کد خبر: 404560
تاریخ انتشار: ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۹:۰۵
عبدالله گنجی - در واقع جریانات و گروه‌ها متأثر از تلقی خود از ولایت فقیه نسبت به آن اظهارنظر نمودند. برخی برای التزام به ولایت فقیه جغرافیای کوچک‌تری را ترسیم کردند، برخی دو جریان عمده کشور را متهم به افراط و تفریط کردند و گویی از این منظر به‌دنبال کلاهی برای آینده سیاسی خود بودند. برخی تلقی‌ها از التزام را تاکنون اشتباه دانستند و درصدد اصلاح نگرش‌ها برآمدند اما برخی تلاش نمودند تا التزام عملی را فقط متمرکز در احکام حکومتی کنند و اگر امری برخلاف حکم حکومتی انجام شد را متضاد با التزام دانستند و بقیه موارد را آتش به اختیار تلقی نمودند. حقیقت این است که التزام عملی به ولایت فقیه جنبه گفتاری یا اظهاری ندارد بلکه جنبه عملی و رفتاری دارد. التزام عملی به ولایت فقیه به مفهوم خنثی بودن و عدم ثبت تعارض یا عناد در پرونده گذشته نیست. التزام عملی امری احرازی و ملموس و غیرانتزاعی و قابل قضاوت است. طبیعتاً التزام عملی به ولایت فقیه در حوزه حکومتی متفاوت از تشرع شخصی و فردی است. آنچه درعرصه حکومت اتفاق می‌افتد نیاز به مشروعیت التزامی است.مقام معظم رهبری چندسال پیش فرمودند: «در این کشور هستند کسانی که نه انقلاب را قبول دارند نه رهبری را و نه امام و نه ولایت‌فقیه را. برای خود ایده‌ای دارند و زندگی‌شان را می‌کنند. حکومت وظیفه دارد که حقوق و امنیت آنان را محترم بشمارد، زیرا صرفاً عقیده‌ای دارند اما مقابل نظام نایستاده‌اند.» اما در حوزه حکومتی اینگونه نیست باید التزام عملی محرز شود و اگر نه حقوق مادی ‌و معنوی فرد شبهه‌ناک خواهد بود. از نظر نگارنده ملموس‌ترین عرصه التزام به ولایت فقیه در کشور تبعیت و تمکین درمقابل سیاست‌های کلی نظام است زیرا تبیین راهبردهای کلان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی و فرهنگی کشور به‌عهده ولی فقیه است و سال گذشته مقام‌معظم رهبری سیاست‌های کلی نظام را به اصول انقلاب اضافه نمودند(درخطبه‌های نماز) بنابراین در حوزه حکومتی کسانی می‌توانند ملتزم به ولایت‌فقیه باشند که به سیاست‌های کلی نظام معتقد باشند. جهت‌گیری نسبت به نحوه تعامل با رأس استکبار جهانی، حمایت از جنبش‌های آزادیبخش عدالت اجتماعی، سیاست‌های کلان اقتصادی(اصل 44 قانون اساسی)و... سیاست‌های کلی نظام است و اگر کسی درصدد نفی آنان برآید (نه نقد) التزام خود را از دست داده است. محدود کردن التزام به حکم حکومتی از آن حیث که احکام حکومتی محدود است قابل تعمیم نیست و فضای سوء‌استفاده را برای فراریان از التزام باز می‌کند. علاوه بر آن اصل التزام عملی از بُعد علمی دارای سه سطح است.1- سطح همرنگی: در این سطح افراد برای فرار از تنبیه یا سرزنش و انگشت‌نما نشدن التزام خود را نشان می‌دهند اما قلباً اعتقادی ندارند؛ کسانی که به صرف قانونی بودن ولایت‌فقیه، آن را قبول دارند از این دسته‌اند.2- سطح تبعیت: تبعیت برای دریافت پاداش صورت می‌گیرد و فرد برای رسیدن به منافع و مطامع خود مدعی التزام می‌شود و بعضاً آن را به نمایش می‌گذارد.3- سطح درونی‌کردن: رابطه مردم و ولایت رابطه مودت است لذا کسانی که اعتقاد درونی به ولایت دارند در هر صورت خود را ملزم می‌دانند و درمقابل عدول احتمالی از دستورات و فتاوا احساس گناه می‌کنند. مثل راننده ای که ساعت دو نیمه‌شب در یک چهارراه خلوت(بدون حضور ماشین‌های دیگر و پلیس) پشت چراغ قرمز می‌ایستد، مثل درونی‌کردن التزام عملی است. بنابراین التزام عملی به ولایت‌فقیه اگر مبتنی بر تفسیر امام(ره) مبنی بر: ولایت فقیه همان ولایت رسول‌الله باشد، باید التزامی درونی، قلبی و اعتقادی باشد. تبعیت و همرنگی بدترین نوع التزام به ولایت فقیه است که زیبنده نخبگان جامعه اسلامی و انقلابی نیست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار