کد خبر: 411778
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۸:۳۶
خدمات متقابل دفاع مقدس و فرهنگ عمومی
محمد صادق دهنادی - هفته دفاع مقدس یا مناسبت‌هایی که به هر نحوی به دفاع مقدس مرتبط است، فرصت‌هایی را فراهم می‌کند که بسیاری از افراد که به نحوی با جنگ و مسائل آن درگیر بوده‌اند و همچنین خانواده معزز شهدا وایثارگران به جنگ تحمیلی و آثاری که در ذهن و زندگی ایشان داشته بیشتر فکر کنند. این خانواده‌ها و انسان‌ها عمدتاً با یک حس همگرایانه و نوستالژیک که آمیزه‌ای از افتخاری به رنگ غم و خون است به جنگ و مشارکت خود در این رویداد مهم بیندیشند. حال آنکه ‌ابعاد خاطره جنگ نه تنها در میان افرادی که در این رویداد شریک بوده‌اند، بلکه بسیاری از افرادی که حتی آن را ندیده‌اند تحت تأثیر قرار می‌دهد.
جامعه متأثر از جنگ جامعه‌‌ای ویژه است و به همین دلیل و بر اساس آنچه در نتیجه جنگ رقم خورده است دارای حال و هوای خاصی است. جامعه‌ بعد از جنگ می‌تواند عزتمند و قهرمان، ‌سرخورده و ناراضی یا حتی مریض و دلمرده باشد.
آسیب‌های یک جنگ می‌تواند جامعه را در بحران‌های اقتصادی و اجتماعی فرو ببرد یا نفعی که از جنگ نصیب ملتی شده باشد می‌تواند آن را در مقابل گذشته‌ وی سرفراز کند. درمیان ابعاد مختلفی که جنگ برای جوامع ایجاد کرده و می‌کند، گزاف نیست که اگر بگوییم تأثیر فرهنگی آن از همه‌ ابعاد دیگر آن پایدار‌تر و حساس تر است. زیرا جنگ نقطه‌ عطفی است که در آن نیروهای اجتماعی برآیند خود را می‌یابند و آزمون‌های سخت باعث فعال شدن یا منفعل شدن گسل‌ها یا نقاط مشترک فرهنگی می‌شود.
• تأثیرات فرهنگی جنگ در آینه تاریخ
اصولاً در زمینه‌های تاریخی یکی از مبناهای تقسیم بندی مرتبط با بخش فرهنگی به ویژه در کشور ما جنگ‌هاست. به عقیده تاریخ نگاران دلیل این ویژگی هم آن است که جنگ یکی از زمینه‌های تقویت اطلاعات و آگاهی‌ها و انتقال فرهنگی تلقی می‌شده است. به عبارت دیگر بر خلاف سفیر مرگ گلوله‌هایی که در جنگ رد و بدل می‌شود در عرصه‌ فرهنگ خواه ناخواه در جریان اسارت‌ها، ‌مذاکره‌ها و مجاورت‌های هرچند خصمانه این ویژگی‌ها و ارزش‌های فرهنگی هستند که به صورتی کاملاً دوستانه مبادله می‌شوند. تاریخ ایران پر است از این جنگ‌ها که تحولات شگرف فرهنگی را رقم زدند. استادپیمان یزدی در این زمینه می‌گوید: ‌ ‌
پیش از جنگ جهانی اول، ‌جنگ یکی از قوی‌ترین رسانه‌های گروهی تلقی می‌شد و جنگ جهانی اول با توجه به صنعتی شدن رسانه در زمینه فرهنگی و اطلاع رسانی از نیروی فناوری استفاده کرد و الا خود جنگ یک رسانه مستقل است. از سویی برخی از جنگ‌های قدیمی با نابودی میراث علمی یک کشور باعث می‌شد که یک تمدن با همه سرمایه‌های فرهنگی‌اش نابود شود مثلاً در کشور ما، ‌باید به تحول عظیمی که در جریان حمله اسکندر در فرهنگ و تمدن یونان و ایران ایجاد شد اشاره کنیم و این که میراث فرهنگی کشور ما در این یورش چگونه نابود شد از دیگر نبردهایی که آثار فرهنگی بسیار زیادی داشت، ‌جنگ‌های چند صد ساله ایران و روم، ‌قبل از ظهور اسلام بود که به نوعی توانست فرهنگ و تمدن ایران و غرب آن زمان را به هم بشناسد. نبرد ساسانیان و لشکریان اسلام هم در در نوع خود بزرگترین تحول متقابل فرهنگی دو ملت به شمار می‌رود که درباره‌ آثار آن در کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام به خوبی گفت‌و‌گو شده است. در میان جنگ‌ها چند جنگ هم برای ما آثار وحشتناک فرهنگی به جای گذاشته‌اند که شاید مهمترین آن شکست ایران در مقابل مغول‌ها باشد. بسیاری از منتقدان اجتماعی بر این باورند که حمله مغول ریشه‌های فرهنگی جامعه ایران آن روزگار را خشکاند و دروغ، تنبلی، دریوزگی، اوهام و ناامیدی تاریخی در کشور ما به شدت نشأت گرفته از سرخوردگی این شکست است.
شکست‌های پیاپی در مقابل روسیه نیز به عقیده اکثریت مورخان چنان تغییر نگرشی برای ایرانیان رقم زد که قبل از همه‌ کشورهای مشابه زمینه‌ فرهنگی انقلاب مشروطه فراهم شد.
از دیگر تأثیرات تاریخی و فرهنگی جنگ، ایجاد گویش‌ها، ‌متل‌ها و مثل‌های محلی مرتبط با جنگ است. محمد شعبانی مردم شناس در این زمینه معتقد است: ‌ ‌
موضوع جنگ‌های مختلف زمینه بسیاری از رسوم باستانی و حتی گفتارهایی مانند ضرب المثل است. مثلاً در میان غربی‌ها نحوه جنگیدن یک سوار پارتی ضرب‌المثل است یا این که ورزش سنتی دو ماراتن در یونان که زمینه ساز برگزاری رویداد فرهنگی، ورزشی المپیک در جهان است، ورزشی برخاسته از رویداد جنگی است. یعنی شاید حتی کسانی که در ایران دو ومیدانی در رشته و رسته ماراتن را دنبال می‌کنند هم ندانند که دو ماراتن یک دو میدانی استقامت است که از جنگ ایران و یونان به یادگار مانده و یونانی‌ها به مناسبت پیروزی خود بر امپراطوری بزرگ ایرانی، دو مارتن را برای همیشه تاریخ به سمبل‌های خود اضافه کرده‌اند.

• جنگ و موضوع هویت ملی
همواره این سؤال وجود دارد که محور هویت ملی چیست؟
به عبارت دیگر در دنیای معاصر ملت بر ستون‌های چه چیزی استوار می‌شود. دراین زمینه جواب‌های متعددی وجود دارد. مثلاً گروهی نژاد را به عنوان مؤلفه اصلی ملی تعریف می‌کنند این در حالی است بسیاری از کشورهای متحد و متفق هستند که نه تنها از یک نژاد برنخاسته‌اند بلکه افتخار آن را دارند که چند نژاد دارند. زبان و ادبیات هم به همین استدلال نمی‌‌تواند ستون اصلی هویت ملی به شمار رود. یک جامعه شناس معتقد است ملت‌های معاصر بر اساس خاطرات مشترک دور هم جمع می‌شوند و به عبارتی ملت ترکیبی از جمعی است که ممکن است هم نژاد و هم منطقه و هم زبان یکدیگر نباشند اما به همین دلیل که با هم جنگیده‌اند و با هم گریه کرده‌اند. قرابت و یگانگی ملی را احساس می‌کنند.
سعید کریمی در این زمینه می‌افزاید: ‌ ‌جنگ‌ها یکی از نقاط تلاقی اصلی تاریخ هستند که درآن ملت‌ها شکل می‌گیرند یا هویت شان به واسطه‌ همین خاطرات مشترک ثابت می‌شود. به همین دلیل جنگ از یک اتفاق صرفاً تاریخی و اجتماعی خارج شده و تبدیل می‌شود به یک پایه هویت فرهنگی. چه بسا هویت ملی بسیاری از کشورها بعد از جنگ جهانی اول بر همین پایه در اروپا شکل گرفت و همین دسته بندی‌های جنگ هویت آلمانی و اتریشی و. . . از دل پادشاهی‌های وسیع بیرون کشید.
• جنگ و آسیب‌های فرهنگی مرتبط
با این حال نمی‌‌توان منکر شد که نپرداختن به ابعاد فرهنگی، ‌پس از جنگ ابعاد نابود کننده‌ای را در حوزه‌ فرهنگی از جنگ رقم می‌زند. رضا سعادتی کارشناس مسائل اجتماعی در این زمینه می‌گوید: ‌ ‌
خوشبینی و آرمان نگری یکی از آسیب‌هایی است که حتی ممکن است ارزش‌های مقاومت شرافتمندانه را به خاطر بی‌توجهی تحت الشعاع قرار دهد.
به هر صورت هر جنگی دارای مهاجرت، ‌آوارگی، ‌بیکاری و گرفتاری‌های اقتصادی و فرهنگی است که یکی از آثار همه گیر در اکثر جوامع جنگ زده فساد فراگیر اخلاقی است. به همین دلیل نمی‌‌توان تنها با تکیه برفضای فکری و اعتقادی زمان نبرد ملی که در آن همه انگیزه‌ها به سمت هدف واحدی می‌روند متوقف شد و از آسیب‌های قطعی زمان پس از جنگ صرفنظر کرد. مثلاً زمانی که جایی زلزله می‌آید یا سیلی رخ می‌دهد پزشکان آماده‌ مبارزه با بیماری‌های واگیردار ناشی از نبود بهداشت عمومی می‌شوند. اما عموماً کسی به این فکر نمی‌‌کند که به هر صورت پس ازیک واقعه عظیم و تنش زا مانند جنگ که در آن بسیاری بیکار و بی سرپرست و بدون همسر و آسیب دیده می‌شوند و عده‌ای هم مجبور به جلای وطن شده‌اند باید نگران و آماده‌ برخورد با معضلات فرهنگی بود. این خوشبینی و غفلت در سال‌های بعد از دفاع مقدس در حوزه فرهنگ به شدت ایجاد آسیب کرده است.
• جنگ برای ارزش‌های فرهنگی
در این میان گاهی خود جنگ در خدمت یا علیه یک تفکر و فرهنگ است. جنگ‌های مذهبی در طول تاریخ نمایانگر این نوع رویارویی‌ها هستند. مثلاً جنگ‌های صلیبی که در آن دنیای غرب به بهانه‌های مذهبی به سرزمین‌های اسلامی هجوم آورد، ‌بیشتر از آنکه ‌عرصه‌ کشمکش نظامی باشد جایی برای هم آوردی فکری و اعتقادی بود. تا جایی که رفت و آمد‌های ناشی از این جنگ باعث تحول فکری و تجدید نظر جدی در‌اندیشه و فرهنگ غرب شد. رنانس و تحولات فرهنگی ناشی از آن به ویژه ناشی از همین تأثیر و تأثر فرهنگی است.
از سوی دیگر پافشاری بر ارزش‌های اعتقادی باعث بسیاری از جنگ‌ها و تداوم آن بوده است. جنگ تحمیلی و دوران دفاع مقدس یکی از مهمترین آوردگاه‌های تحولات فکری و فرهنگی یک ملت در مقابل آورده‌ نظامی نیروی مهاجم است.
چنین دیدگاهی حتی توفیق و عدم توفیق نظامی را وابسته به عمق اعتقادات و روحیات ملت معرفی می‌کند و در پی یک عملیات گسترده و با شکوه نظامی مانند فتح خرم شهر معتقد است: ‌ ‌ خرمشهر را خدا آزاد کرد.
علی شریفیان کماری کارشناس ارشد مباحث فرهنگی در این زمینه اظهار می‌کند: ‌ ‌جنگ بر مبنای اعتقاد و فرهنگ، ‌نبرد بسیار حساس تری از نبردهای صرفاً نظامی و بر نبردهای متکی به خواست آب و نان است. این نبرد در کنار دستاوردهای نظامی خود چه در زمان شکست و چه در زمان پیروزی یک تلاش فرهنگی پیروزمندانه است. یعنی نه تنها فرهنگ کمک می‌کند که جنگجویان و رزمندگان با روحیه بهتری بجنگند و به همان نسبت توفیقات نظامی بهتری را کسب نمایند، مقاومت هم باعث می‌شود که فرهنگ پایدار تر، پخته تر و درونی‌تر شود.
به نظر می‌رسد اگر چنین اتفاقی در هر جنگی رخ بدهد، ‌تحمل پیامدهای ویران کننده و آسیب زننده‌ جنگ و حتی تحمل ناکامی‌های آن بسیار آسان تر است و ملت‌هایی که مقاومت فرهنگی را به جبهه نظامی می‌برند از گذرگاه خطیر نبرد سالم تر عبور می‌کنند هرچند از جنگ شان – بسان حضرت امام حسین (ع) – جز چند زن و کودک کسی باقی نماند. زیرا انگیزه‌های فرهنگی نگاه تازه‌ای نسبت به پیروزی و شکست در مقاومت دینی و فرهنگی ایجاد می‌کند.
• دفاع مقدس و سرمایه‌های بیکران فرهنگی آن
بر اساس فرمایشات رهبری حکیم انقلاب و آنچه امروز از روزگار جنگ به روایت اسناد و افواه باقی مانده است؛ بسیاری از میراث فرهنگی دفاع مقدس ما که می‌تواند از سویی رافع معضلات فرهنگی بعد از حماسه بوده و از سویی سرمایه حرکت تاریخی و تمدنی معاصر باشد، ‌همچنان استخراج نشده است.
واقعیت این است که سهم فرهنگ از دفاع مقدس ما تنها چند رمان و نقاشی عکس و طرح نیست. زیرا اولاً بسیاری از عرصه‌های فرهنگی کشور هنوز وجود دارد که دین خود را برای انعکاس تمدن ساز حماسه مقاومت اسلامی در جنگ تحمیلی را ادا نکرده است و از سوی دیگر فرهنگ عمومی از خلأ‌هایی رنج می‌برد که احیای تفکرات و روحیات مقاومتی دفاع مقدس می‌تواند در پر کردن آن موثر باشد.
روحیه جهادی، از خودگذشتگی و ایثار، نوع دوستی، انسجام، ‌مشارکت فرهنگی، همدلی، مهربانی، مسؤولیت پذیری، ‌تلاش خالصانه و صادقانه و. . . همه و همه ارزش‌هایی است که با تکرار آن از دل جنگ تحمیلی می‌تواند هادی امروز و الگوی فردای ما باشد.
• حماسه فرهنگ برای فرهنگ حماسه
هرچند جنگ در ذات خود امر مطلوبی نیست اما نمی‌‌توان آن را فراموش کرد. به ویژه این که اگر موضوع جنگ نبردی شرافتمندانه و اعتقادی باشد و بتواند پایه‌های تمدنی ما را از حیث زیر بنا تأسیس کند.
رضا رسولی نویسنده در این زمینه معتقد است: بسیاری از کشورهای شکست خورده در جنگ‌های جهانی بر اساس کار فرهنگی روی ارزش‌های ملی نه تنها مشکلات ناشی از جنگ را رفع کردند بلکه با کار فرهنگی بر ذهن ملت، خود را به جایگاهی بالاتر از آنچه در گذشته بودند ارتقا دادند. به نظر می‌رسد بازسازی حماسه‌های مقاومت برای تجلی در عرصه‌ فرهنگی و تشکیل تمدن جدید شکوهمند اسلامی و ایرانی حتماً باید از گذرگاه دفاع مقدس بگذرد تا بتوانیم افق‌های ایده‌آل فرهنگی مان را بر اساس آرمان‌ها و اخلاقیات این دوره تدوین و در عرصه‌های مختلف هنری مانند ادبیات، ‌تجسمی، فیلم و نمایش به نسل پس از جنگ منتقل کنیم.
البته این کاری است که به قول احمد شاکری، ‌با سیاه نمایی و هالیوودی روایت کردن مسائل جنگ جور در نمی‌‌آید.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار