دهه پاياني قرن 20 مصادف با پايان بلوكبندي شرق و غرب به سردمداري شوروي و آمريكا بود. فروپاشي كمونيسم شوروي در حالي آغاز شد كه حوزه نفوذ ليبراليسم از غرب به شرق رسيده بود، به طوري كه گورباچف به عنوان رئيسجمهور يك كشور كمونيستي با شعار گلاسنوست (فضاي باز)، تلاش ميكرد تا شيوه اسلاف گذشته خود را تغيير داده و عملاً شعارهاي ليبراليستي سر دهد.سالهاي اوليه قرن 21، آمريكا با گفتمان ليبرال دموكراسي و در حالي كه رقيب ديرينهاش از صحنه خارج شده بود تلاش كرد تا هژموني خود را از غرب تا شرق عالم گسترش داده و در اين راستا رقباي ديگر را نيز در جنگهاي مختلف شكست دهد. يكي از رقباي جديد آمريكا در حوزه فرهنگي، ايران اسلامي بود كه با گفتمان انقلاب اسلامي سد بزرگي در برابر گفتمان ليبرال دموكراسي ميتوانست باشد، لذا آمريكا تلاش كرد از طرق مختلف از جمله شبيخون فرهنگي، تحريم اقتصادي، تهديد به جنگ و اخيراً تهديد بمب هستهاي رقيب جديد خود را از صحنه بيرون كند.انقلاب اسلامي كه با شعار نه شرقي و نه غربي به رهبري حضرت امام(ره) وارد مبارزه ايدئولوژيك با امپراطوريهاي جهان شده بود، بحمدالله تاكنون توانسته است شدائد مختلف را پشت سر گذاشته و با اقتدار راه امام(ره) را ادامه دهد.از ابتداي تأسيس انقلاب اسلامي دشمنان اين نظام با توجه به حوزه نفوذ گفتمان خود تلاش كردهاند در اين جنگ فرهنگي و اعتقادي معابر و مراكز معتبري را براي نفوذ هر چه بهتر خود ايجاد كنند، به طوري كه از ليبراليسم غربي به تصور آمادگي دانشگاه براي قبول اين تفكر سعي در سنگرسازي در حريم دانشگاه كردهاند، ترويج اباحيگري، تشكيل گروههاي اپوزيسيون، ميتينگهاي به ظاهر روشنفكرانه و... اقدامات دشمنان غربنشين كشورمان در جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي بوده است. به طوري كه از خرداد 76 تاكنون شاهد تشنجآفرينيهاي زيادي در حوزه دانشگاه بودهايم. اما به نظر نميرسد روسيه به عنوان وارث شوروي آرزويي براي بازسازي قدرت از دست رفته اين كشور و زنده كردن گفتمان كمونيسم نداشته باشد.هرچند با وجود ايدئولوژي اسلامي جايي براي عرض اندام مجدد كمونيسم پوشيده و مضمحل در شرق عالم وجود ندارد. چرا كه به فرمايش بنيانگذار جمهوري اسلامي مشكل اصلي و علت اصلي فروپاشي بنيانهاي اين ايدئولوژي «مبارزه طولاني و بيهوده با خدا و مبدأ هستي و آفرينش» بوده و هست. اما بايد اذعان كرد كه توجه صرف به يك جبهه و يك دشمن و غفلت از سايرين اشتباه مهلكي است كه نبايد مرتكب آن شويم.همانطور كه دانشگاه سنگر مناسبي براي ليبرالهاست حوزههاي كارگري و كارخانجات نيز ميتواند پناهگاه امني براي پسماندههاي تفكر كمونيستي باشد. راهاندازي سايتها، وبلاگها و ارسال ايميلهاي فراوان توسط طرفداران اين مكتب در سالهاي اخير به منظور عضوگيري در حوزههاي كارگري شاهد مهمي بر اين مدعاست.لذا ملت و دولتمردان ايران بايد همچون سالهاي اول انقلاب كه با شعار نه شرقي و نه غربي در برابر هر هجمهاي ايستادگي كردند، ضمن مبارزه جدي با دشمن غربي خود، در جنگ نرم مراقب دشمن شرقي و دسيسههاي آن - به خصوص در حوزههاي كارگري - باشند.