
حسین دلاوری - همه ما میدانیم که عمدهترین مصداق تصویر در عصر حاضر، سینماست که امروزه در جهان کوچک شده به قول خودمان عصر ارتباطات، به یکی از مهمترین و اثرگذارترین رسانه شکلدهنده افکار عمومی بدل شده است و از طرف دیگر یک وسیله القاگر و ارتباطی است که با بهرهگیری از جادوی تصویر به همراه کلام به یک پدیده اثرگذار در زندگی بشر تبدیل شده است، به حدی که این تأثیرگذاری نیز رابطه مستقیمی با اندیشه نهفته در لایههای زیرین اثر داشته و هر چه این تفکر ژرفتر و عمیقتر باشد به همان میزان تأثیرپذیری و متقابلاً اثرگذاری آن افزایش مییابد. در واقع میتوان اینگونه نتیجهگیری کرد که هدف سینما در یک تعریف کلی آن، درگیر کردن احساسات و ادراکات انسان است که در چنین قلمرویی احساس، جذابیت را و ادراک معناپذیری را و جمع آنها سینما را میسازند.
تلفیق پیچیده جنگ و سینما
سینما به خودی خود، مقولهای ظریف، دقیق و تا حدی بحث برانگیز در عرصه هنر امروز است. از دیگر سو، جنگ هم با داشتن تبعات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و. . . دارای پیچیدگیهای خاص خود است. پس تلفیق این دو هم به آسانی میسر نیست. علاوه بر اینکه جنگ در جامعه ما از برخی ارزشها و مبانی اعتقادی هم متأثر بوده است.
مسأله مهم در اینجا، این است که ساحت دفاع مقدس ما به سادگی با تکنیکهای رایج سینما قابل عرضه و انتقال نیست و تمامیت تکنولوژی سینما هنوز در تصرف ما قرار نگرفته که بتوانیم مسائل و دغدغههایمان را آنگونه که شایسته است به تصویر بکشیم. آنچه تاکنون در دستیابی به آن نسبتاً توفیق داشتهایم و هرازگاهی نیز آن را سند افتخار خود میدانیم استفاده از سینما صرفاً در عرضه و ارائه مفاهیم مادی و دنیایی است. امّا همین که خواستیم با ابزار سینما به سراغ مسائل معنوی و روحانی از جمله جنگ برویم، متأسفانه دچار انواع محدودیت شدیم و حدسمان این بود که شاید این ظرف و مظروف با همدیگر تناسبی نداشته باشند. بنابر این ما در سینمای جنگ علاوه بر شناخت جنگ و مفاهیم مرتبط با آن و تسلط بر مقوله سینما به عنصر ثالثی نیز نیازمندیم و آن این است که ما چگونه میتوانیم از ظرف مادی سینما برای ارائه و نمایش مفاهیم مقدسی چون ایثار، شجاعت، شهادت و. . . استفاده و بهرهبرداری کنیم که بتوانیم به آن کیفیت مطلوبی که مدنظرمان است، برسیم.
حرکت به سمت سینمای نجات بخش
اگر ما طی این مراحل شرایط لازم را در نظر نگیریم و دقت لازم را به کار نبندیم به نظر دستیابی به کمیت بالا ما را به کیفیت مطلوب نخواهد رساند. یعنی اگر بخواهیم بنا را به کمیت بگذاریم و قائل بر این باشیم که حتماً و باید در سال چند فیلم جنگی برای حفظ موقعیت سیاسی و تشکیلاتی خودمان بسازیم و در واقع خودمان را مکلف بدانیم که تحت هر شرایطی باید فیلمهایی در این ژانر داشته باشیم ممکن است از لحاظ برانگیختن اهتمام ما فرایند خوبی باشد اما در بعضی از موارد دست به کارهایی میزنیم که ما را نه تنها به اهدافمان نزدیک نمیکند بلکه از آن دورتر نیز میشویم.
امروز سینمای دفاع مقدس تنها با حمایت همه جانبه ارگانها، وزارتخانهها و نهادهای ذیربط است که میتواند سینمایی استوار، پرمخاطب و با کیفیت باشد؛ نه با حرف و شعار. باید اعتراف کرد که مبحث این گونه از سینما با توجه به ابعاد مختلف آن به عنوان اصیلترین ژانر سینمای ملی، سالهاست که تنها در حد سرودن چند شعار و احیاناً چند پیشنهاد که البته هیچگاه هم اجرایی نشد، باقی مانده است و این در حالی است که سینمای دفاع مقدس نه به عنوان یک اتفاق در تاریخ معاصر، ژانر و سبک یا بیان دیدگاه فکری، بلکه به عنوان یک ناجی و نجاتبخش هنر و سینمای ایران میتواند مطرح باشد.
سینمای دفاع مقدس یا سینمای جنگ
مسأله جنگ به دلیل همه زوایایی که در آن نهفته است، خصوصاً مطرح شدن مسأله دفاع و حفظ ناموس و مملکت باعث شد تا همة اقشار جامعه خصوصاً اصحاب هنر نیز به هر شکلی با این مسأله درگیر شوند چرا که دیگر جنگ با تمام وجوه زندگی اقشار مردم پیوند خورده بود. از زن و مرد و بچه گرفته تا پیر و جوان همگی خواسته و ناخواسته به نوعی درگیر مسأله جنگ شده بودند.
اگر چه تا به امروز نیز با گذشت بیش از دو دهه بار دیگر مفاهیم دفاع مقدس با زندگی روزمره آنان پیوند خورده و هر کسی را که از نظر میگذرانی میبینی که به قدر ظرفیتی که دارد دغدغه آن را در سر میپروراند. ضمن اینکه تمام نقشآفرینان این حماسه بزرگ و مقدس نیز چه از جنبه شخصیتی و چه از حیث روحی از منظر مردم مقدسینی بودند که شهادت را نه از منظر اجر و پاداش که آن را یک امر معنوی و ماورایی میپنداشتند و به دلیل همین نگاه، جنگ را نوعی جهاد و جبهه را به مثابه دانشگاهی میپنداشتند.
بنابر این از این حیث و از منظر هنر هفتگانه، اگر سینمای دفاع مقدس ما امروز بخواهد به جنگ و مسائل مرتبط با آن از جمله مسائل اجتماعی و پس زمینههای آن و نیز اثرات آن بپردازد، ناچار است با مردمی طرف شود که در همین جنگ و با همین نگاه حضور داشته و با آن همراه بودند که نمونه قابل لمسش جانبازانی هستند که با توجه به اینکه سالیان سال از اتمام این نبرد نابرابر گذشته اما اینان هنوز با آثار و بقایای آن درگیر و دارند و دست و پنجه نرم میکنند و به قولی رنگ و بوی آتش و خمپاره بر رخسار آنان هویداست.
اما دریغ و صد افسوس که تا به امروز سینمای ما هنوز نتوانسته به موضوعاتی از این دست که به نوبه خود میتوانست یکی از ارزشمندترین مسائل قابل طرح در سینمای دفاع مقدس باشد، بپردازد و در واقع این سینما اگر روزی بخواهد حقیقتاً روایتگر مسائلی غیر از آنچه در این دوران 8 ساله رخ داده است باشد، دیگر سینمای دفاع مقدس نخواهد بود و مطمئناً گرفتار ژانر دیگری خواهد بود تحت عنوان ژانر جنگ.
غفلتی که کاش صورت نمیگرفت
هر چند وجه حماسی جنگ بسیار مهم است اما یک بسیجی 14 سالهای که مثل شیر و با هدفی والا به استقبال مرگ میرود و به آن لبخند میزند با یک سرباز ویتنامی که دلی پر از کینه از سرباز آمریکایی دارد و شجاعانه هم میجنگد قابل مقایسه نیست و قاعدتاً در این بین تفاوتی وجود دارد که همان تفاوت سینمای روایتگر دفاع مقدسمان است با دیگر روایتها از جنگ. درست است که هر دو نفر آنها میجنگند و هر لحظه ممکن است مرگ آنها را در آغوش خود بگیرد؛ اما روحیات و انگیزههای آن بسیجی کجا و آن سرباز ویتنامی کجا! و اما امروز بعضیها معتقدند سینمای جنگ نیز دچار همان معضلاتی شده است که کلیت سینمای ایران را در بر گرفته و باید برای رونق آن حمایتهای ویژهای به عمل بیاید.
به راستی چه بر سر این اصلیترین ژانر سینمای ایران آمده است که اینچنین فیلمساز و مخاطب و سینمادار از آن گریزان گشتهاند. به نظر میرسد وقتی نگاه گیشهای در دستور کار قرار گرفت و فیلمهای به اصطلاح دختر و پسری آن هم با عناوین فریبنده و جذاب سینماها را تسخیر نمود، نگاه اندیشمند و اصیل دفاع مقدس کمکم از میدان تولید سینمای ایران رخت بربست، چرا که در محاسبات چرتکهای اساساً همچون فیلمهای جنگی آن هم با ویژگیهای دفاع مقدس مردم ایران حرفی از اعراب نداشت و در قبال این جفای تاریخی نیزمتأسفانه کسی عکسالعملی نشان نداد. نمیدانم شاید تصور این بوده که با رخت بستن یک به یک آدمهای این عرصه، سینمای جنگ نیز به آخر عمر خود رسیده است!
آفت بزرگ، پرداختن به حاشیه
در این نکته شکی وجود ندارد که اگر یک فیلم بخواهد در این ژانر و با پرداختن به موضوعات مرتبطی همچون «جانبازان» که قطعاً و به نوبه خود بسیار جای بحث دارد و حرف برای گفتن؛ میتواند به راحتی به یک نگاه ملی و انسانی دست پیدا کرده و به صورت خودجوش جایگاه راستین و واقعی خود را بیابد و اثری تأثیرگذار و ارزشمند شود تا جایی که حتی یک آدم منفعل نیز در ارتباط با جنگ نتواند نسبت به آن بیتفاوت باشد. پرداختن به سینمای جنگ با موضوعاتی از این دست و با در نظرگرفتن حرمت و ارزشهای والای انسانی، جایگاه رفیعی داشته و به جد میتواند سرفصل خوبی برای پرداختن به این جنس از آدمها در جامعه امروزی که تعدادشان هم کم نیست باشد.
طبعاً در جریان جنگ تحمیلی که زمان زیادی هم طول کشید شرایط به خودی خود ایجاب میکرد، فیلمهایی ساخته شود که به درد آن روز مردم بخورد و آنان را به ایستادگی و مقاومت تشویق کند اما به نظر میرسد امروز و متناسب با نیازمان این اتفاق نیفتاده باشد و متأسفانه با پرداختن به مسائل حاشیهای و سیاه جنگ، تنها یک روی سکه که موجب انزجار از جنگ است به تصویر کشیده شده و طرف دیگر سکه که بیانگر روحیه ایثار، مقاومت و مردانگی در برابر همه زورگوییها بود در هالهای از ابهام باقی مانده است.
کما اینکه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند توجه به این نوع از نگاه در فیلمهایمان هستیم و صاحبنظران نیز خود بهتر میدانند آنچه امروز میتواند عَلَم سینمای ملی ما را به اهتزاز درآورد و موجب افتخار هنر سینمای ما شود، همین سینمای دفاع مقدس است.
«دفاع»، مفهومی مقدس و انحصاری
هنر سینما یک هنر برتر است، یک روایتگر کاملاً مسلط که هیچ روایتگری تاکنون و در بین این شیوههای هنری روایت یک واقعیت و یک حقیقت تا امروز به این کارآمدی نبوده. یعنی به نوعی میتوان گفت سینما دریچهای است به سوی معارف و حقایق آن و در نقطه مقابل اهمیت این هنر، مسئولیت هنرمند یا به نوعی مسئولیتی فیلمساز است که با تأسی به این اهمیت، ارزش و اعتباری که در ارتباط با این نوع از هنر وجود دارد، بتواند بهره لازم را گرفته و با خلق یک اثر ارزشمند و در خور تقدیر آن هم در حیطه مسائلی که بیش از هر زمان دیگری نیازمند پرداختن به آن هستیم، گامی در جهت ارائه حقانیت این دفاع برداشته و به دنیا اثبات کند که این دفاع جانانه تن در برابر تانک چیزی نبود که دنیا بتواند آن را به این سادگیها تحلیل کند و واکاوی نماید.
آری! سینمای دفاع مقدس به مثابه دریایی است که هر مقدار از این دریای بیکران مورد بهرهبرداری و استفاده قرار گیرد، تمام ناشدنی است. بنابراین در این نوع از سینما لایههای متنوعی وجود دارد که هنوز دست نخورده باقی مانده و میتواند دستمایهای برای هنرمندان این عرصه از فیلمسازی باشد؛ چرا که حماسه و مقاومت 8 ساله مردم ایران فقط در حد یک جنگ نبوده و در واقع آمیزهای از اعتقادات و دفاع از ارزشها و آرمانهای اصیل نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و این از معدود خصایصی است که فقط در سینمای ایران و با عنوان «دفاع مقدس» میتواند شکل بگیرد و سینمای ما را از سینمای دیگر ملل متمایز سازد.