
راهبرد نظامی امریکا در افغانستان دجار مشکل شده و سردرگمی نظامیان به کاخ سفید هم سرایت کرده است. درباره اوضاع امریکا در افغانستان و مسائل پیرامون آن با دکتر نوذر شفیعی، کارشناس مسائل افپاک گفتوگو کردهایم.
در چند روز اخیر اتفاقات زیادی در افغانستان برای امریکا افتاده است که همگی نشان از سردرگمی دارد، دلیل این وضعیت چیست؟
امریکا در افغانستان دچار بنبست شده است. بن بستی که نمیتواند به جلو حرکت کند و خارج شدن از افغانستان نیز، نوعی آبروریزی برای آنهاست. در واقع استراتژی عبور از بحران افغانستان که توسط استراتژیستهای امریکایی و از سوی اوباما طراحی شده، با شکست مواجه شده است.
نشانههای این شکست را در چه مواردی میتوان یافت؟
امریکاییها دچار سردرگمی شدهاند. اخراج مککریستال سردرگمی در اجرای استراتژی جدید امریکا در افغانستان را نشان داد. از طرفی مقاومت طالبان و افزایش تلفات، امریکاییها را در مخمصه قرار داده است. اگر در افغانستان بمانند هر روز آمار تلفاتشان بالاتر میرود و اگر خارج شوند شکست دیگری مثل ویتنام نصیبشان میشود.
آیا مشکل از راهبرد اوباماست یا نظامیان نمیتوانند را اجرا کنند؟
واقعیت صحنه افغانستان، سیاستمداران و نظامیان امریکا را گرفتار کرده و به تضاد میان آنها دامن زده است. نظامیان بر عملیات تهاجمی اصرار دارند اما سیاستمداران مشی اعتدالی را پیشنهاد میکنند. سیاستمداران اعتقاد دارند عملیات تهاجمی، میزان تلفات را افزایش میدهد و واکنش افکار عمومی را برخواهد انگیخت اما نظامیان فعالیتهای طالبان را ناشی از بخورد مصالحهجویانه امریکا میدانند.
یعنی شما معتقدید نظامیان، عامل شکست استراتژی اوباما هستند. فکر نمیکنید راهبرد اصولاًَ دچار مشکل بوده است؟
راهبردی که در حال اجراست به کمک فرماندهان نظامی، ISI پاکستان و محافل استراتژیک امریکا تهیه شده است. بنابراین طراحی استراتژی توسط نیروهایی شکل گرفته که با صحنه افغانستان آشنایی داشتهاند.
البته این احتمال وجود دارد که راهبرد اوباما دچار اشکال باشد اما به هر حال این استراتژی در اجرا دچار مشکل شده است. طبق راهبرد اوباما قرار بود ارتش و دولت پاکستان، طالبان را متوقف کنند و قرار بود ارتش افغانستان توسط ناتو آموزش داده شود تا جنگ به عهده آنان قرار گیرد اما همه این مسائل در حد برنامه باقی ماندند و هنگامی که به عمل گذاشته شد فقط بر تلفات امریکاییها افزود.
با این حساب مککریستال قربانی تضاد نظامیان و سیاستمداران و همچنین شکست استراتژی اوباما شد؟
مککریستال در طراحی بخشی از استراتژی امریکا برای افغانستان، نقش داشته است به همین دلیل مأمور شد تا این طرح را اجرا کند. دلیل مأموریت دادن به او این بود که چون در طراحی راهبرد دست داشته، احتمال موفقیت بالاتر برود. اشکال کار از آنجایی به وجود آمد که سیاستمداران با رویکرد تهاجمی مککریستال که مبتنی بر عملیات پرشدت و قهرآمیز بود، مخالفت کردند. سیاستمداران با اعتراض دولت افغانستان روبهرو بودند. چرا که دولت کابل قتل غیرنظامیان را موب تحریک مردم افغانستان و شکست استراتژی امریکا میدانست. از طرفی مککریستال با طرح مذاکره با طالبان مخالف بود و آن را زمان دادن به شبهنظامیان تلقی میکرد حال آنکه سیاستمداران معتقد بودند که مذاکره در صفوف طالبان شکاف ایجاد میکند.
پس اینکه میگویند مککریستال قربانی توطئه سفیر امریکا و نماینده ویژه این کشور در افغانستان شد، صحت دارد؟
بله، اصولاً بین وزارت خارجه و وزارت دفاع امریکا رقابت وجود دارد و مککریستال هم قربانی تلاشهای ایکنبری و هالبروک شد.
آیا پترائوس میتواند جایگزین مناسبی برای مککریستال باشد؟
پترائوس در طراحی راهبرد اوباما نقش داشته است اما همانطور که گفتم راهبرد اوباما در عمل با مشکلاتی مواجه شده که از دست امثال پترائوس کاری برنمیآید.
آیا طالبان واقعاً مذاکره را میپذیرد؟ گفته میشود که مذاکراتی با ملا عمر و حکمتیار انجام شده است؟
طالبان از دسته و گروههای مختلفی تشکیل شده است. امریکا به این میاندیشد که با برخی اعضای طالبان که دارای تمایلات ایدئولوژیک کمتری هستند و در پی قدرت و ثروت دست به اسلحه بردهاند، مصالحه کند. افرادی مثل حکمتیار از دید امریکا آماده مصالحه کردن برای کسب قدرت هستند. ضمن اینکه حکمتیار بیشترین نفرات طالبان را در اختیار دارد، البته امریکاییها شاید بتوانند افراد رده پایین طالبان را با پول و کار به مصالحه وا دارند اما فعلاً نتوانستهاند کسی از فرماندهان و شورای رهبری طالبان را پای میز مذاکره بکشانند، چراکه آنها خواستار خروج خارجیها از افغانستان هستند و این شرط را برای مذاکره گذاشتهاند. اصولاً برخی افراد طالبان علایق ایدئولوژیک دارند و تن به مذاکره نمیدهند.
امریکاییها در جدا کردن ردههای پایین طالبان موفق خواهند شد؟
طالبان رده پایین اگر از گروه جدا شوند، دچار خشم فرماندهانشان قرار میگیرند، اگر جدا نشوند هم باید با امریکا بجنگند. بنابراین جدا شدن از طالبان به این آسانیها نیست. ضمن اینکه طالبان عقبه ایدئولوژیک قوی دارد و آنهایی که دلخوشی هم از این گروه ندارند برای رهایی از دست اشغالگران با امریکا مبارزه خواهند کرد.
مشکل دیگر امریکا، متحدان غربی این کشور هستند. گویا اختلافات شدیدی بین آنها بروز کرده است؟
امریکا انتظار دارد تمام نیروهای ناتو درگیر جنگ شوند اما آلمان و ایتالیا با این مسأله مخالفند. آنها طبق مصوبات پارلمانی کشورهایشان اجازه ندارند در جنگهای خارج از شهرهای افغانستان شرکت کنند و فقط در محدوده شهرها اجازه فعالیت دارند. اگر قرار باشد آنها در جنگهایی چون حمله به قندهار شرکت کنند، پارلمانهایشان باید تصویب کنند.
کاناداییها و انگلیسیها هم اخیراً مشکلاتی برای امریکا ایجاد کردهاند؟
مشکل آنها هم همین است. امریکا انتظار دارد آنها بیشتر در درگیریها شرکت کنند. البته امریکاییها در موقعیتی نیستند که برای کسی تعیین تکلیف کنند و انگلوساکسونها را هم از دست بدهند. انگلیس، استرالیا و کانادا همپیمانان انگلوساکسون امریکا هستند و اگر این جبهه هم ضعیف شود، کسی برای امریکا نمیماند.
اخیراً روسیه هم برای امریکا در افغانستان به رقیب تبدیل شده است؟
روسیه فهمیده که امریکا در افغانستان دچار مشکل است بنابراین به دنبال منافع خود میگردد. امریکا هم بیمیل نیست از تجربیات روسها در افغانستان استفاده کند. در حال حاضر آموزش نظامی بخشی از نیروهای افغانی و تأمین پوشاک و تجهیزات نظامی این نیروها به روسیه محول شده است.