کد خبر: 401080
تاریخ انتشار: ۲۸ تير ۱۳۸۹ - ۲۱:۲۰
فردا به ارتفاع نگاهم دل بسته است
نفیسه ابراهیم زاده انتظام - بسیار پیش آمده کنار خیابان ایستاده بودم خانمی دستم را گرفته و گفته «پسرم بیا برویم آن طرف خیابان» و من را از خیابان رد کرده است. یا وقتی در جمعی حضور داریم که هم خانمی با فیزیک مشابه من و هم همسرم که شرایط فیزیکی عادی دارد کنارم هستند،‌ اطرافیان ابراز احساسات می‌‌کنند و به خیال اینکه خانم هم فیزیکم همسرم است، می‌‌گویند؛«چه قدر به هم می‌‌آیید؛ چه با مزه است!» در این لحظه باید پاسخ بازخواست‌های همسر اصلی‌ام را بدهم. یا وقتی سوار اتوبوس می‌‌شوم، لابه‌لای جمعیت گم می‌‌شوم و افراد من را هل می‌‌دهند و می‌‌گویند« برو کنار بچه!»این جملات همراه خنده بی غش و ساده‌ای از دهانش خارج می‌‌شود تا خاطراتی برای ما تعریف کرده باشد. گاهی مولاریته (غلظت) سادگی بیانش به قدری زیاد می‌‌شود که سایر دوستانش را نیز به خنده می‌‌اندازد. او مهدی ابراهیمی، متولد 1350 است که به همراه برادرش حمید و هر دو با حدود 100 سانتی متر قد، به طور مشترک ریاست هیأت مدیره انجمن کوچولوهای ایران را برعهده دارند. انجمن کوچولوهای ایران (کوتاه قامتان بلند همت) در اسفند 87 و با مجوز از وزارت کشور تحت عنوان سازمان مردم نهاد(NGO ) تأسیس شد تا بر گوشه‌گیری و فقدان اعتماد به نفس افراد کوچک اندام غلبه کند و آنها را در برابر رفتار و نگاه آکنده از تحقیر و ترحم بعضی از افراد جامعه مصون کرده و استعدادهای خدادادی و نهفته شان را شکوفا کند. ....ابراهیمی‌های کوچک (دو برادر ابراهیمی که هر دو از مؤسسان انجمن هستند) کلی حرف برای گفتن دارند. از مشکلاتشان، از توانایی‌هایشان که نادیده گرفته شده، از خواسته‌ها، توقعات و آرزوهایشان. این دو به همراه شش کوچولوی دیگر که سه نفرشان خانم هستند و در انجمن حضور دارند، به نمایندگی از چهار هزار کوچولوی کشور تمام حرف‌هایشان را در قالب حروف پیشکش کاغذم می‌‌کنند که بسیار مشتاق است از کوچولوها بیشتربداند. می‌‌خواهند از انجمن بگویند و چه چیز
بهتر از این؟
« انجمن 300 نفر عضو دارد که 10 نفر داخل دفتر انجمن مشغول به کارند. میانگین تحصیلات کوچولوهای ایران دیپلم است. ولی بعد از تأسیس انجمن که یکی از اهدافش ارائه الگوهای موفق به کوچولوها از میان هم‌نوعانشان بوده، در آنها انگیزه ایجاد شده تا بتوانند خود را باور کنند و حتی ادامه تحصیل دهند. مثل خود من، که دیپلم داشتم و وقتی در انجمن بچه‌هایی را می‌‌بینم که به آن خودباوری رسیده‌اند و توانسته‌اند ادامه تحصیل بدهند و به مدرک لیسانس و فوق لیسانس برسند برای من انگیزه شد که در رشته خبرنگاری ادامه تحصیل دهم. در ابتدای کار تأسیس انجمن به دلیل آماده نبودن اجتماع با کنش‌ها و واکنش‌های زیادی رو به رو بودیم و سایر هم فیزیک‌های ما انجمن را از خودشان نمی‌‌دانستند اما بعد از معرفی توانمندی‌های انجمن کم کم دوستان، داوطلبانه برای عضویت مراجعه می‌‌کردند. علاوه بر برگزاری کلاس‌های موسیقی، ورزش، تئاتر و تواشیح و اردوهای زیارتی و سیاحتی طرح و اندیشه بسیاری در ذهنمان و در اتاق فکرمان داریم که به لحاظ تنگنای مالی امکان برآورده کردن بسیاری از آنها نیست. اغلب اعضا مجردند. تاکنون آقایان بیشتر از عضویت استقبال کرده‌اند. درآمد بیشتر کوچولوها از طریق کارهای هنری و اجرای برنامه‌های سرگرمی، مجری‌گری و نمایش است اما انجمن هنوز به درآمدزایی نرسیده است.و درباره مشکلات حضورشان در اجتماع می‌‌گویند در جامعه برای بچه‌های ما برخی از امکانات و موقعیت‌ها فضاسازی نشده است و استفاده از آنها برای کوچولوها به دلیل شرایط فیزیکی که دارند مشکل است و الا خیلی راحت تر می‌‌توانند با مشکلات کنار بیایند. اتوبوس، عابر بانک‌ها، باجه‌های بانک‌ها و تلفن عمومی از جمله ابزار عمومی‌اند که برای کوتاه قامتان قابل استفاده نیستند. حتی بسیاری از حقوق شهروندی برای دوستان ما رعایت نشده به ویژه حق مسکن و اشتغال؛ در این رابطه تنها کوچولوهایی که کارمند هستند می‌‌توانند از امکانات دولتی استفاده کنند. مابقی بچه‌ها یا با دستمزد خیلی پایین مجبور به کار شده‌اند یا به صورت موقت که بعد از چند صباحی بیکار می‌‌شوند. و توقعات، خواسته‌ها و انتظاراتشان را بر‌می‌‌شمرند توقع داریم مسئولان حمایتشان را از بچه‌های انجمن بیشتر کنند. وقتی بچه‌ها خودشان همت کرده‌اند و مشکلاتشان را زیر پا می‌‌گذارند انتظار داریم مسئولان هم حمایت کنند و بسیاری از مسائل را برای دوستان کوچولو حل کنند تا بتوانند مانند سایر شهروندان در جامعه به راحتی زندگی کنند. افراد کوتاه قامت اگر بخواهند جایی مشغول به کار شوند باید نسبت به شرایطشان فضا و ابزار در اختیارشان قرار بگیرد. همچنین از آنجایی که قدرت جسمی کوتاه قامتان کم‌تر از افراد معمولی است وزارت رفاه و تامین اجتماعی باید سن بازنشستگی کمتری نسبت به افراد معمولی برای آنها تعریف کند یا مثلاً وزارت مسکن و شهرسازی می‌‌تواند امکاناتش را در اختیار اعضای انجمن کوچولوها قرار دهد. چون کوچولوها لایق و مستحق برخورداری از حقوق شهروندی در سطح جامعه هستند. اگرچه قانون شکستنی نیست اما انعطاف‌پذیر است و هر ماده‌ای یک تبصره دارد. از مسئولان می‌‌خواهیم مسیر بوروکراسی‌های اداری را برای انجمن ما کوتاه کنند. الان یک سال است که انجمن‌مان تأسیس شده اما متاسفانه هیچ ارگان یا اداره‌ای حمایتی از انجمن ما نکرده است. همه به به و چه چه گفته‌اند اما هیچ کدام نیامده بگوید آیا این انجمن سیستم کامپیوتر دارد؟ یا مکانی دارد که بچه‌ها دور هم جمع شوند؟بسیاری از بچه‌ها چون درآمدی ندارند هزینه دورهم جمع شدن‌هایشان را هم به سختی تهیه می‌‌کنند. نمونه بارزش مسابقه فوتبالی بود که در ورزشگاه آزادی قبل از بازی پرسپولیس و استقلال برگزار کردیم. یکی از بازیکنان این تیم هفته‌ای یک بار 18 ساعت راه را از کازرون تا تهران طی می‌‌کند، برای اینکه سه ساعت با تیم تمرین کند و دوباره برگردد. از جیب خودش و خانواده‌اش هزینه می‌‌کند چون بیکار است و درآمدی ندارد. الحق و والانصاف در سازمان تربیت بدنی که آقای X برای یک فصل بازی یک میلیارد و 200 میلیون می‌‌گیرد، نباید برای این اراده هیچ ارزشی قائل شد و حداقل حمایتی کرد؟ بعد از بازی توقع داشتیم که فدراسیون فوتبال حداقل دستت درد نکند به بچه‌های ما بگوید و هزینه رفت و آمد بچه‌ها را جبران کنند. تیم ما حدود 100 هزار نفر تماشاچی را نیم ساعت سرگرم کرد که در نوع خود کار نویی در ایران بود. بعد از این بازی و دیدن توانایی بچه‌های ما مسابقات مینی المپیک می‌‌توانست در ایران طراحی و به دنیا معرفی شود. در این زمینه سازمان میراث فرهنگی می‌‌توانست مداخله کند. از مسئولان تربیت بدنی می‌‌خواهیم که قبل از بروز بیماری و افسردگی در بچه‌ها از این امر پیشگیری کنند؛ مخصوصاً برای گسترش ورزش‌های گروهی بودجه‌ای برای انجمن ما اختصاص دهند تا در راستای اهداف انجمن بتوانیم بچه‌ها را هدایت کنیم و سفیرهای مثبتی در کل کشور و حتی دنیا باشیم. در بین ما هستند بچه‌هایی که کاملاً به خود باوری رسیده‌اند و حتی اختراع هم دارند اما از نظر مالی در مضیقه هستند. ما توقع داریم حداقل از میان هم فیزیک‌های ما کسی که صاحب سبک است و تخصص دارد حمایت شود. لیاقت دیدنی شان در عرصه ورزش و هنر در عکس‌ها و تابلوهایی که به دیوار اتاق فخر می‌‌فروشند،‌ بارها تکرار شده است. تفاوت فقط در تعریف کوتاه تر واژه‌هاست. و بیان ثمرات تأسیس انجمن شوق به نگاهشان تزریق می‌‌کند خانمی عضو انجمن ما شده که 25 سال سن دارد و در طول عمرش 5 بار از خانه‌اش برون نیامده بود اما با تشکیل انجمن و کانون‌هایش در جلسات و کانون‌ها حضور فعالی دارد. پیش از تشکیل انجمن موفقیت‌هایمان به چشم نمی‌‌آمد و جامعه سخت ما را می‌‌پذیرفت. باز شوخ طبعی اش بر سایر خصلت‌هایش پیشی می‌‌گیرد: «برای من سؤال شده که اگر روزی خبرنگار شوم چه طور می‌‌توانم از لابه‌لای خبرنگارها میکروفن را جلوی فرد مصاحبه شونده بگیرم.» و بدون اینکه منتظر جوابی باشد که من از میان صندوق تجربیاتم می‌‌جستم، ادامه داد: « خب مجبورم از بوم استفاده کنم.». می‌‌خندد و برای او خنده سهم و حقی است انحصاری که به هیچ قیمت امتیازش را واگذار نمی‌‌کند و اینگونه محدودیتش را به تمسخری مقدس می‌‌گیرد. تفاوت افراد کوتاه قامت و همسران و خانواده شان که رشد طبیعی داشته اند،‌بیشتر از اینکه آنها را بیازارد، برای من در طول مدت تهیه گزارش دغدغه ایجاد کرده بود؛ اما ابراهیمی‌ها از شخصیت و جایگاه افراد در خانواده و جامعه تعریف دیگری دارند که در زندگی خانوادگی خود با همسر و فرزندان بلند قامت نیز آن را به کار می‌‌گیرند: «هر کسی شخصیتی دارد و خودش آن را می‌‌سازد. خدا را شکر موقعیت فیزیکی ما باعث نشده وقار و ابهتمان زیر سوال برود و نتوانیم از موقعیت خود در خانواده دفاع کنیم. خدا را شکر خانواده، من را خوب درک کرده‌اند و مشکلی با آنها ندارم. تنها مشکلی که با خانواده‌مان داریم این است که بیشترین زمانمان را برای انجمن می‌‌گذاریم و خانواده‌مان از این وضع ناراحت هستند.»از سرزمین رویاهایشان می‌‌گوینداز شیرینی آرزویی که شاید دست پری آرزوها از آستین شهرداری بیرون بیاید و برآورده‌اش کند. از جایی که کدوها کالسکه شوند و سوسک‌ها درشکه‌چی. از ساخت سرزمین کوچولوها که قولش را از ایازی معاون شهردار تهران گرفته‌اند. وقتی از مشخصات سرزمین کوچولوها می‌‌گویند هیجان از کلماتشان می‌‌چکد. چه امید‌ها که به ساخت آن بسته‌اند: سرزمین کوچولوها فضایی است در حد یک شهرک که توسط کوچولوها اداره می‌‌شود. حتی شهردار، انتظامات، مغازه‌دار و کلاً تمام افرادش از هم فیزیک‌های ما هستند. اگر این سرزمین ساخته شود خیلی از مشکلات بچه‌ها به ویژه اشتغال حل می‌‌شود. در مدلی که مد نظر ماست حداقل 100 نفر از بچه‌های کوچولو مشغول به کار می‌‌شوند و این تعداد رقمی حدود 100 خانواده را تامین می‌‌کنند. علاوه براین، زمینه برای خیلی از افرادی که قصد ازدواج دارند و مشکل بیکاری مانعشان است، فراهم می‌‌شود. بلند اندیشی این کوتاه قامتان وقتی بیشتر نمایان می‌‌شود که در برنامه‌هایشان نظری هم به اقتصاد کلان کشور دارند: سرزمین کوچولوها می‌‌تواند جنبه توریستی داشته باشد و به همت مضاعف و کار مضاعف مورد نظر مقام معظم رهبری جامه عمل بپوشاند. و اما دغدغه‌هایشانخیلی از افراد سودجو از انجمن ما به صورت غیر مستقیم استفاده‌های سیاسی و اقتصادی می‌‌کنند. با جمع کردن تعدادی از بچه‌های هم فیزیک ما از ارگان‌ها و نهادهای مختلف سوء استفاده‌های اقتصادی و اداری می‌‌کنند. همینجا اعلام می‌‌کنیم که هیچکدام معتبر نیست مگر با مهر و امضا و حضور اعضای هیأت مدیره انجمن باشد.خانم‌های کوچولو در جمعی که سعی کردیم هیچ مزاحمی واردش نشود از مشکلات متفاوتشان با آقایان گفتند «فهیمه استاد هستم. 27 ساله، مجرد و تک فرزند خانواده‌. بعد از تاسیس انجمن نگاه مردم نسبت به ما خیلی بهتر شد. احترام برایمان قائل می‌‌شوند. تا قبل از تاسیس انجمن خودم دوست نداشتم ازدواج کنم و با اینکه ترجیح می‌‌دهم با هم فیزیک خودم ازدواج کنم، وقتی یکی مثل خودم را می‌‌دیدم دوست نداشتم نگاه کنم و احساس می‌‌کردم همانطور که خودم از نگاه دیگران عذاب می‌‌کشم هم فیزیکی من هم از نگاه من عذاب می‌‌کشد. ولی بعد از تشکیل انجمن وقتی در خیابان یکی از هم فیزیک‌های خودمان را می‌‌بینیم می‌‌رویم سمتش و انجمن و فعالیت‌های آن را معرفی می‌‌کنیم. وجود این انجمن باعث شده بسیاری از بچه‌ها با هم آشنا شوند و ازدواج کنند. انجمن و اعضایش مثل خانواده دوم ماست و در آن احساس غریبی نمی‌‌کنیم و به هم در سختی و مشکلات کمک می‌‌کنیم.» فهیمه خانم از فداکاری خانم‌های کوچیک می‌‌گوید که لذت مادر شدن را برای خود حرام می‌‌کنند تنها به خاطر اینکه کسی با شرایط خودشان پا به دنیا نگذارد. او از الان نگران پاسخی است برای سوال فرزندی که شاید هم فیزیک خودش بشود:« اگر مثل خودم که از والدینم می‌‌پرسم از من بپرسد که چرا من را به دنیا آوردی چه جوابی بدهم؟» و ادامه می‌‌دهد: بنابراین بچه‌های ما باید تحت نظر یک متخصص ژنتیک باشند تا 80 درصد بتوانند ضریب ایجاد مشکل را در فرزندانشان کاهش بدهند. ما بیشتر در خانه مشکل داریم اما آقایان بیرون خانه و درمحل کارشان. کوتاه قامتان فقط قدشان فشرده تر است والا همه چیز دارند مثل بقیه آدم‌ها و می‌‌توانند هر کاری بکنند. با این وجود پیدا کردن کار و درآمد برای ما بزرگترین مشکل است. محبوبه فزونی 31 ساله هم که تا سوم راهنمایی درس خوانده و از میان 10 فرزند خانواده تنها او کوتاه قد است می‌گوید: «تا قبل از تاسیس انجمن خیلی تک و توک در خیابان یا ناخودآگاه همدیگر را می‌دیدیم. ولی الان همدیگر را می‌‌بینیم و با برخوردهای هم آشنا می‌‌شیم». محبوبه از افراد عادی هم خواستگار داشته اما قبول نکرده چون فکر می‌‌کنه شرایطش را درک نمی‌‌کند یا از روی ترحم با او برخورد خواهد کرد. می‌‌گوید:« دوست دارم با هم فیزیک خودم ازدواج کنم.»زهرا حسینی متولد 1351 نیز که یکی دیگر از اعضای جامعه کوچک نسوان کوچک و البته مجرد است از آزار نگاه‌های مردم تا قبل از اعلام وجود انجمن می‌‌گوید و دل پری از صاحبکارانی دارد که بی هیچ آزمونی به استناد قد کوتاهش، او را ناتوان دانسته و به او کار نداده‌اند. اما او در خانه تنها با یک ، دو شاید هم سه چهارپایه بر مشکلاتش غلبه می‌‌کند و نمی‌‌گذارد اصول خانه داری اعم از پخت و پز و شست و شو در محدوده قلمروی او خدشه دار شود. موقع بیرون آمدن پلاکارد پارچه ای زرد رنگی بدرقه‌مان کرد: «انجمن کوچولوهای ایران»کم شدن هورمون رشد در کودکی و قبل از سنین بلوغ باعث ایجاد کوتاه قدی شدید یا نانیسم می‌‌شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار