آذر رسولی - اگر در پارک قدم بزنید و علاوه بر صداهای دلپذیر پرندگان و شادیهای کودکانه، ناگهان کلام یا لفظ غیر معمولی به گوش شما برسد، چه عکسالعملی نشان میدهید؟! به طور قطع، یا توقف میکنید یا تذکر میدهید یا صحنه را با نگاهی توأم با خشم ترک میکنید!
به گزارش «جوان»، یکی از راههای ارتباطی مؤثر، صحبت کردن است. زمانی که فردی کنترل ادبیات خود را داشته باشد، میتواند تأثیر مثبت و مؤثری بر مخاطب بگذارد. گاهی به دلایل مختلف از جمله تربیت خانوادگی، پرخاشگری یا حتی فضای ادبیاتی حاکم بر جامعه، باعث میشود فرد در این ابزار ارتباطی خود پارازیت ایجاد کند. منظور از این پارازیت همان بددهنی است و این نوع ادبیات گفتاری که مخالف هنجارهای جامعه است میتواند در شرایط خشم یا حتی شوخی از طرف افراد مختلف انجام شود. این در حالی است که در صورت تداوم و بیتوجهی، این مسأله به صورت عادی در آمده که این نورم غیرهنجاری است که هنجارهای تربیتی را زیر سوال میبرد.
سه عامل مؤثر بر ایجاد بددهنی
دکتر علی رستمی، جامعه شناس، معتقد است که سه عامل در جریان بروز «بددهنی» در افراد خانواده مؤثر است. عامل اول خانواده به عنوان هسته مرکزی تربیت، عامل دوم جامعه به عنوان متن بزرگی که همه افراد در آن زندگی میکنند و سومین عامل مراکز آموزشی هستند. این سه حلقه در هم تنیده شده و در ارتباط با یکدیگر عمل میکنند. چنانچه عملکرد بین این سه حلقه دچار اختلال شود موجب ایجاد نوعی بینظمی و به تبع آن عدم تعادل میشود و نوعی تخاصم اعلام نشدهای بین سه حلقه خانواده، اجتماع و مراکز آموزشی به وجود میآید. به این ترتیب این اختلال خود را به شکل تعارضات نشان میدهد و یکی از زمینههای بیان این تعارض، رفتار نابهنجار «بد دهنی » است که برای بررسی دقیق تر این مسأله میبایست به هر سه عامل توجهی خاص داشت. پدر و مادرها باید مواظب نوع گفتمان خود باشند و در انتخاب واژههایشان برای حرف زدن دقت کنند.
از نگاه جامعهشناسانه، پارامترهای زیادی وجود دارد که بر خانوادهها مؤثر است. از جمله مسائل مطرح مسأله اقتصاد خانوادههاست. به گفته رستمی، مشکلات اقتصادی از جمله عواملی است که نوعی سردی و تند رفتاری را در روابط خانوادگی به وجود میآورد.
اگر بخواهیم به این مشکل در جامعه نیز نگاهی گذرا داشته باشیم؛ بیکاری سرپرست خانواده، مدت زمان انجام کار و چندکاره بودن موجب خستگی مفرط شده و این مسأله سبب کمبود یا عدم توجه نسبت به مسائل تربیتی در خانواده میگردد که نوعی رفتار خاص، جایگزین رفتارهای بهنجار دیگر خواهد شد. این مسأله از جمله مسائلی است که باعث میشود رابطه والدین سست شده و آن ارتباط واقعی که لازمه زندگی است از بین برود.
این استاد دانشگاه معتقد است، در حال حاضر مسائل اقتصادی بیش از مسائل فرهنگی و آموزشی خود را بر خانواده تحمیل میکند. لذا این وضعیت در سطح گستردهتر به جامعه تحمیل میشود.
در این میان مسائل آموزشی ما بین خانواده و جامعه به نوعی گیر افتاده و از هر دو تأثیر میپذیرد. به همین خاطر است که شاهد تأثیر کم آموزش بر خانوادهها و فرزندان هستیم و این ایراد وارده در لباس « بد دهنی» آشکار میشود.
اگر چه در این میان نقش وسایل ارتباط جمعی با کارکردهای اطلاعرسانی، آموزش و سرگرمی امری بدیهی است اما گاه خود رسانه نقش «نارسانه» را ایفا میکند.
سوالی که مد نظر قرار میگیرد آن است که آیا رسانههای ما با مخاطبانشان ارتباط برقرار میکنند و اینکه این ارتباط تا چه حدی است؟ به طور مثال اگر بخشی از رسانه را که مخصوص کودکان است، در نظر بگیریم گاهی تنها 5 درصد از مخاطبان این برنامه را کودکان تشکیل میدهند و ممکن است 90 درصد مخاطب بزرگسال داشته باشد. این مسأله بدان معناست که رسانه مورد نظر نتوانسته است مخاطبیابی کند و در عین حال که دارای مخاطب است ولی مخاطبان او مخاطب اصلی تلقی نمیشود. این جاست که این برنامه موفق نخواهد بود.
این جامعهشناس با تأکید بر اینکه در رسانههای دیداری و شنیداری خارج از کشور شاهد طبقهبندی برنامهها هستیم، برلزوم این کار در رسانههای کشورمان بهویژه رسانههای دیداری و شنیداری اشاره کرد و لزوم آموزش و اطلاعرسانی به موقع به خانواده را - با علامتهایی خاص- در خصوص دیدن برنامهها برای خود و فرزندانشان، از ضروریات دانست.