حضرت آیت الله خامنهای رهبر مجاهد و فرزانه انقلاب اسلامی ابتدای هفته گذشته در جمع مسئولان دفاتر نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها با اشاره به اهمیت موضوع اسلامی شدن دانشگاهها فرمودند:«یکی از چیزهایی که رویش فشار میآورند مسأله اسلامی کردن دانشگاههاست که چرا جمهوری اسلامی میخواهد دانشگاهها را اسلامی کند.»
در رابطه با تأکید رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در خصوص اسلامی شدن دانشگاهها، ذکر چند نکته لازم است:
1- دانشگاه یا نهاد علم، براساس نیازهای مشخص تمدن غربی و مبتنی بر تصرف در طبیعت به عنوان اصلیترین هدف و کارکرد انسان ایجاد شده است و در هر سرزمینی که غایت انسانی بر توسعه تکنولوژیک و غلبه بر طبیعت مستقر نشود، دانشگاه به عنوان نهاد علم جدید چون درخت بی ریشهای خواهد شد که از ارائه محصولات باز خواهد ماند. تأسیس دانشگاه در کشور ما نیز از همین قاعده تبعیت مینماید. دانشگاه برای نخستین بار در پی سیاستهای «غربیسازی» در ایران تأسیس شد و مؤسسین آن بر این باور بودند که با تربیت و آموزش متخصصان خواهند توانست، علم جدید و تکنولوژی را در ایران نهادینه نمایند اما از آنجا که این نهاد جدید نه از روی نیازهای اصیل اجتماعی بلکه به دلیل تماس با تمدن غرب، شیفتگی برخی روشنفکران در برابر تکنولوژی، مدرنیزاسیون رضاخانی و مقابله با حوزههای علوم دینی سربرآورد، سایر نهادهای اجتماعی و لایههای زیرین تحولات جامعه فارغ و مستغنی از محصولات دانشگاه به حیات خود ادامه میدهند به طوری که سر استغنای صنایع و مراکز سیاسی و اقتصادی از پژوهشهای دانشگاهی را در این نکته باید جستوجو نمود و در اینجاست که دانش آموخته ممتاز دانشگاه و متخصص عالی رتبه درمی یابد که غالب نهادهای اجتماعی، مستقل و بی نیاز از پژوهشهای دانشگاهی، فعالیتهای خود را سازمان میبخشند.
از سوی دیگر از آنجا که نظام دانشگاه و برنامههای درسی آن مطابق و النعل بالنعل از روی نظام دانشگاهی غرب الگوبرداری شده است، این روند تشدید خواهد شد. چرا که برنامههای درسی این دانشگاهها مطابق نیاز جوامع آمریکایی و اروپایی طرحریزی و جاری میشود.
طبق برآوردی که در آمریکای لاتین به عمل آمده است، تنها 30درصد از صاحبان مدرک دکترای اقتصاد در کشور خود میمانند و آنها هم افرادی هستند که توسط شعبات شرکتهای چندملیتی در کشورهای خود استخدام میشوند. نتیجه این نوع تعلیم و تربیت، ترجیح دادن تکنولوژی مدرن و پیچیده (مطابق نیاز جوامع اروپایی و آمریکایی) به تکنولوژی ساده و مناسب این کشورهاست. بنا بر گزارش «آنکتاد» در سال 2005، ایالات متحده آمریکا، 19 میلیارد دلار به کشورهای در حال توسعه کمک کرده است و در همین سال حدود 15200 متخصص عالی رتبه مهاجر، از مهندس و پزشک گرفته تا تکنسین از کشورهای جان سوم بهدست آورده است. هزینه ترتیب و آموزش این تعداد از متخصصین بالغ بر 48 میلیارد دلار برآورد میشود. یعنی آمریکا علاوه بر اینکه در قبال کمکهای اقتصادی خود، امتیازات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی قابل توجهی را از کشور وام گیرنده اخذ نموده، رقمی در حدود 29 میلیارد دلار بیش از کمکهای اعطایی و از طریق مهاجرت متخصصان کشورهای در حال توسعه به دست آورده است. برخی صاحبنظران، پس از انتشار گزارش «آنکتاد» در سال 2005، این پدیده را «انتقال وارونه فناوری» نامیدهاند.در واقع این کشورهای جهان سوم هستند که به کشورهای صنعتی غرب، سرمایه، فناوری ارزشمند و متخصص صادر میکنند تا رشد و توسعه اقتصادی آنها را ممکنسازند و زمینه غارت هرچه بیشتر و بهرهبرداری هرچه عمیقتر از امکانات و اقتصاد خود توسط همان کشورها را فراهم نمایند.
2- با این مقدمات میتوان نتیجه گرفت که اگر نظام دانشگاهی و برنامه ریزی آموزشی و پژوهشی آن براساس نیازهای اصیل جامعه دینی ایران و پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی طراحی شود، بخش عمدهای از جهت گیریهای علمی و پژوهشی دانش پژوهان، طی تعاملی واقعی در رفع معضلات و پرسشهای نهادهای اجتماعی صرف خواهد شد. بررسی آرا و نظرات حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری در حوزه دانشگاه نشان میدهد که این فرآیند در قالب مفهوم «اسلامی شدن دانشگاهها» فرآیندی است که طی آن دانشگاه به عنوان یک «نظام پرورشی» صاحب «محتوای آموزشی» نسبتی منطقی با انقلاب اسلامی برقرار مینماید و محصولات آن پاسخگوی نیازهای جامعه اسلامی در حوزههای مختلف خواهد بود. در چنین شرایطی دانش آموختگان «دانشگاه اسلامی» بستر مناسب پژوهش و فعالیت را برای خود فراهم یافته و نتایج تحقیق خود را به مصرفکنندگان واقعی در نهادهای اجتماعی ارائه خواهند کرد و این همه میسر نیست جز آنکه نهضت فراگیر «غرب شناسی» در کشور ایجاد شده تا از این طریق بتوان مرزهای استقلال انقلاب اسلامی را در برابر تمدن غرب شناسایی کرد و در شفاف شدن فضا از نیازهای اصیل انقلاب اسلامی آگاه شد و بر مبنای آن، نهادسازی کرد.
باید بدانیم تا روزی که «دانشگاه اسلامی» در خاک ایران اسلامی ریشه ندوانده است و دانشگاهها همچنان بر مدار نیازهای تمدن غربی حرکت مینمایند، بر مبنای اصل «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش- باز جوید روزگار وصل خویش» دانش آموختگان و متخصصان علم جدید، به منظور حفظ هویت خویش به مبدأ علوم جدید رجوع خواهند کرد و حکایت انتقال وارونه فناوری همچنان باقی خواهد ماند.