
غرور ملی و اعتماد به نفس ملی از مؤلفههای انسجامبخش یک ملت است که هویت جمعی آنان را در راستای حل مشکلات ملی بسیج میکند. امروز حکومتها در بازتولید و ارتقای سطح غرور ملی نقش اساسی ایفا میکنند. اما رشد غرور ملی باید تا آستانهای باشد که حاکمیت را در تصمیمگیری دچار مشکل نکند. توقع حاکمیت از افکار عمومی ملت برای حمایت از یک مسأله ملی و منافع ملی چه حد و مرزی باید داشته باشد؟
این مسأله از ضروریات یک حکومت برای تنظیم گرایش ملت خویش است. این روزها بهصورت گسترده مسأله راهاندازی نیروگاه بوشهر در رسانهها دمیده میشود. قطعاً افتتاح نیروگاه بوشهر بزرگترین افتخار تاریخ هستهای کشور خواهد بود و تولید سوخت هستهای در کشور را با ضریب چندبرابر موجه خواهد ساخت؛ نیروگاهی که نسلها در آرزوی افتتاح آن رفتند و آمدند اما از آن خبری نشد.
دولتمردان نظام خبر از افتتاح این نیروگاه تا 25شهریورماه میدهند و همگان نیز علاقهمندند این انتظار تاریخی به سرآید و مهمترین نیروگاه اتمی خاورمیانه به بهرهبرداری برسد، اما مبنای سخن دولتمردان چیست؟ در خبرها آمده است که قطعهای از نیروگاه، هنگام انتقال از شرکت زیمنس آلمان به روسیه توقیف شده است. از طرفی سابقه تعامل 200ساله روسها با ایران نشان میدهد که آنها همیشه در دقیقه 90 قاعده بازی را به هم زدهاند.
به درازا کشیدن ساخت نیروگاه بوشهر از یک سو، بدعهدی در تحویل موشکهای S300 به ایران و دهها مسأله دیگر از این جمله است، بنابراین اگر دولتمردان از همراهی روسیه در افتتاح نیروگاه تا 25شهریور اطلاع دقیق دارند رسماً اعلام کنند و از واژههایی نظیر «امیدواریم» استفاده نکنند اگر با اعلام افتتاح، درصدد قراردادن روسها در عمل انجام شدهاند و میخواهند آنها را مجبور به اجرای تعهدات کنند، سخت در اشتباهند زیرا آزموده را آزمودن خطاست، بنابراین بالا بردن آستانه غرور ملی در یک مسأله غیریقینی میتواند به فرآیند تاریخی رشد غرور ملی لطمه وارد سازد و با عبور از موعد اعلام شده یأس را به ارمغان آورد.
امید است که این مهم محقق شود و شیرینی آن را ملت بچشند و این آرزوی دیرینه محقق شود. راهاندازی به موقع نیروگاه بوشهر معیاری است برای اصلاح نگرش مردم ایران به روسها و اثباتکننده استقلال روسها از امریکا، باید منتظر ماند.