کد خبر: 410634
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۹:۰۵
همزمانی روز قدس و شروع مذاکرات سازش در مسئله فلسطین، صحنه رویارویی دولت‌های غیرمردمی با مردمی بود که راه حل مسئله فلسطین را در مسیری غیر از مذاکرات بی‌نتیجه جست‌وجو کنند. هفته گذشته «هیلاری کلینتون» با صراحت اعتراف کرد که تفکر ایدئولوژیک مانعی برای به انجام رسیدن مذاکرات است و سایه کشوری قدرتمند مثل ایران برمذاکرات سایه افکنده است. یک روز بعد از کلینتون «رابرت گیتس» وزیر دفاع امریکا نیز اعلام کرد، نفوذ ایران یکی از موانع جدی در روند صلح (سازش) در خاورمیانه است.
بررسی صحنه مذاکرات نشان می‌دهد، افراد حاضر در آنجا هیچ ارتباطی با ایران ندارند و اصولاً نه آنان ایران را قبول دارند و نه ایران آنان را. مگر محمود عباس، نتانیاهو، اوباما، مبارک و عبدالله چه قرابتی با ایران دارند که مقامات امریکایی نفوذ و سایه ایران را سنگین تلقی می‌کنند؟ قطعاً نه تنها ارتباطی بین مذاکره‌کنندگان و ایران وجود ندارد بلکه آنان به‌صورت علنی و شفاف مخالفت خود را با سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده‌اند. لذا سنگینی این سایه چگونه اعمال می‌شود و چگونه اثر آن توسط مقامات امریکایی حس می‌شود؟
یکی از پشتوانه‌های دیپلماسی در عرصه بین‌المللی، قدرت است. قدرت سیاسی، اقتصادی و... باعث می‌شود که صاحب این قدرت کمتر به چانه‌زنی بر سر میز مذاکره بپردازد زیرا هیمنه آن قدرت بسیاری از سدهای موجود را برمی‌دارد و مسیر را هموار می‌کند. کلید رمز نگرانی مقامات امریکایی را باید در اینجا جست‌و‌جو کرد که: مذاکره‌کنندگان عرب، نماینده مردم خویش نیستند و حضورشان بر سر میز مذاکره مانند مانور یک شیر بدون یال و کوپال است، اگر محمود عباس یا عبدالله یا مبارک به نمایندگی از مردم خویش به مذاکره می‌افتند، قطعاً هنگام بازگشت، مردم با گل در فرودگاه‌ها از آنان استقبال می‌کردند. اما اینگونه نبوده و نخواهد بود.
بنابراین سابقه قدرت ایران که مقامات امریکایی را نگران کرده است، حکومت انقلاب اسلامی برقلب ملت‌هاست. این قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران است که از حنجره ملت‌های مسلمانان، خصوصاً ملت فلسطین بیرون می‌آید و مانع اصلی به یغما رفتن آرمان فلسطین است. به تعبیر بهتر، این سایه سنگین ملت فلسطین بر مذاکرات سازش است که امریکایی‌ها با فرافکنی و برای حفظ پرستیژ شهردار کرانه باختری رود اردن (محمود عباس) آن را به ایران نسبت می‌دهند. ایران چه اقدامی برای مخالفت با روند سازش انجام می‌دهد؟
غیر از سخن چه عملی انجام می‌شود؟ آیا سخن مقامات ایرانی سایه سنگین برمذاکرات است؟ اگر اینگونه است، رسانه‌های امریکایی و صهیونیستی به مراتب قوی‌تر از رسانه‌های ایران عمل می‌کنند پس مشکل در کجاست؟ مسئله اصلی حقانیت سخن جمهوری اسلامی است که به قدرت نرم تبدیل می‌شود و مشروعیت حاکمان وابسته را فرو می‌ریزد و شیرهای بی‌یال و کوپال را به جایی می‌کشاند که خود نیز نتایج آن را باور ندارند. اما اعترافات وزیر خارجه و وزیر دفاع امریکا مسئله دیگری را نیز روشن می‌کند و آن اعتراف به تبدیل ایران به یک قدرت منطقه‌ای است. کشوری که تا سال 1357 ژاندارم، مترسک و نماینده غرب در خاورمیانه و موظف به تأمین سوخت صهیونیست‌ها بود، بعد از انقلاب اسلامی به‌قدرتی مستقل تبدیل شده و به پشتوانه ملتش و درسایه مبارزه و استقامت مسئولانش به قدرت ملی تبدیل شده و در دوران بعد از امام راحل(ره) به قدرت منطقه‌ای تبدیل شده که اگر در هرکجای عالم نیز مذاکره‌ای برای افغانستان، عراق، فلسطین، لبنان، سوریه و... تشکیل شود و جمهوری اسلامی در یک ضلع آن نباشد، هرگونه تصمیم‌گیری ابتر خواهد ماند و نفوذ مردمی انقلاب اسلامی آن تصمیم را به چالش خواهد کشید.
سخنان مقامات امریکایی در این خصوص نکته دیگری را نیز روشن می‌کند و آن این است که استراتژی نظام جمهوری اسلامی که جامعه هدف را ملت‌ها قرار داده است و دولت‌ها را در اولویت دوم، مسئله‌ای کاملاً درست و سنجیده است؛ زیرا امروز ملت‌ها هستند که حمایت یا مخالفت آنان همه چیز را ترسیم کرده یا به هم می‌ریزد. انقلاب اسلامی صاحب و الگوساز بزرگ‌ترین دیپلماسی مردمی در جهان است.
حکومت‌های بی‌خاصیت و غیرمردمی اگر به‌دنبال رقابت یا مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ایران هستند، به دنبال راهی برای مشروعیت مردمی خود بگردند تا سایه سنگین و نفوذ جمهوری اسلامی ایران را بالای سر خود حس نکنند. قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران امروز مبتنی برحقانیت منطق و فطرت است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار