولهای که در منظومه فکری متولیان اجرایی کشور ما مرتبه اهمیت دست چندم پیدا کرده است بیشک تولید متون آموزشی و نیز نمایشی در این حوزه نیز از اهمیت و جایگاهی نازلتر از خود آن برخوردار خواهد بود.
تئاتر کودک و نوجوان را در یک نگاه کلی باید موضوعی به شدت هدفمند دانست که از ابزاری غیر از رودررویی مستقیم با مخاطبان خود همراه میشود. در تئاتر کودک و نوجوان بازیگر، نویسنده و مجموعه عواملی که یک ساختار دراماتیک را پیش روی چشمان بیننده به تصویر میکشند (حتی بیآنکه گاهی بدانند) با مخاطبی به شدت باهوش و تحلیلگر و در عین حال تأثیر پذیر روبهرو هستند. تماشاگری که هیچ چیز به جز متن و میزان حرکت موجود در آن او را به خود جذب نمیکند و لذا تک تک واژهها، عبارات و نیز عوامل پیش برنده صحنه در ذهن او به صورتی عینی و آنی تأثیرگذار هستند.
نگارش متن نمایشی برای مخاطبان کودک و نوجوان به هیچ عنوان مقولهای ساده انگارانه نیست چرا که مخاطب این متن، ضمن اینکه تمایل خود را به حضور و درک المانهای فکری نمایشی در چارچوب بیان غیر مستقیم فانتزی شاد و در یک کلام متناسب با محدوده سنی خودمنکر نمیشود به هیچ عنوان مخاطبی خام دست و گاه به شهادت برخی از متون نمایشی منتشر شده برای این دست از مخاطبان ساده نیست. این مخاطب به واسطه آشنایی نداشتن با ساختارهای دراماتیک درونی نمایش و در نتیجه عدم ارتباط با آن، با متن نمایشی و بالطبع به جملهها و قصه موجود در ذات آن بیشتر از هر موضوعی ارتباط برقرار میکند و بنابراین میتوان به این اصل صحه زد که تئاتر کودک و نوجوان با متن در خور اعتنا اعتبار پیدا میکند و بر خلاف برخی دیگر از گونههای نمایشی هیچ عامل جانبی و حتی فکری غیر ملموس نمیتواند جای متن نمایش را در تئاتر کودک و نوجوان پر کند و به همان اندازه که در گونه های مدرن هنر نمایش در تئاتر امروز میتوان با ابزار صدا و نور یا حتی ویدئو آرت با ذهن مخاطب بازی کرد در مقابل چشمان مخاطب حساس و در عین حال کنجکاو کودک و نوجوان چیزی جز کلام متن نمایشی قادر به انجام این امر نیست.
با این تأکید وضعیت تولید و انتشار آثار نمایشی برای این قشر از مخاطب در کشور و نیز سیر قهقرایی انتشار متونی که به هیچ عنوان مشخص نیست با کدام منطق حتی اقتصادی روانه بازار شدهاند مجدداً ما را به ابتدای همان سیکل بسته ذکر شده میرساند که برای هنر دست چندم تلقی شده چیزی جز متون دسته چندم نیز نمیتوان در نظر گرفت.
انتشار مجموعه متون نمایشی با عنوان متون آموزشی برای اجرا در همه جا! متون نمایشی برای آموزش یا متون نمایشی برای روزهای آرام! به روشنی ذهنیت ناشران این دست آثار منتشر شده را نشان میدهد. با تورق کوتاه و حتی دم دستی این متون و نگاهی به ادبیات به کار رفته در موضوعات مطرح شده در آن و حتی عوامل و شخصیتهای داستانی موجود در این دست از متون میتوان به روشنی دریافت که کتابسازی و فراتر از آن آمار سازی در حوزه نشر به این بخش نشر مکتوب در حوزه هنرهای نمایشی که باید پشتوانه اصلی تولید اثر هنری نمایشی باشد نیز رخنه کرده است.
این وضعیت وقتی بیشتر میتواند قابل تأمل قرار گیرد که در میان این متون میتوان به آثار منتشر شده شیک و پر ادعایی برخورد که مقدمه آن هجویهای است درباره میزان علاقه نویسنده به هنر نمایش و متن آن نیز تنها شامل چند جدال و جنجال دم دستی در تاکسی یا بر سر چهارراه در خیابان به همراه مجموعهای از الفاظ توهین آمیز که در فضایی به شدت غیر عادی رد و بدل شده و میشود و در این میان تنها موضوعی که نمیتوان از آن سر در آورد ارتباط این نوع فضا سازی با مخاطب کودک و نوجوان و انتشار این آثار با شمارگان قابل توجه 2500 نسخهای است که بسیاری از متون ادبی فاخر از آنها محروم هستند.
کوتاه کلام آنکه با همه محدودیتها و محرومیتهای حوزه تئاتر کودک و نوجوان، خلق متون نمایشی حداقل استاندارد با چارچوب نظری فکری و مبتنی بر معرفت شناسی مخاطب کودک و نوجوان در فضایی فانتزی و نیز هزل آمیز که خاستگاه این مخاطب است در فضای امروز کشور ما موضوع چندان دشواری نیست به ویژه اینکه بسیاری از فعالان و صاحبنظران همیشگی این حوزه بارها و بارها چرایی و چگونگی تولید این آثار را در ذهن مخاطبانشان مرور کردهاند. اگر به این تجربه که متن نمایشی جذاب در هر حوزهای مخاطبان خوانش خود را پیدا کرده و بازدهی اقتصادی نیز خواهد داشت احترام بگذاریم به نظر میرسد بد نیست گاهی(حداقل اقل گاهی) برخی از نویسندگان و ناشران فعال در این حوزه فرصت ایستادن در پشت چراغ قرمز نشر متون نمایشی را تجربه کرده و جدیتر و عاقلانهتر با مخاطب خود روبهرو شوند.