
دعوت بروبچههای تیپ پیاده آلمحمد(ص) بهترین بهانه بود برای شرکت در مراسمی که در آن بسیجیان فعال در مبارزه با اغتشاشات 88 آمده بودند تا سردار عزیز جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به دیدارشان بیاید.
گروهی از آنها با لباس و تجهیزات کامل و تعدادی هم با لباسهای شخصی به همراه کاور پلنگی، اما همه پرانرژی و شاداب. شاید همین شادابی و سرزندگی بود که وقتی سردار جعفری در میدان صبحگاه به مقام شهدا ادای احترام کرد و از پرچم سان دید، در میانه راه، مسیر مستقیم خودش را به داخل صفوف بسیجیان کج کرد و رفت لابهلای آنها تا همكلام بشود با چند نفرشان.
عمدتاً نام و نامخانوادگی و شغلشان را میپرسید و بسیجیها هم با شعارهایی مثل «مالک اشترعلی، سردار عزیز جعفری» و «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند» به استقبالش میرفتند. فضای گرم و صمیمی بین یک فرمانده ارشد و بسیجیان جان بر کف که در جریان یک توطئه داخلی و خارجی، هشت ماه تمام، جانشان را کف دستشان گرفتند و مردانه در صحنه ماندند، آنقدر دیدنی بود که با هیچ جملهای نمیشود آن را توصیف کرد. بسیجیهای خندهرو، زیر آفتاب گرم خردادی با کلاههای فلزی که به سر داشتند و لباس و تجهیزاتی که پوشیده بودند، انگار جوش و خروششان چند برابر شده بود.
پیر و جوان در صفها و ستونهای مرتب آمده بودند تا در دیدار با سردار جعفری بار دیگر با مولایشان، حضرت امام خامنهای و راه رهبر کبیر انقلاب تجدید پیمان کنند و همین موضوع را سرهنگ حسنزاده، فرمانده تیپ به صراحت در سخنرانی ابتدایی و خیرمقدمش اعلام کرد.
قبل از شروع رسمی مراسم، فرصت مغتنمی بود برای همکلامی با چند جوان پرشور که چهرههای گل انداختهشان دل هر کسی را میبرد. وقتی با انرژی تمام میگفتند که اگرچه مادرانشان نگران بودند، ولی با اجازه پدرانشان، شب و روز را در پایگاه بسیج محله و آمادهباش بودند و همه اینها به عشق «آقا» بوده، حس غرور خاصی توی رگهایمان به جریان افتاد. بعد از آن هم خیلی شاد و سرزنده ایستادند کنار هم تا عکسی یادگاری بگیریم ازشان.
این فضای به یاد ماندنی در کنار بسیجیان جان بر کف تهران را بگذارید کنار صحبتهای سردار عزیز جعفری که یکی از نیروهای روابط عمومی سپاه با جسارت، ضبط صوت و دفترچه یاداشت ما را گرفت تا کمکاری خودشان نمود پیدا نکند و چیزی ننویسیم از آن صحبتها به بهانه رعایت مسائل امنیتی.
آنچه از صحبتهای سردار جعفری بدون دسترسی به فایل صوتی و دستنوشتههایمان در ذهن نقش بسته بود، تشکر و قدردانی از بصیرت بسیجیان بود که در راه و مسیر ولایت فقیه، ثابتقدم بودند و با ایستادگیشان در برابر توطئه دشمنان، یاد و خاطره روزهای جنگ و دفاع مقدس را زنده کردند.
فرمانده کل سپاه در بخش دیگری از صحبتهایش که به خاطر گرمای هوا و تابش آفتاب سوزان بیشتر از 30 دقیقه طول نکشید، فرا رسیدن ماه مبارک رجب را فرصت خوبی دانستند که بسیجیها، ارتباطشان را با خداوند متعال قویتر کنند و از او بخواهند که همچنان با بصیرت کامل در پاسداری از اهداف انقلاب و اسلام ثابت قدم بمانند.
شاید بهزعم برخی، طبقهبندیشدهترین بخش صحبتهای سردار آنجا بود که خطاب به بسیجیان گفتند: قدر خودتان را بدانید. آگاهی و بصیرتی که شما از آن برخوردارید، چیزی نیست که به سادگی در اختیار هر کسی باشد. حوادث سال 88 نشان داد که حتی برخی از خواص هم از بصیرت کافی برخوردار نبودند و به همین خاطر باید تمام تلاشتان را به کار ببندید تا شناختتان از دشمنان اسلام و انقلاب کامل شود و در صحنههای مختلف نبرد نرم و سخت و نیمهسخت در مقابل آنها ایستادگی کنید.
پایان این دیدار به یادماندنی هم، زیارت از مزار شهدای گمنامی بود که برفراز تپهای در بالاترین نقطه مقر تیپ، همین چند هفته پیش به خاک سپرده شدند و حالا پرچمهای سرخ و سبز در فراز آن ارتفاع، حال عجیبی داده است به تیپ پیاده آلمحمد(ص).