
علی خداییبیجاری - «مریم امیرجلالی» متولد 1326 است. وی در سال 1373 با معرفی استاد علی نصیریان به تلویزیون راه یافت و در سریال «زیر گنبد کبود» به ایفای نقش پرداخت و پس از آن در سریالهای هتل، خانه به دوش، کارگاه شمسی و مادام، ترش و شیرین، چار دیواری، زیر هشت و در آثار سینمایی مهمان، دم صبح، شبهای تهران، نصف مال من، نصف ما تو و آثار بیشمار دیگری هنرنمایی کرد. امیرجلالی یک دختر و دو نوه شش و 9 ساله دارد.
خانم امیرجلالی از بازیهای اخیرتان بگویید.
در حالی حاضر یک کار سینمایی را با آقای ایرج قادری کار میکنم به اسم «مصادره».
«مصادره» در چه مقطعی بهسر میبرد و شما تا کی درگیر این پروژه هستید؟
حدوداً 20 روز است که کلید خورده و بازی من به علت مسافرتی که در پیش دارم، دارد تمام میشود. یعنی فردا (25 شهریور) سکانس آخر بازی من است و تقریباً اواخر مهر که از مسافرت برمیگردم دوباره به گروه «مصادره» برای ادامه کار ملحق میشوم.
در «مصادره» چه نقشی دارید؟
باید در ابتدا بگویم که فیلمنامه «مصادره» آماده نیست و من کلیت کار را نمیدانم. فیلمنامه ورق به ورق و دکوپاز شده سرصحنه به بازیگران داده میشود به هر حال در «مصادره» نقش مادر دختری را دارم که دختر قربانی میشود. اول و آخر داستان را نمیدانم و خوشبختانه آقای قادری از کارم راضی بودهاند.
از همکاری اخیرتان با رامبد جوان بگویید.
در سریالی با آقای جوان کار میکنم که برای شبکه یک و برای عید نوروز است و با بازیگرانی چون جلال اجلالی، مجید صالحی و آناهیتا همتی همکاری داریم و از همکاری بقیه دوستان و عوامل بیخبرم.
اسم سریال چیست؟
توطئه فامیلی.
دلبستگیتان به کدامیک از مدیومهای سینما، تلویزیون و تلهفیلم است.
من در تلویزیون راحتترم چون حس میکنم ارتباطم با مردم نزدیکتر است.
کارهای آماده پخش یا اکران چه دارید؟
سه فیلم سینمایی دارم که یکی به نام «از ما بهترون» در حال اکران است، یکی دیگر به نام «چراغ قرمز» هنوز اکران نشده و آخری هم فیلمی است با عنوان «چگونه میلیاردر شدم» و دو سه تا تلهفیلم دارم که مختص به شبکه خانگی است و تازه دارد به ویدئوکلوپ میآید.
مسافرتی که پیشتر اشاره کردید، مسافرت کاری است؟
خیر. مسافرت شخصی است.
سفر داخلی یا خارجی؟
خارجی.
کجا انشاءالله؟
(میخندد) همین گوشه کنارها. میروم اسپانیا که تمدد اعصاب کنم و با نیرویی بیشتر به کار بازی برگردم. از نظر روحی آنقدر خستهام که نیاز به این مسافرت دارم.
خانم امیرجلالی تا قبل از «زیر هشت» شما معمولاً در کارهای طنز حضور داشتید. با توجه به تجربه کردن نقشهای ملودرام، کدام یک را ترجیح میدهید؟
من وقتی کارهای طنز را بازی میکردم همیشه آرزو داشتم که یک نقش ملودرام به من پیشنهاد کنند. چون نقشهای احساسی را خیلی بیشتر دوست دارم و واقعاً خودم را در نقش قرار میدهم. من حتی در کارهای طنز هم با ادا و شکلک سعی در خنداندن مخاطب نداشتهام، جدی بازی کردهام و با یک موقعیت طنز مردم را به خنده واداشتهام.
معمولاً شما نقش همسر مردانی را بازی کردهاید که در امور اقتصادی مشکل دارند. آیا خودتان تابه حال تحت تأثیر این نقشها قرار گرفتهاید؟
بله. در سریال «خانه به دوش» که ماه رمضان چند سال قبل پخش شد در سکانسی که من و آقای حمید لولایی به یک مغازه عتیقهفروشی رفتیم که برای منزل خواهرم(فلور نظری) و خانواده اصلان(غلامحسین لطفی) کادو بخریم، مغازهدار میگوید:«این کاسه مال ناصرالدینشاه بوده که شاه تنها یکبار توی این کاسه کوفته خورده» و وقتی قیمت را میپرسیم فروشنده میگوید:«ده تومان» و من به فروشنده میگویم قیمت را یک جوری بگویید که ما هم وسعمان برسد» و فروشنده میگوید:«منظورم ده میلیون است.»
بعد میگوید:«شما تشریف ببرید چراغ قرمز پایینتر از اینجا یک گلفروشی هست و گل بخرید.» شما باور نمیکنید که وقتی این سکانس تمام شد من پشت مغازه نشستم و با صدای بلند گریه کردم که آقای لولایی گفت چرا گریه میکنی؟ گفتم در یک آن احساس کردم که یک خانواده آبرومندی به خاطر اینکه میخواهد با سیلی صورت خودش را سرخ نگه دارد و بخواهد آبرویش را حفظ کند و وقتی استطاعت مالی ندارد و او از در مغازه بیرون کنند آن لحظه این آدم چه حالی دارد.