احسان امی - شگفتی پدیده سینما نهفته در توهم حرکت تصاویر ساکن است. تصاویری که با سرعت معین از پیش چشم انسان میگذرند و ذهن انسان است که با کارکرد پیچیده خود، این قابهای ساکن را متحرک میانگارد. به همین دلیل اختراع فیلم تا وقوع پیشرفتهای تکنولوژیک خاصی ممکن نشد. تکنولوژی که پیش از اختراع دستگاه کینه توسکوپ توسط تامس ادیسون و دستیارش ویلیام دیکسون در 1893 و همچنین پیش از اولین نمایش عمومیتصویر متحرک در روی پرده گران کافه پاریس در 1895، با عکاسی آغاز شده بود. اختراع عکاسی در 1826 آغازگر سلسله کشفیاتی بود که گام به گام خلق توهم حرکت را امکانپذیر ساخت. سلولوئید نخستین فرآورده پلاستیکی- تجاری به دست جان وسلی در 1869 اختراع شد که بعدها تبدیل به ماده اصلی برای ساخت فیلم خام برای استفاده در دوربین فیلمبرداری، شد. در عکسهای اولیه برای هر تصویر باید مدت زمان زیادی نور داده میشد (ابتدا چند ساعت و بعدها چند دقیقه) این باعث میشد که ایجاد تصاویر متحرک که حداقل 12 قاب در ثانیه لازم داشت غیر ممکن شود. نوردهی سریعتر در دهه 1870 ممکن شد، ولی فقط روی صفحات شیشهای. صفحههای شیشهای هم برای استفاده در تصاویر متحرک مناسب نبودند. در همین سال لامپهای نئون اختراع شدند که بعدها در پروژکتور مورد استفاده قرار گرفتند. اما با وجود اختراع تمام اینها مدتی طول کشید تا سینما متولد شود. باید توجه داشت که در حقیقت با تلاش مخترعین و مبتکرین مختلف در نقاط مختلف جهان بود که ابداع فرم جدید هنری را ممکن کرد. چون عملاً هیچ راهی برای به حرکت در آوردن آنها درون پروژکتور یا دوربین نبود. در سال 1879 یک عکاس امریکایی به نام ادویر مایبریج با استفاده از چند دوربین و فیلمهای شیشهای و نور دهی سریع، سلسله عکسهایی از اسبی در حال تاخت برداشت، اما با توجه به شغلش او علاقهمند به مراحل ایستای کنش بود نه خلق دوباره حرکت از طریق نمایش پشت سر هم تصاویر. همینطور در 1882 اتین ژول ماره فرانسوی دوربینی اختراع کرد که 12 تصویر جداگانه را در کناره یک صفحه چرخان فیلم ثبت میکرد. هم او بود که در سال 1888 اولین دوربین را که با نوارهای طویل از فیلم قابل انعطاف ساخت. البته لازم به ذکر است که ماره تنها به ارتقای وسیله ثبت تصاویر محدود نشد.
بر همگان روشن است که سینما با نگاه آغاز و با نگاه نیز ختم میشود و اگر به سینما به عنوان منبع و مبدأ اندیشه نگاه کنیم بهتر است بگوییم که سینما با نگاه آغاز و با نگاه نیز ادامه مییابد و بنابراین به وسیلهای نیاز است تا نگاه دوربین را به نگاه مخاطب پیوند زند و این امر میسر نمیشود الا به کمک وسیلهای به نام پروژکتور. البته پروژکتور سالها پیش از ساخت دوربین ماره وجود داشت. وسیلهای که برای نشان دادن اسلاید به کار میرفت. این فانوس جادویی با افزودن شاتر، هندل و ابزار دیگر تکامل یافت تا به پروژکتور ابتدایی تبدیل شد. وسیلهای که باز هم تنها یک مخترع در ابداع آن مؤثر نبود. در مجموع امروز اغلب امریکاییها تامس ادیسون را مخترع سینما و انگلیسیها رابرت ویلیام پال و فرانسویها برادران لومیر را مخترع سینما میدانند. اگر چه برادران لومیر نبودند که سینما را اختراع کردند ولی آنها در تعیین فرم ویژهای که این رسانه جدید به خود میگرفت نقش مهمی داشتند.