کد خبر: 400136
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۲
گزارش «جوان» از رونمایی یادمان بزرگداشت شهدای بمباران شیمیایی در سردشت


علیرضا محمدی
* اسناد زخمی
مقصد سردشت بود، ‌‌به واسطه ارومیه که دسترسی به خود شهر تنها از طریق جاده‌های پر پیچ و خم کوهستانی حاصل می‌شود. ‌‌باید از فرودگاه ارومیه پنج ساعت توی یک اتوبوس بالا و پایین می‌شدیم تا بعد از پیچ یک جاده، ‌‌شهر بالانشین نمایان شود. ‌‌شهری که بر سر دشت‌های اطرافش نشسته و سردشت نامیده می‌شود. ‌‌با طبیعتی دست و دلباز که زیبایی تنها هنرش نیست، ‌‌مردمی مقاوم دارد که 23 سال پیش اولین بمباران شیمیایی شهری تاریخ بشریت را تجربه کرده‌اند و اینک آرامشی خاص، ‌‌زینت بخش چهر‌های‌شان است. ‌
سفر ما به جمع این مردم خونگرم برای شرکت در مراسم بیست و سومین سالگرد بمباران شیمیایی سردشت و همچنین رونمایی از یادمان شهدای سردشت صورت می‌گرفت که توسط بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس ساخته و به بهره‌برداری رسیده است. ‌‌یادمان 116 شهید بمباران شیمیایی هفتم تیرماه سال 1366، ‌‌همان روزی که عقربه‌های ساعت چهار و ده دقیقه بعد از ظهر را نشان می‌دادند و مردم طبق عادات روزانه در شهر تردد می‌کردند. ‌‌مردمی که به واسطه چندین سال زندگی در منطقه جنگی، ‌‌عادت به بمباران هوایی داشتند و سعی می‌کردند خود را با ساعات معمول بمبارانها تطبیق دهند!
اما شرایط آن روز با همیشه فرق داشت. ‌‌با شنیدن اولین غرش هواپیماها گرد و خاکی مرموز از پشت کوه گرده سور دیده شد. ‌‌هنوز کسی از ماهیت بمب‌های جدید چیزی نمی‌دانست که صدای غرش هواپیماها دوباره به گوش رسید و این بار نقطه‌هایی نورانی رویت شدند که از آسمان به زمین سقوط می‌کردند. ‌‌از اینجا به بعد ابتدا چشمها شروع به سوزش شدید می‌کنند، ‌‌خیابانها از کثرت دود و گرد و غبار تاریک می‌شوند و با استشمام بویی غریب، ‌‌کسی فریاد می‌زند: شیمیایی، ‌‌این بمب‌ها شیمیایی‌اند ... ‌ ‌فرار کنید ... ‌. ‌
سردشت که بمباران شد، ‌‌تاریخ دفتر خود را باز کرد تا صفحه‌ای دیگر از مظلومیت یک ملت نوشته شود. ‌‌116 شهید و هزاران مصدوم، ‌‌همگی اسناد این ظلم آشکار بودند، ‌‌اما تا مدت‌ها مجامع بین‌المللی چشم بر این همه سند زخمی بستند. ‌
آن روز سردشت در عرض چند ساعت شهر مردمی شد با صورت‌های سوخته و تاول زده و نوزادانی ناقص الخلقه که می‌بایست بر اثر عواقب این بمب‌های مخوف با معلولیتی مادرزاد، ‌‌چشم بر جهان بگشایند؛ آخر آن جاده پر پیچ و خم، ‌‌سردشت منتظرمان بود. ‌
* جاده‌ای سرخ در دل طبیعتی سبز
مسیر سفر طوری تنظیم شده بود که از میان مناطق عملیاتی دفاع مقدس عبور کنیم. ‌‌محل شهادت سردار محمد بروجردی و شهدای دیگر، ‌‌روستای دولتو و زندان معروف آن که از سوی ضد انقلاب برای اسارت نیروهای انقلابی ساخته شده بود و ... ‌ ‌بالاخره روستای دارلک که ماجرایی بس شنیدنی داشت. ‌‌حکایتی از شهادت ده‌ها تن از رزمندگان در این دهکده کوچک و کم جمعیت که کهنه رزمندگان حاضر در کاروان را به تعریف ماجرای آن واداشت و ناخواسته گروه کوچک ما را به یکی از کاروان‌های راهیان نور تبدیل کرد. ‌
روستای دارلک که سمت چپ یک سه راهی به همین نام لحظات آرامی را سپری می‌کرد، ‌‌روزگاری نه چندان دور‌ شاهد شدید‌ترین درگیری‌ها بین نیروهای سپاه و ضد انقلاب بود که طی آن حدود 65 نفر از رزمندگان، ‌‌آن هم به فاصله سه ماه از هم، ‌‌در این روستا به شهادت رسیدند. ‌
عبور بی‌دردسر از کنار دارلک و مسیری که تا همین اواخر نا امن بود، ‌‌ارزش خون‌هایی ریخته شده شهدایی نظیر محمد بروجردی، ‌‌آبشناسان، ‌‌مصطفی ردانی پور، ‌‌کاوه و ... ‌ ‌را نمایان می‌ساخت. ‌‌جاده‌ای سرخ در دل طبیعتی سبز که می‌رفت ما را به سردشت برساند. ‌
حوالی ظهر جاده سرخ به انتهای خود رسید. ‌‌سردشت روی بلندی‌هایی ایستاده بود و به ما نگاه می‌کرد. ‌‌نه چندان آباد، ‌‌اما با تصور قبلی‌مان از شهری زخمی تفاوت‌ها داشت. ‌‌با مردمی زود جوش و خوش خلق که غریب و آشنا را به یک چشم می‌دیدند. ‌‌
قرار بود مراسم رونمایی حوالی ساعت سه بعد از ظهر و در کنار میدانی که یادمان در آن قرار گرفته بود، ‌‌برگزار شود. ‌‌دانشی راد، ‌‌معاونت مهندسی بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس، ‌‌می‌گفت طرح بنای یادمان یک طرح بین‌المللی است که با حضور 110 طراح از داخل و خارج از کشور، ‌‌به عنوان طرح نمونه، ‌‌جایزه 4 هزار یورویی را نصیب یک دانشجوی ممتاز شیرازی کرده است. ‌
توضیحات او در کنار بنای یادمان این معنی را مشخص کرد که اغتشاشات سیاه رنگ زیر یادمان به معنی جنگ و مشکلات پیش روی ملت ایران است. ‌‌دو دیوار روبه‌روی هم با خطوط سیاهی که سیمای سفیدشان را مکدر می‌کردند، ‌‌یعنی ملتی که از جنگ و سایر مشکلات فائق آمده و هنوز زخم این حوادث را بر تن دارد و در نهایت المان 20 متری وسط یادمان، ‌‌سفید و سرافراز، ‌‌بی‌هیچ زخم و سیاهی، ‌‌نشان دهنده روح استوار و شکست ناپذیر ملت ایران است که از پس تمامی مشکلات ایستاده و خواهد ایستاد. ‌
* پای صحبت برادر 6 شهید
تا آغاز مراسم رونمایی آن قدر فرصت باقی مانده بود تا با یک چهره آشنا همکلام شوم. ‌‌کاک دارا قادرزاده برادر شش شهید که همین چند ماه پیش او را در تالار وحدت تهران و مراسم ملی تجلیل از ایثارگران دیده بودم. ‌
دارا جانبازی 50 درصد از اهالی بانه است که به رسم همسایگی شهرش با سردشت برای شرکت در مراسم رونمایی و بزرگداشت شهدای همولایتی به جمع ما پیوسته بود. ‌‌گلویش درد می‌کرد و قصد نداشتم خیلی حرف از این جانباز پا به سن گذاشته بکشم، ‌‌اما توضیح ولو اندک از شش شهید چیزی نبود که در عرض چند دقیقه تمام کند و به ناچار ساعتی همکلام شدیم. ‌‌از بختیار و بهنام و کامیار و دلاور و اردشیر و کوروش گفت، ‌‌با پدرشان که وقتی در 15 خرداد سال 1363 خبرش دادند سه فرزندش یک جا و در یک زمان شهید شده‌اند، ‌‌تنها آیه شریفه «انا لله و انا الیه راجعون» را زمزمه کرد و گفت که فرزندانش مجاهد فی سبیل الله هستند و اکنون به دیدار معبودشان رفته‌اند. ‌
برادران دارا همگی از انقلابیون قبل از انقلاب بودند و از همان بدو آغاز درگیری‌های غرب کشور، ‌‌دوشادوش نیروهای ارتش و سپاه با ضد انقلاب جنگیده بودند. ‌‌چنانچه از سال 58 روند شهادت پسران خانوده قادرزاده با خبر شهادت بختیار آغاز می‌شود و تا سال 64 و شهید شدن دلاور در محور درباشیرخان بانه، ‌‌ادامه می‌یابد. ‌‌در تمامی این سال‌ها نیز مجید قادرزاده، ‌‌پدر خانوده با صبوری تمامی مصائب را تحمل می‌کند و هرگز فرزندانش را از ادامه مبارزه نهی نمی‌کند. ‌
آن طور که دارا می‌گفت یکی از افتخارات پدر مرحومش دیدار با مقام معظم رهبری در سال‌های آخر عمر بود. ‌‌دراین دیدار پیر مرد حرفی را از مقتدای خویش می‌شنود که بارها آن را بر زبان جاری ساخته و چون سند افتخاری برای همه تعریف می‌کند: شما در قلب من هستید آقا مجید امثال مرحوم مجید قادرزاده و پسران شهیدش در آن حوالی بسیار دیده می‌شوند. ‌‌سراغشان را بگیری پیدا کردن‌شان کار سختی نیست. ‌‌در این خطه با مردمان کرد و عموما اهل تسنن، ‌‌آن قدر شهید و رزمنده می‌یابی تا مهر تأییدی باشد برای وفاداری‌شان به کشور و نظام‌. ‌‌مجید قادر زاده در سال 1374 به فرزندان شهیدش پیوست. ‌
*مراسمی در نهایت سادگی ‌
نیم ساعت بعد بسیاری از اهالی سردشت روبه‌روی ساختمان توسعه فضای سبز شهرداری‌ شهرشان جمع شده بودند تا مراسم رونمایی از یادمان شهدای‌ سردشت، ‌‌صفای دلهای‌شان را به عاریه بگیرد. ‌‌همگی زیر سقفی با پوستی برزنتی قرار گرفتیم که روی استخوان‌هایی داربست نام کشیده شده بود و این بین صندلی‌های پلاستیکی شهرداری ( آن طور که روی‌شان با ماژیک نوشته شده بود ) مرکز رقابت بودند تا ایستاده‌ها حسرت خوشبختی نشسته‌ها را بخورند و نشسته‌ها مراقب باشند که اگر از جای‌شان تکان خوردند، ‌‌باید تا انتهای مراسم ایستاده کار را دنبال کنند. ‌
در چنین مراسم ساده و بی‌زرق و برقی، ‌‌ابتدا سردار قیاسی راد، ‌‌معاونت روابط عمومی و تبلیغات بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس به ایراد سخنرانی پرداخت. ‌
سردار قیاسی راد محور صحبت‌های خود را تقارن دو حادثه بمباران شیمیایی سردشت در هفتم تیرماه 1366 با انفجار مقر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیرماه 1360 و شهادت بهشتی و یارانش اختصاص داده بود، ‌‌در توضیح گفت: ‌‌
بمباران شیمیایی یک شهر در تاریخ جنگهای جهان امری بی‌سابقه است که رژیم صدام این جنایت فجیع را با حمایت سردمداران استکبار جهانی انجام داد. ‌‌تقارن این حادثه با شهادت دکتر بهشتی و یارانش نشان دهنده این حقیقت است که استکبار تا چه اندازه از مقاومت مردم ایران تنفر دارد و چه با ترور و چه با زیر پا گذاشتن تمامی معاهدات بین‌المللی سعی در ضربه زدن به انقلاب ما را داشته و دارد. ‌‌دست استکبار در این دو حادثه عظیم آنجا روشن تر می‌شود که این قدرتها حتی حق ملت ایران در تظلم خواهی خود را نیز نادیده گرفتند. ‌‌اگر در ترور مسئولان نظام همیشه از عاملان این ترورها یعنی منافقین حمایت کردند، ‌‌در ماجرای بمباران شیمیایی سردشت نیز در ابتدا جنایت رژیم بعث صدام را نادیده گرفتند و بعد از گذشت سال‌ها اخیرا به این عمل وحشیانه عامل سابق خود، ‌‌صدام، ‌‌اذعان می‌کنند. ‌
معاون تبلیغات و روابط عمومی بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس در ادامه به وجود اسنادی مبنی بر استفاده ارتش عراق از بمب‌های شیمیایی اشاره کرد و بیان داشت: ‌‌
به تازگی بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس به اسنادی دست یافته است که در آن صدام معدوم از مسئولان عراقی می‌خواهد اسناد استفاده از بمب‌های شیمیایی را به صورت دستنویس در دبیرخانه‌های محرمانه خود نگه دارند و هرگز مبادرت به تایپ آنها نکنند تا بعد‌ها به راحتی بتوانند مطالب‌شان را کتمان کنند. ‌‌وجود چنین اسنادی نشان می‌دهد که رژیم بعث عراق از چه طریقی این بمب‌ها را به دست آورده و با حمایت چه قدرتهای با وقاحت از آنها در مناطقی غیرنظامی همانند سردشت استفاده کرده است. ‌
سردار قیاسی راد در پایان با ادای احترام به شهدای فاجعه شیمیایی سردشت، ‌‌وجود این شهر و مردم مقاومش را سندی قاطع بر مظلومیت ملت ایران دانست و از حاضرین خواست فاتحه‌ای برای شادی روح شهدای سردشت قرائت کنند. ‌
سخنران بعدی مهندس دانشی راد معاونت مهندسی بنیاد بود که توضیحاتی از چگونگی ساخته شدن یادمان داد و سپس تمامی حضار به همراه مسئولان لشکری و کشوری استان و شهرستان سردشت نظیر سردار معین، ‌‌فرمانده سپاه شهدای آذربایجان غربی، ‌‌مهندس درویشی، ‌‌نماینده سردشت، ‌‌فرماندار، ‌‌شهردار، ‌‌امام جمعه شهر و ... ‌ ‌به رونمایی از یادمان پرداختند. ‌
* چرا سردشت؟
برنامه بعدی بیست و سومین سالگرد بزرگداشت شهدا و مصدومان بمباران شیمیایی سردشت، ‌‌شرکت در مراسمی با همین عنوان در مسجد جامع این شهر بود. ‌‌مسجدی که در یک بازسازی کلی، ‌‌زیر زمین خود را در اختیار شرکت کنندگان قرار داده بود. ‌‌ما هم به همراه گروه کوچک‌مان در این گردهمایی شرکت کردیم. ‌‌متولی اصلی بزرگداشت مردم خود شهر بودند. ‌‌مجری گاه به زبان کردی و گاه به فارسی اعلام برنامه می‌کرد و قبل از هر چیز، ‌‌طبق رسوم اهل سنت، ‌‌اذان عصر گفته شد و نماز عصر به جماعت برپا شد. ‌‌سپس آیاتی چند از کلام الله مجید توسط ما موستا شریعتی قرائت شد و با پخش سرود ملی، ‌‌جماعتی مرکب از شیعه و سنی، ‌‌به احترام سرود ملی میهن‌شان قامت راست کردند و مراسم آغاز شد. ‌
در ابتدا بیانیه‌ انجمن حمایت از مصدومین شیمیایی سردشت که ظاهرا یک NGO ‌با اهدافی بشر دوستانه است، ‌‌توسط مجری قرائت شد. ‌‌در بخشهایی از این بیانیه‌ آمده بود: ‌‌
در آستانه بیست و سومین سالگرد بمباران شیمیایی شهر سردشت و روستاهای اطراف آن، ‌‌ضمن محکوم کردن این اقدام وحشیانه و نیز ابراز همدردی با بازماندگان و آسیب دیدگان اعلام می‌داریم: ‌‌1- این بمباران نه تنها جنایتی علیه مردم سردشت بلکه علیه بشریت بود. ‌‌لذا برای هیچ کس، ‌‌دسته یا گروهی روا نیست از آن بهره برداری سیاسی، ‌‌اقتصادی و غیره به عمل آورد مگر در راستای منافع و مصالح جامعه بشری. ‌2- ما مردم سردشت و بازماندگان بمباران شیمیایی این شهر بر خود روا نمی‌داریم که مراسمی به نام ما و شهدای ما برگزار شود در حالی که در آن مراسم از مردم سردشت، ‌‌قربانیان و مسائل و مشکلات‌شان صحبت به میان نیاید و به دست فراموشی سپرده شود. ‌‌3- این انجمن به عنوان نماینده مصدومین شیمیای سردشت اعلام می‌دارد مردم سردشت در بیست و سومین سالگرد این فاجعه انتظار داشته و دارند نتایج آزمایشات پزشکی که طی سالیان گذشته و با همکاری مردم و قربانیان این شهر در راستای دستیابی به دارو و درمان موثرتر جهت مداوای مصدومین و همچنین یافتن راهی برای شناسایی مصدومین و تشخیص درصد صدمات وارده به آنان صورت گرفته در اختیار جامعه پزشکی و علی‌الخصوص مردم سردشت قرار گیرد ... ‌ ‌با تشکر از مصوبه مجلس شورای اسلامی مبنی بر تصویب قانون شناسایی مصدومین شیمیایی کشور و الزام وزارت امور خارجه به ملی و بین‌المللی نمودن فاجعه سردشت اعتقاد داریم بازباب گسترده این فاجعه ضمن اثبات فداکاری، ‌‌رشادت، ‌‌و مظلومیت مردم کشورمان در اذهان جهانیان و حتی نسل‌های آینده از تکرار دوباره این گونه فجایع ممانعت جدی و اساسی به عمل می‌آورد ... ‌ در خاتمه اعلام می‌کنیم بی‌شک وضعیت فعلی این شهر به هیچ وجه زیبنده مردمی نیست که طی هشت سال جنگ تحمیلی حاضر نشدند حتی یک روز هم خانه و کاشانه خود را رها کنند وبیش از دو دهه هر لحظه درد زخمهای شیمیایی را لمس می‌کنند و در سالی که به نام همت مضاعف، ‌‌تلاش مضاعف نامگذاری شده، ‌‌لازم است عقب ماندگی‌های فراوان این شهر محروم و مصیبت دیده جبران شود. ‌
بعد از قرائت بیانیه، ‌‌ابتدا مهندس درویشی نماینده سردشت به سخنرانی پرداخت و سپس سردار معین، ‌‌فرمانده سپاه شهدای استان آذربایجان غربی با این سوال اساسی که چرا رژیم صدام از میان مناطق مرزی و سایر شهرهای کشور، ‌‌سردشت را آماج بمباران شیمیایی خود قرار داد؟ پاسخ این سوال را در یک کلمه دانست مقاومت، ‌‌مقاومت و مقاومت ایستادگی و پایمردی مردمان که در طول هشت سال دفاع مقدس از فرط بمباران هوایی دشمن روزها را در کوه‌های اطراف شهر سپری می‌کردند و تنها شبها از زور سرمای محیط کوهستانی منطقه به خانه‌ها برمی‌گشتند اما هرگز شهر را ترک نکرده و همیشه در برابر دشمن ایستادگی کردند. ‌‌در واقع بمباران شیمیایی این شهر که تمامی عرفهای اخلاقی و انسانی را زیر پا گذاشت، ‌‌سندی بر مقاومت مردمی‌ است سربلند که هرگز به آرمانهای انقلاب، ‌‌کشور و هم میهنان‌شان پشت نکردند. ‌
نمای نزدیک
خواهر خوانده‌های مصیبت‌زده
دو شهر سردشت ایران و هیروشیمای ژاپن سرگذشتی مشابه به هم دارند. ‌‌اولی توسط رژیم بعث عراق که از سوی آمریکا ‌‌و سایر قدرتها حمایت می‌شد مورد بمباران شیمیایی قرار گرفت و دومی توسط خود آمریکا ‌‌و در طی جنگ جهانی دوم بمباران اتمی شد. ‌‌این دو شهر هم اکنون از سوی سازمان‌های بشر دوستانه خصوصی و دولتی در سراسر جهان به عنوان خواهر خوانده‌های هم شناخته می‌شوند. ‌‌در هیروشیمای ژاپن مکانی به نام سردشت نامگذاری شده و قرار است نظیر یادمان شهدای شهر در پارکی در هیروشیما ساخته شود. ‌‌طبق مثلی که در میان مردم کرد زبان سردشت وجود دارد، ‌‌صدام در زمانی که وزیر خارجه دولت عراق بود، ‌‌یکبار به شهرشان سفر کرده و مورد تحقیر آنها قرار گرفته است. ‌‌طبق نظر این مردم یکی از دلایل بمباران شیمیایی شهرشان کینه شخصی صدام از ایشان بوده است. ‌‌اما آیا نظیر چنین اتفاقی باعث بمباران اتمی هیروشیما شد و اصلا زورگویان و مستکبران احتیاجی به چنین بهانه‌هایی دارند؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار