امیر کوشا
ملی پوش، تلفن اتاقش را برمیدارد تا جواب سوالات خبرنگاری که از ایران تماس گرفته را بدهد. سوال اول و دوم را که رد میکند ناگهان صدایش بلند میشود:«چرا در مورد وضعیت ما سوالی نمیپرسید؟ چرا نمیپرسید این جا چه امکاناتی داریم و چه امکاناتی نداریم؟ پشهها بیچارهمان کردهاند... هوا هم گرم است، هم شرجی! اتاقهایمان کولر ندارد و داریم از گرما میپزیم. زمینی که رویش بازی میکنیم افتضاح است. بعد آقایان قول قهرمانی در آسیا هم میدهند»!
ا
ین گلایههای مشترک اکثر ملی پوشانی است که وقتی حرف میزنند، علاقهای به نوشته شدن اعتراضات شان از زبان خود ندارند. دلیل آنها هم منطقی به نظر میرسد. یکی از ملیپوشان میگوید:«یادتان نیست وقتی علی کریمی به وضعیت اردوی اردبیل قبل از جام جهانی اعتراض داشت چه اتفاقی افتاد؟ به جای این که وضعیت را درست کنند، کریمی را اخراج کردند! ما که از علی کریمی گندهتر نیستیم...»
چند اتاق دورتر، البته گزارشگر قدیمی رادیو، که حالا به عنوان نماینده رسانهای فدراسیون فوتبال همراه تیم ملی به اروپا سفر کرده، به عنوان مدافع حقوق فدراسیون و تیم ملی، هوای اتریش را خوب، خنک و اتاقها را بینیاز از سیستم سرمایشی میداند. عجیب نیست؟ سایتهای هواشناسی نشان میدهند که گرمای هوا در پایتخت اتریش به 30 درجه سانتیگراد رسیده و اگر این برودت هوایی را کنار 81درصد رطوبت قرار دهیم، این ابهام بیشتر برایمان شکل میگیرد که آیا اتاقهای هتل تیم ملی به سیستم سرمایشی نیاز دارد یا نه! این تازه حداقل امکاناتی است که ملی پوشان از آن بیبهره میشوند. وقتی از نبود رختکن مناسب حرف میزنند و ادعا میکنند زمین تمرینشان از زمینهای ناهموار ورزشگاههای ایران هم بدتر است، متوجه جمع بیبرنامگیها و کمبود امکانات برای تیم ملی میشویم.
* * *
اردوی اتریش، نمونهای است غلیظ شده از آن چه علی دایی برای تیم ملی در اردبیل پیاده کرد. دایی بیآنکه شرایط و جوانب را در مورد امکانات مورد نیازش در راه آمادهسازی تیم ملی در نظر بگیرد، تیم را به اردویی برد که از دیدگاه ملی پوشان فقط برای آنها مضر بود. اعتراض علی کریمی نسبت به نبود امکانات و شرایط رفاهی و تمرینی نامناسب، حذف او از تیم ملی به دستور فدراسیون و بعد آغاز لجاجت و سرباز کردن کینههای قدیمی او و دایی را به همراه داشت.
علی دایی البته در قیاس با افشین قطبی، از این مزیت سود میبرد که از یک سوراخ چند بار گزیده نمیشد. در اردوهای آمادهسازی بعدی، نه خبری از کمپهای دور از شأن تیم ملی یک مملکت بود و نه خبری از نارضایتی! اما امروز باید از خودمان بپرسیم اگر قرار است تیم ملی در هتلی اقامت کند که حتی سیستم سرمایشی ندارد و بازیکنان برای انجام تمرینات خود باید روی زمینهایی ناهموار بدوند، چه لزومی بود بودجه فدراسیون خرج خروج تیم از کشور شود؟ این سوالی است که البته باید از افشین قطبی (که در فدراسیون بیقانون ما خود را مسئول هماهنگی اردوهای خارج از کشور کرده است) پرسید و بعد عین همین علامت سوال را پیش روی کفاشیان قرار داد. اردوی اتریش و هزینه چند صد میلیونی اش، چه هدیه باارزشی به تیم ملی میدهد که آن را نمیتوان از تمرین در کمپ به دست آورد؟ شاید هم منافع افشین قطبی و دوستانش از این راه بهتر و بیشتر تامین میشود!
مسلماً تمرین در زمینهای سنگلاخی و قرار گرفتن مقابل بازیکنان ذخیره تیمهای باشگاهی، نه در شأن تیم ملی است و نه این تیم را برای بازیهای جام ملتهای آسیا آماده میکند. اما این حسن را دارد که شرکت هلندی که با افشین قطبی نیز در ارتباط است از کنار دلارهای فدراسیون فوتبال منتفع میشود.
* * *
افشین قطبی، نهایت استفاده را از تیم ملی ایران میبرد؛ اویی که یک دلال هلندی را روی نیمکت تیم ملی نشاند و هرازگاهی بیاجازه ایران را به مقصد هلند، دبی و کره جنوبی ترک میکرد، امروز اردوهایی بیفایده و پرضرر را برای تیم ملی هماهنگ میکند و یک ایرانی الاصل مجهول الهویه را نیز به نیمکت تیم ملی میرساند. او فردا با تیم ملی کشورمان چه خواهد کرد؟ گویی در این فدراسیون، هیچ چشم بینایی نیست!