کد خبر: 401144
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۴
تحریم‌های تحمیل شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران و البته متعاقب آن تحریم‌های یکجانبه اعمال شده از سوی کنگره امریکا، یک نکته مشترک را در خود دارند. گرداننده هر دو آنها ایالات متحده است که به تحریک اسراییل این کار را انجام داده است.
البته از نظر من این تحریم‌ها معمولاً به اشتباه فهمیده و تفسیر می‌شوند. تحریم‌ها به طور طبیعی با هدف هشدار دادن به رفتار کشور تحریم شده و همچنین تنبیه آن کشور به دلیل اقداماتی که انجام داده است، و یا به منظور جلوگیری از تداوم اقدامات و یا سیاست‌های آن کشور که از نظر دیگران قابل اعتراض است، اعمال می‌شوند.
کاملاً آشکار است که نقش تحریم‌ها همین است، اما هدف اصلی تحریم‌های ایران این نیست.
در حال حاضر مشخص نیست که آیا دولت ایران در پس برنامه هسته‌ای خود، اهداف نظامی‌دارد یا نه. با در نظر گرفتن قابلیت‌ها و امکانات آشکار هسته‌ای اسراییل و در عین حال سرنوشت کاملاً متفاوت عراق (که هیچ‌گونه سلاح هسته‌ای نداشت) و همچنین وضعیت کره شمالی که دارای سلاح هسته‌ای است، باید اشاره کنیم که هیچ کشور با درایت و عاقلی در هیچ کجای دنیا، در حالی که نامش به عنوان دشمن در لیست سیاه اسراییل – وبه طور طبیعی امریکا - قرار دارد، برای به دست آوردن قابلیت هسته‌ای با سرعت و به هر وسیله‌ای، اقدام نخواهد کرد.
اما واقعیت این است که تحریم‌ها علیه ایران به همان صورتی اتفاق افتاده است که در مورد عراق رخ داده بود. در سال 2003 بازرسان آژانس عدم وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق را اعلام کرده بودند ولی در آن روزها امریکا و متحدان نزدیکش بر این مسأله اصرار می‌ورزیدند که عراق سلاح‌های کشتار جمعی دارد، این در حالی بود که هیچ یک بازرسان ساکن این کره خاکی و حتی نمایندگان خود امریکا هم به این مسأله که عراق سلاح کشتار جمعی دارد، اعتقاد نداشتند.
اما ادعاهای امریکا همچنان ادامه داشت و هدف آن این بود که شرایط عمومی ‌برای آغاز جنگی که نیاز به انجام آن هرگز به وجود نیامد، مگر برای اسراییل و طرفداران آن مهیا شود. البته امریکا در این امر موفق شد. امریکایی‌ها بر این باور بودند که ادعاها و اطلاعات نادرست به منظور حمایت از جنگ بر ضد عراق مورد استفاده قرار می‌گرفت و هر نوع سرخوردگی و یأسی که در این زمینه ایجاد شد، تنها به این علت بود که جنگ و حوادث پس از آن به همان آرامی‌که معماران جنگ انتظار داشتند، پیش نرفت.
این همان الگویی است که علیه ایران نیز در حال تکرار شدن است. هدف اصلی از تحریم‌های ایران، تأثیرگذاری بر سیاست‌های دولت ایران نیست، زیرا هر کاری که دولت ایران انجام دهد و هر تغییری که در سیاست‌های خود ایجاد کند، تأثیری بر تحریم‌ها نخواهد داشت. هدف اصلی تحریم‌ها، آماده‌سازی افکار عمومی ‌برای حمله به ایران است، مسأله‌ای که همکاری اسراییل در آن تقریباً قطعی است، تا اسراییل بتواند از این طریق، علاوه بر از میدان به در کردن رقیب دیرینه خود در منطقه و نابودی کامل آن، از این جنگ به عنوان پوششی برای اقدامات خود در فلسطین، از جمله اخراج ساکنین کرانه باختری و غزه و اعزام آنان به اردن و صحرای سینا، بهره‌برداری نماید.
بنابراین نادیده گرفتن تحریم‌ها و یا تلاش برای اصلاح آن، اقدامی‌ غیرعاقلانه است. به اعتقاد من، تنها عکس‌العمل عاقلانه در برابر تحریم‌ها از سوی ایران و متحدانش این است که شرایطی را فراهم کنند که امریکا جرأت حمله را به خود ندهد. کمک چین و هند و البته به طور ویژه چین، یک ابزار اجتناب ناپذیر برای تحقق این مسأله است، هیچ اهمیتی ندارد که هزینه این اقدام برای چین و هند چقدر است زیرا هر اقدامی‌که باعث پیشگیری از وقوع جنگ امریکا و اسراییل با ایران شود، مسلماً بسیار کم هزینه‌تر از تحمل شرایط سخت حمله و عواقب پس از آن خواهد بود. حتی اگر فرض کنیم که خاورمیانه باعث عذاب امریکا شود و در رخسار امریکا منفجر شود. درست است که دیدن رنج و عذاب دشمن چیز خوبی است، اما نه به هر قیمتی.

* آلن سابورسکی، دارای مدرک دکترا از دانشگاه میشیگان، عضو سابق نیروی دریایی امریکا به مدت 10 سال و فارغ التحصیل دانشگاه نظامی‌ ارتش امریکا است. او این یادداشت را به طور اختصاصی به درخواست سرویس بین‌الملل برای روزنامه جوان نوشته است. او ده‌ها مقاله و کتاب منتشر کرده ‌است.
ترجمه: حسین مهدوی


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار