
به گزارش رجانيوز، «فرزند من بسيجي بود و در راه نظام و اسلام و ولايت فقيه به شهادت رسيد. ما ساکن مشهد هستيم اما محمد حسين روز سي خرداد در تهران بود البته هيچ ماموريتي آن روز نداشت. تا آنجايي که من اطلاع دارم آن روز هيچ يک از بسيجيان و نيروهاي نظامي مسلح نبودند...» اين ها گفته هاي پدر محمد حسين فيض يکي از بسيجيان جان باخته در راهپيمايي سي خرداد است که با سايت حامي موسوي گفتگو کرده است. غلامرضا فيض مي گويد: « خانواده اين شهيد به احمدي نژاد رأي داده است و حاضر هستيم بقيه فرزندان خود را در راه عشق به اسلام و ولايت تقديم کنيم». وي تاکيد مي کند: «اطمينان دارم سايت هاي هوادار موسوي گفته هاي مرا منتشر نمي کنند».خبرگزاري فارس و رسانه هاي هوادار دولت نيز پيش از اين نوشته اند: اين بسيجي شهيد در روز سي خرداد براي لبيک گفتن به رهبري از کرج عازم تهران شده است. شبکه ايران نيز نوشته است مادر وي روز سي خرداد ماه 1388 را فراموش نمي کند و مي گويد فرزند من قابل رهبري را ندارد. اگرچه برخي ها مي گويند محمد حسين فيض همانند محسن روح الاميني که در کهريزک و در اثر شکنجه جان باخته است، عقيده متفاوتي نسبت به خانواده خود داشت اما خانواده محمد حسين اين گفته ها را تکذيب مي کنند و مي گويند او عاشق ولايت بوده است. به هر تقدير در شرايطي که فرزندشان جان خود را در راهپيمايي سي خرداد از دست داده است هر آنچه خانواده اش بگويند معرف او خواهد بود. گفتگوي جرس با غلامرضا فيض در پي مي آيد:* آقاي فيض يک سال از کشته شدن جمع زيادي از شهروندان ايراني مي گذرد، اين يک سال بر شما که فرزندتان را از دست داده ايد چگونه گذشت؟
- خوش گذشته، چيز بدي نگذشته، کسي که در راه انقلاب و نظام فداکاري کند، زيبا ترين چيز است. ما براي اين انقلاب و نظام هزينه زيادي داده ايم. هم در دوران جنگ و هم در اين دوران که عده اي براي رسيدن به قدرت، حاضر نشدند نتيجه انتخابات را بپذيرند و در نتيجه خسارات جاني و مالي به خيلي ها وارد شد که ما يکي از آنها بوديم.
* يعني محمد حسين به عنوان بسيجي و براي مبارزه با معترضان در راهيپمايي سي خرداد شرکت کرده بود يا خودش به عنوان يک معترض بود؟
- محمد حسين از يک خانواده انقلابي بود و بيگناه به دست عوامل آشوبگر کشته شد.
* در مورد خانواده سوال نمي کنم. در مورد خودشان، آيا بسيجي بودند يا معترض؟
- بسيجي بود ولي آن روز هيچ ماموريتي نداشت.
* پس آن روز براي چه به محل راهپيمايي رفتند؟
- آن روز يک کاري داشت که از کرج به تهران آمده بود و در همان روز به دست عوامل منافقين و آشوبگران به شهادت رسيدند.
* عذرخواهي مي کنم سوال من تنها به اين دليل هست که حقي از ايشان هم ضايع نشود و بدانيم که دقيقاً ايشان براي چه آن روز در محل واقعه حضور داشتند. حالا سوالم اين است به عنوان مثال پدر محسن روح الاميني از علاقمندان به اين نظام است اما محسن به عنوان يک معترض در خيابان حضور پيدا کرد و بعد هم در کهريزک کشته شد آيا فکر مي کنيد در کهريزک هم عوامل منافق و آشوبگران حضور داشتند تا محسن و ساير زندانيان را بکشند؟
- ببنيد من هيچ شناختي از ايشان ندارم. در هر جايي هر کسي کشته شد، باعث و باني کساني هستند که بحث تقلب را مطرح کرده اند. ما اين همه انتخابات بعد از انقلاب برگزار کرده ايم هم اصولگرا راي آورده اند و هم دوم خردادي ها، چطور شد که اين دوره مي گويند تقلب اتفاق افتاده است؟ پس براي همين مي گويم مقصر اصلي کساني هستند که بحث تقلب را مطرح کرده اند و عوامل خارجي هم از آنها پشتيباني کرده اند. آقاي محسن روح الاميني و پدر ايشان را نمي شناسم چون ما در مشهد و در کنار بارگاه ملکوتي امام رضا زندگي مي کنيم و آنها در تهران ولي بچه من از يک خانواده انقلابي بود و ما به احمدي نژاد راي داده ايم چون يک فرد مخلص و عدالت محور بود و حالا هم مقصر کشته شدن پسرم کساني هستند که به ناحق و براي چهار روز کسب قدرت اين برنامه ها را راه انداختند.
* سوالم از شما اين است آيا ممکن نبود کسي به انتخابات معترض باشد، براي اعتراض به خيابان هم بيايد ولي او را نکشند؟
- بحث سيزده ميليون اختلاف راي بود. نمي شود گفت اين ميزان اختلاف راي اشتباه است. همه بايد اين نتيجه را مي پذيرفتند. حتي اگر فرض را هم بگذاريم که اشکالي درانتخابات وجود داشت بايد متوسل به قانون اساسي مي شدند نه اينکه در خيابان بياييم و اعتراض بکنيم، مگر در خود اروپا هيچ وقت مردم در اعتراض به انتخابات مي آيند در خيابان و تحصن مي کنند و يا راهپيمايي مي کنند. شوراي نگهبان و وزارت کشور براي چيست بايد مستندات را ارائه مي کردند تا بررسي شود نه اينکه مردم را به خيابان دعوت کنند و آشوبگران هم بيايند مغازه ها را آتش بزنند.
* ولي قبل از هر اعتراض خياباني خيلي ها دستگير شدند و اساسا قبل از اعتراض موسوي و کروبي هم مردم در اعتراض به نحوه شمارش و اعلام زود هنگام نتيجه آرا به خيابان آمده بودند...
- ببينيد در زمان آقاي ناطق نوري و خاتمي، ساعت دوازده شب آقاي ناطق به پيروز انتخابات تبريک گفت و کار تمام شد و رفت پي کارش، سوالم اين است که چرا اينها نتيجه انتخابات را قبول نکردند؟ کار ناحقي کردند، اطلاعيه نداند، دادند، بيانيه دادند و هنوز هم مي دهند ولي تعداد مردم هر روز کمتر شد و ديگر از آنها حمايت نکردند.
* آقاي موسوي و کروبي در سالگرد انتخابات بيانيه دادند و گفتند مردم به خيابان نيايند ولي باز هم مردم خودشان آمدند.
- نه خير، حالا نمي توانند حتي صد نفر را هم جمع کنند. موسوي و کروبي بيايند بيانيه بدهند ببينيم آيا صد نفر هم جمع مي شوند از آنها حمايت کنند. مردم آگاه هستند، مردم ديگر از اينها حمايت نمي کنند. من نمي گويم يک ميليون نفر، بيايند امتحان کنند. بيانيه بدهند و امتحان کنند فقط هزار نفر را جمع کنند، اگر توانستند هزار نفر را جمع کنند، من گردن خودم را مي زنم. چقدر مقام معظم رهبري هم گفت از طريق قانوني پيگيري کنيد. اينها هم که قبل از انتخابات گفتند به قانون اعتقاد دارند پس چرا به قانون متوسل نمي شوند؟
* رهبري دستور پيگيري کهريزک را دادند، آيا براي پيگيري وضعيت کساني که در خيابان کشته شدند هم تلاشي صورت گرفت؟
- بله رهبري به همه عنايت دارند، رهبري متعلق به همه گروه ها و افراد است. اگر سياسيون به حرف هاي رهبري گوش مي کردند هرگز اين اتفاق نمي افتاد.
* آقاي فيض شما مي گوييد فرزند شما به دست ضد انقلاب ها و آشوبگران کشته شد، در مورد کشته شدگان در کهريزک هم که مي گوييد اطلاعي نداريد. من با خانواده هاي کشته شدگان زيادي مصاحبه کرده ام که خلاف حرف شما را مي گويند...
- هر کسي عقيده خودش را دارد. من اين کساني که مي گوييد را اصلا نمي شناسم ولي هرچيزي که اعتقاد دارند را مي توانند بگويند. به هر حال من به آقاي احمدي نژاد راي داده ام و برداشتم اين بود که ايشان مي توانست اين سکان را به دست بگيرد و ممکن است کسان ديگري اعتقاد داشته باشند که آقاي موسوي مي توانست سکان دار باشد. هيچ اجباري وجود ندارد. همه آزاد هستند.
* آقاي فيض من اصلا کاري به احمدي نژاد و انتخابات و موسوي ندارم. سوالم اين است نظر شما در مورد کساني که مي گويند خانواده هاي آنها از طرف نيروهاي بسيجي مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند، چيست؟
- اصلا چنين چيزي نيست. تماما گروه هاي ضد انقلاب بودند. ما سند و مدرک داريم. بنده در مشهد بودم، بچه ام در تهران. من کجا بودم ببينم که چه کسي شليک کرد؟ آن مادري که در خانه بوده، بچه اش در خيابان بوده، آيا عقل حکم مي کند او ببيند چه کسي بچه هايش را کشته؟ صادقانه بخواهيم نگاه کنيم اين اصلا واقعي نيست که کسي در خانه بوده، بگويد مي داند چه کسي بچه اش را کشته، کدام پدر و مادر همراه بچه بوده که حالا...
* ولي شما هم که به گفته خودتان همراه بچه خودتان نبوديد، حالا با اطمينان مي گوييد مي دانيد که بچه هاي شما را ضد انقلاب مورد اصابت گلوله قرار داده است...
- تا جايي که من پيگيري کرده ام در آن روز اصلا بسيج و نيروهاي انتظامي مسلح نبوده اند.
* آقاي فيض همه مادرها هم در خانه نبودند، به عنوان مثال مادر سهراب اعرابي يکي از جواناني که کشته شد، همراه با فرزندش در راهپيمايي شرکت مي کرد و خشونت را از نزديک ديده است، از طرفي حتي فيلم هايي هم از نيروهاي مسلح که بالاي پايگاه بسيج مقداد ايستاده اند، منتشر شده است، حتي خانواده داوود صدري يکي ديگر از کشته شدگان به محل پايگاه بسيج مقداد رفته است و شاهدان هم گفته اند که از بالاي پايگاه بسيج به سمت يک مهد کودک شليک کرده اند و يک مادر و دختر را به رگبار بستند...
- تا آنجايي که من اطلاع دارم، همه اينها از هر گروهي سلطنت طلب، منافق، وابسته به موسوي و کروبي و يا هر گروهي که بودند، ضد انقلاب بودند ولي حتي اگر فرض بگيريم که توسط نيروهاي خودي کسي تير خورده باشد، باز هم باعث و باني اينها کساني هستند که نتيجه انتخابات را نپذيرفتند. کسي که آتش را برپا کرد مقصر است از اول نبايد چنين بحثي را مطرح مي کردند که حالا ببينيم مفصر کي بوده.
* پس شما مي گوييد حتي اگر بسيج و نيروهاي نظامي به سمت معترضين شليک کرده باشند، براي دفاع بوده؟
- نظام در برابر افراد خودفروخته مي ايستد. اجازه نمي دهد هر کسي بيايد در خيابان آتش بر پا کند و هر کاري دلش خواست بکند. نظام حق دارد از خودش دفاع کند. ما هشت سال جنگ هم از خودمان دفاع کرديم. اگر ما در خانه خودمان نشسته ايم و يک عده ريختند در خانه، آن وقت ما نبايد از خودمان دفاع کنيم؟ همه بايد بفهمند که نبايد با نظام چنين برخوردي بکنند. من اون کساني که شما مي گوييد را اصلا نمي شناسم و نمي دانم به چه کساني راي دادند، عقايد آنها براي من محترم است اما عقيده من اين است که اگر نياز به دفاع از اسلام باشد، بنده آماده ام به فرمان رهبري بقيه فرزندانم را هم بفرستم همانطور که برادران خودم هم در راه دفاع از نظام و اسلام به شهادت رسيدند، هيچ نگراني نداريم و هيچ ناراحت هم از اين قضايا نيستيم.
* شما مي گوييد به عقايد ديگران احترام مي گذاريد، آيا فکر مي کنيد دولت و حاکميت فعلي هم به عقايد کساني که بچه هايشان به عنوان معترض کشته شدند، احترام مي گذارد؟
- نظام جمهوري اسلامي حرف همه مخالفينش را مي شنود. آزادي که اينجا هست در فرانسه هم نيست.
* روزنامه هاي منتقد دولت در ايران بسته شدند و همکاران روزنامه نگارم در ايران در زندان هستند...
- وقتي يک روزنامه و يا يک مجله فقط حرف ها و شايعات ناحق مي نويسد و افکار عمومي را خدشه دار مي کند، بايد جلوي آن گرفته شود در کدام کشور روزنامه هر چه دلشان خواست مي نويسند...
* آيا مقام رهبري هم به دلجويي شما آمدند؟
- بله ايشان به همه عنايت دارند و سرکشي کردند. ما توقعي نداريم. مقام رهبري دستور دادند از همه خانواده ها دلجويي شود، اگر اين کار را نمي کردند هم ما ناراحت نمي شديم. ايشان مثل باران رحمت است بر سر مستضعفان عالم و به عنوان نائب امام زمان هستند و تا زمان ظهور آقا امام زمان ما و تمام خانواده پيرو رهبري هستيم. پسر من هم اگر سياسي نبوده ولي عاشق ولايت بوده، اعتقاد راسخ داشت. در تمام خانواده و طائفه ما همه اصولگرا هستند و هيچ کسي به موسوي رأي نداده است و تا ظهور امام زمان هر چه رهبري بفرمايد، براي ما همانند کلام قران است ارزشمند است.
* حرف آخرتان:
- زندگان مردگاني هستند که ايام مرخصي شان را در اين دنيا مي گذرانند. در اين عمر کوتاهي که داريد ( البته انشالله که عمر حضرت نوح را داشته باشيد) سعي کنيد براي حق بنويسيد. قلمتان در دفاع از حق باشد. ببينيد به آقاي شهرام اميري در آمريکا پنجاه ميليارد پيشنهاد دادند ولي ايشان نيامد نظام را با آنها معامله کند پس شما هم سعي کنيد مثل ايشان باشيد. البته من بعيد مي دانم که شما حرفهاي مرا منتشر کنيد و بعيد هم مي دانم که همه حرفهاي مرا سايت شما بدون کم و کاست منتشر کند اگر توانستيد صداي مرا به آقايان موسوي و کروبي برسانيد که حتي اگر الان هم برگردند، دير است اما بايد در دادگاه حاضر شوند و در برابر ضربه اي که زدند پاسخگو باشند. با اينکه مي دانم کسي هرگز نمي تواند به نظام مقدس جمهوري اسلامي ضربه بزند.