به گزارش خبرنگار «جوان»، نخستین روزهای فروردین امسال مردی با مراجعه به دادسرای امور جنایی تهران، بازپرس را از جریان یک جنایت مخوف با خبر کرد. این مرد گفت که دو مرد جوان که کودکش را در حالی که در کوچه مشغول بازی بوده با تهدید چاقو ربوده و او را مورد آزار قرار دادهاند.
با اعلام این شکایت تلاشهای بیوقفه برای شناسایی و دستگیری متهمان آغاز شد. تحقیقات نامحسوس بر روی این پرونده با توجه به حساسیت موضوع دنبال شد و کارآگاهان پلیس تمامی نشانههایی که بتوان به مخفیگاه تبهکاران دست یافت را بررسی کردند.
آنان دریافتند که تبهکاران بر روی بدن خود نقش عقاب را خالکوبی کردهاند. براساس این گزارش، زیرکی یکی از کودکان از نشانیهایی که اعلام کرده بود سبب شد مخفیگاه عقابان شناسایی و با برنامه ویژه پلیسی متهمان گرفتار شوند.
«مهدی» و «امیر» متهمان پرونده پس از دستگیری پرده از جنایتهای مخوفی برداشتند. آنان به ربودن و آزار 13 کودک بیگناه اعتراف کردند.
با انجام تحقیقات بر روی پرونده، سه کودک به همراه والدین خود به دادسرا آمدند و هویت تبهکاران را شناسایی کردند.
تحقیقات نامحسوس برای شناسایی سایر قربانیان دنبال شد، اما گفته میشود به دلیل خدشه حیثیت خانوادگی بسیاری حاضر به شکایت نشدهاند و هویت برخی به دلیل اینکه کودک کار بودهاند شناسایی نشده است.
روز گذشته جلسه محاکمه متهمان در شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی اکبر ساعی و چهار مستشار دادگاه برگزار شد.
در این جلسه تنها یکی از شاکیان در جلسه حاضر شده بود. ابتدا نماینده دادستان متن کیفرخواست را قرائت کرد. عصار گفت: با توجه به گزارش مرجع انتظامی و شکایت شکات، اقرار به ربایش و تهدید، برای متهمان تقاضای حداکثر مجازات را دارم.
محاکمه
قاضی ساعی، مهدی را به جایگاه ویژه فراخواند و اتهام ربودن 13 کودک، شرب خمر و تهدید را برایش قرائت کرد. او اتهام خود را منکر شد. قاضی بخشی از اعترافات متهم را برایش قرائت کرد و گفت اقرار کردهای که من با دوستم امیر به میدان راهآهن رفتیم. من پراید داشتم و مهدی با چاقو به سراغ بچهای در پیادهرو رفت. او دهانش را گرفت و او را به داخل خودرو کشاند و او را به خانه بردیم. مهدی اعترافات خود را منکر شد و گفت که برای صرف مشروب به آن محل رفته بودند.
براساس این گزارش، یکی از قربانیان این جنایت وارد دادگاه شد. کودک 12 ساله به جایگاه آمد و هویت عقابان را تأیید کرد. قاضی از متهم خواست لباس خود را در آورد و کودک نشان عقاب را بر روی بدن متهم به دادگاه نشان داد. او گفت: ساعت 9 شب برای خرید به مغازه نزدیک منزل رفته بودم. امیر راننده بود و مهدی مرا با تهدید چاقو سوار خودرو کرد و به خانهای در نزدیکی محل بردند و مرا مورد آزار قرار داده و ساعاتی پس از آن مرا در محل رها کردند.
پدر او به دادگاه گفت: زمانی که او دیر کرد با دلشوره به دنبالش رفتم. به خانه که بازگشتم دیدم لحظاتی بعد او نیز برگشت در حالی که به شدت ترسیده و جرأت حرف زدن نداشت. آنقدر لحظات بر من دشوار گذشت که تصورش امکانپذیر نیست، اما زمانی که او مرا از جریان خبردار کرد، ماجرا را دنبال کردم.
او در ادامه گفت: با ذکاوتی که او دارد تمام نشانیهای محل را به من داد و من با 30 نفر از دوستانم با موتور تمامی محلها را جستوجو کرده و مخفیگاهشان را شناسایی کردیم. قاضی دادگاه رو به متهم کرد، اما او گفت که حرفی برای گفتن ندارد.
رئیس دادگاه بار دیگر بخشی از اعترافات متهم را قرائت کرد و گفت: شما به خط خودت نوشتهای که یک روز کودک معصومی را در حوالی گمرک سوار بر خودرو کردیم و به مخفیگاه خودکشاندیم. آن قدر آن کودک به ما التماس کرد که دلمان به رحم آمد و او را آزار ندادیم.
رئیس دادگاه همچنین گفت: شما به کودکی که در حال فروختن مال بوده است هم رحم نکردهاید و بسیاری از کودکان دیگر. متهم در پاسخ سکوت کرد.
عقاب دیگر
در ادامه جلسه قاضی، امیر را به جایگاه فرا خواند و او را تفهیم اتهام کرد. او اتهام خود را منکر شد و گفت: من رابطه دوستی زیادی با مهدی دارم و معمولاً بسیاری از اوقات را با هم سپری میکنیم. من شیشه مصرف میکردم.
قاضی خطاب به متهم گفت که شما اقرار کردهاید که در جنتآباد کودکی را که مشغول بازی بوده است با تهدید مورد آزار قرار دادهاید. او گفت: من نمیدانستم چه بلایی قرار است سرم بیاید.
پشت درهای بسته
در ادامه، جلسه دادگاه براساس اتهام منافی عفت به صورت غیر علنی برگزار شد.
در پایان
دادگاه با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد تا به زودی حکم نهایی را درباره متهمان صادر کند.