
به هیچ توپی نه نمیگوید، آن وقت، ادعای پوشیدن پیراهن شماره یک تیم ملی را هم دارد. جالب اینکه زمین و زمان را مقصر میداند جز خودش! خوب که حداقل به دایی حق میدهد که از عملکرد او عصبی باشد و بگوید «من هم اگر درون دروازه میایستادم 4 گل میخوردم، پس فرق تو با منی که دروازهبانی بلد نیستم چیه؟» قبول دارد اعتبار دایی را به تاراج بردهاند اما همین که از چهار گلی که دریافت کرده میپرسی به جاده خاکی میزند: «پرسپولیس امسال کاملاً خوب نبود و هر زمان هم که نتیجه گرفتیم به خواست خدا بود!» کمکاری را هم که قبول ندارد. همان طور که به هیچ عنوان خودش را مقصر هیچ یک از گلهای دریافت کرده نمیداند: «روی گل اول که خط دفاعی خیلی قشنگ کار کرد. روی گل دوم هم وقتی بازیکن سی سانتی حریف از روی سه بازیکن 2 متری ما ضربه میزند، من چکار باید بکنم؟ برای گل سوم هم کلاً شیرازه تیم از هم پاشیده شده بود. روی گل چهارم هم...»
خلاصه به نظر میرسد همه در این باخت مفتضح مقصر بودند جز او. قبول دارد پرسپولیس برابر شاهین منطقی بازی نکرده و هیچ یک از خواستهها و تاکتیکهای دایی را در زمین بازی پیاده نکرده! اما نمیگوید این اعتراف تلخ و دیرهنگام چه دردی از پرسپولیس و دایی که به بدترین شکل در بوشهر تحقیر شدند، دوا میکند. اگر این باخت او را به خود میآورد تا حداقل این بار در پرشها و رفلکسهایش بهتر از قبل عمل کند و در جایگیری اشتباه نکند، دلمان نمیسوخت. اما این میثاق، همانی است که امسال هم مثل فصل گذشته به جای تمرکز روی تمریناتش، دنبال این بود که راهی پیدا کند برای درگیری و مثلاً از میدان به در کردن رقیبش. این میثاقی که امروز همه را در گلهای دریافتی مقصر میداند و کمترین تقصیر را متوجه خودش میداند، همانی است که بعد از باختها و تساویهای پرسپولیس، کسی اجازه ندارد به او بگوید آقا، چرا به هیچ توپی نه نمیگویی؟ چرا بعد از این همه سال دروازهبانی هنوز نمیدانی چه زمانی باید از دروازه بیرون بیایی یا دیوار دفاعیات را باید به چه شکل ببندی! شاید هم او پشتش به این گرم است که جناب انصاریفرد در قراردادش ذکر کرده باید دروازهبان اول باشد یا شاید هم تصور میکند هیچ کس بهتر از او نیست و ترس از این ندارد که جایگاهش را در تیم از دست بدهد که هر طور که میخواهد، تیم را میرقصاند! اما امان از روزی که گرفتار خشم شهریار و هوادار شود!