مروری بر اندیشههای متفکران معاصر درباره فوتبالفیلسوفان به استادیوم میروند فوتبال از جمله موضوعاتی بوده است که همواره توجه فیلسوفان و اندیشمندان را به خود جلب کرده است. بسیاری از آنها بیرحمانه به فوتبال تاختهاند، عدهای آن را با شور و حرارت ستودهاند و برخی سکوت کردهاند. در میان این دسته اخیر کسانی به تازگی اعتراف کردهاند که در خلوت علاقهمند به فوتبال بودهاند اما جرأت ابراز آن را نداشتهاند. در این نوشته برخی آرای فیلسوفان معاصر فرانسوی را درباره فوتبال مرور میکنیم.سالها بود که فیلسوف فرانسوی شبها بازی فوتبال خیلی زود به بستر میرفت. دشمنی با طرفداران فوتبال در او موروثی بود و در این ورزش چیزی جز از خود بیگانگی تودهها و نفرتهای هویتی نمیدید. در دهه 80 میلادی رفتن به استادیوم کاری شرمآور بود. تا اینکه جامجهانی 1998 (در فرانسه) برگزار شد. فرانسه به ملتی فوتبالدوست تبدیل شد و نوشتن مطلبی درباره مستطیل سبز که تا دیروز نفرتانگیز بود ناگهان به مد روز تبدیل شد. حالا در آستانه جامجهانی 2010 به نظر نمیرسد این هیجان فوتبال رو نشسته باشد.تیم فرانسه که داغ صعود غصبی به جامجهانی (با خطای هند تیری آنری) و رسوایی جنسی (برخی بازیکنان) و یک مربی نامحبوب را در آفریقای جنوبی دارد، بخت اندکی برای موفقیت در این رقابتها دارد. در چنین وضعیتی خبر انتشار کتابهایی درباره فوتبال چه اهمیتی دارد؟ در این روزها هفت رساله جدید (با موضوع فوتبال) منتشر شده است و به این تعداد بازید بازنشر برخی کتابها نظیر «روشنفکران، مردم و توپ گرد» نوشته ژان کولد میشهآ را اضافه کنیم.آیا امروز رفتار روشنفکران تغییر کرده است؟ برخی از آنها به خود اجازه دادهاند بگویند که همیشه به فوتبال علاقه داشتهاند. ژان فرانسوآ پرادو 41 ساله استاد فلسفه باستان دانشگاه لیون که به تازگی کتابی در ستایش طرفداران فوتبال نوشته، احساس خود را چنین توضیح میدهد: از یک سال پیش بود که تصمیم گرفتم پرده پوشی را کنار بگذارم و به همه بگویم که فوتبال را دوست دارم.برخی دیدگاههایی فاشیستی درباره فوتبال ترویج میکنند از جمله ژان ماری بروم و مارک پرلمن که در سال 2006 کتابی نوشتند با عنوان «فوتبال، طاعون احساسی» و در آن اعلام کردند که فوتبال ابزاری است در دست فرودستان جامعه تا «ملال حاصل از وجود بیعار خویش» را فراموش کنند. اما از نگاه پرادو «ورزشگاه جای تجربه اخلاقی و احساسی است که در نوع خود یگانه است. نوعی «کیش رمز آلود» که خاص دوران ماست. این مترجم برجسته آثار افلاطون و هراکلیتوس در جای دیگر هم از «شفافیت تماشاگران در برخورد با داوران خطاکار» با لحنی آمیخته به شوخی ستایش کرده است.در عرصه فرهنگ از یک هوادار دو آتشه دیگر فوتبال هم باید یاد کرد که نامی آشنا دارد، آلن فینکیلکرات. (فیلسوف 60 ساله فرانسوی و دنباله رو هانا آرنت). نویسنده «شکست اندیشه» از کودکی دیوانه فوتبال بوده است، یعنی سالهایی که دست در دست پدرش به ورزشگاه میرفت تا بازیهای راسینگ کلاپ پاریس را تماشا کند. او به یاد دارد که اغلب شیر حمام را به دست میگرفت و ادای گزارشگران فوتبال را در میآورد. آلن شکوه کنان میگوید: «آن روزها در تصور کسی نمیگنجید که به هواداران تیم رقیب فحاشی کند. زمانی که نفرت میان طرفداران پاری سن ژرمن و المپیک مارسی به آنجا کشید که حرفهایی نابخردانه درباره هم میگفتند من هم دیگر به استادیوم پارک دپرنس نرفتم.» تیم ملی امروز فرانسه هم چندان علاقه او را برنمیانگیزاند. زندگی خصوصی بازیکنان امروز در رسانهها جای بیشتری اشغال کرده است تا نوع بازیشان. اغلب آنها ثروتمندانی متکبرند. به رفتار پرافاده فرانک ریبری(هافبک تیم ملی فرانسه) نگاه کنید که چگونه با هدفونی درگوشی وارد استادیوم میشود.بر عکس چنین نگاهی را کمتر میتوان نزد آنهایی یافت که دهه سوم زندگی خود را میگذرانند. از جمله ژیل و رویش فارغالتحصیل 36 ساله فلسفه، کتابی با موضوع فلسفه فوتبال منتشر کرده که « از سر تا پا» نام دارد. ماتیاس رو هم که فلسفه خوانده و نیز باشگاه فوتبال آماتوری راه انداخته در 35 سالگی کتابی نوشته با عنوان «سقراط با کفش ورزشی». ایده بسیار جذاب این کتاب بسیاری از دانشآموزان را با دکارت و سارتر آشتی داد. او همه مفاهیم مهم فلسفه نظیر کار، میل، اخلاق و امثال آن را با تحلیل لحظههای حساس بازی فینال در جامجهانی 2006 شرح داده است. این بازی که بین فرانسه و ایتالیا برگزار شد، «اوج نمایش فوتبال» بود که منجر به پیروزی لاجوردی پوشان شد و ضربه سر زیدان به سینه ماتراتزی که بازیکن فرانسوی را در دقیقه 107 به رختکن فرستاد، مدتها نقل محافل بود تا اینکه تیری آنری جنجال تازه آفرید.رسیدیم به دست تیری آنری! کمتر کشور دیگری را میتوان یافت که یک خطای داوری به نفعش شده باشد و این اندازه نفرت روشنفکران را برانگیخته باشد. یکی گفت: ما همه ایرلندی هستیم و دیگری نوشت: باید آنری متقلب و همه همدستانش تا پایان عمر از فوتبال محروم شوند.اما بعید است این ماجرای اخیر به این زودیها فراموش شود. امروز بحث دست آنری همچنان ادامه دارد و حتی به کتابفروشیها هم کشیده شده است. «پیرلویی بس نویسنده و روزنامهنگار قرار است کتابی با عنوان «دست در دست» منتشر کند و پل یونه جامعهشناس ضد کاپیتان تیم فرانسه اثری انتشار خواهد داد که «دستی زیادی» نام دارد.یونه در کتاب خود با لحنی خشمگینانه مینویسد: به عمر خود اتفاقی مشابه آنچه در 18 نوامبر 2009 پیش آمد ندیده بودیم.» او معتقد است که فرانسه حق ایرلند را خورده است بنا به گفته این نویسنده آنری نماینده یک جامعه است و در چنین جایگاهی او وظایفی بر عهده دارد که دامنه آن حتی تا زندگی خصوصی وی نیز ادامه مییابد.