اواخر هفته پیش بود که نیکلا سارکوزی، رئیسجمهور فرانسه، گفت: «مسأله احتمال دور دوم ریاست جمهوری من درحالی که اکنون در نیمه راه هستم، موضوعی خندهدار است بهخصوص آنکه توجهی به علایق مردم فرانسه و من داشته باشید. من حتی حاضر نیستم که به این موضوع فکر کنم»، اما گویا او باید پس از اعلام نتایج دورنخست انتخابات استانی فرانسه به صورت جدی فکری برای دور دوم ریاست جمهوری خود بکند. اتحاد برای جنبش مردمی یا حزب حامی سارکوزی در این دور از انتخابات توانست فقط 27 درصد آرا را به دست آورد حال آنکه سوسیالیستها به عنوان رقیب اصلی این حزب توانستند با کسب حدود 30درصد آرا، پیروز اصلی این دور از انتخابات شده و ضربه محکمی به اتحاد برای جنبش مردمی وارد کنند. هر چند که نتیجه نهایی انتخابات یکشنبه آینده معلوم خواهد شد اما با توجه به قدرت سوسیالیستها در استانهای فرانسه انتظار میرود که آنان موفقیت قابل توجهی را به دست آورند و بنابر نظر برخی از تحلیلگران، تقریبا تمامی شوراهای استانی در دست جناح چپ و تنها یک استان در دست حزب حاکم فرانسه باقی خواهد ماند.
سارکوزی سعی کرده تا شکست حزب خود را در این انتخابات به نحوی کم رنگ جلوه دهد و آن را موضوعی محلی قلمداد کرده و نخستوزیر وی، فرانسوا فیون، نیز همانند وی گفت: «چون این انتخابات استانی است و فقط باید درس استانی از آن گرفت، نه ملی». بهرغم چنین واکنشی از سوی رئیسجمهور و نخستوزیر فرانسه، باید گفت که این انتخابات را نباید امری صرفاً محلی دانست، بلکه باید آن را به عنوان پیش درآمدی برای انتخابات ریاستجمهوری در دو سال و نیم آینده قلمداد کرد. قبل از هر چیز، لازم به ذکر است که تا انتخابات 2012 ریاست جمهوری فرانسه هیچ انتخابات دیگری برگزار نخواهد شد و به این دلیل، انتخابات اخیر آخرین فرصت است تا رأی مردم فرانسه به برنامههای وی معلوم شود. از این رو، انتخابات فعلی تا اندازه زیادی در حکم رأی اعتماد مردم فرانسه به برنامههای اصلاحی سارکوزی بوده و شکست چشمگیر حزب وی نشان میدهد که مردم فرانسه چندان اقبالی به برنامههای وی نشان ندادهاند.
سگولن روایال، رقیب اصلی سارکوزی در انتخابات ریاست جمهوری 2007، وعدههای او را عوامفریبانه و پوپولیستی میخواند و به مردم هشدار میداد تا به وعدههای او دل خوش نکنند و به نظر میرسد که مردم فرانسه در این انتخابات سخنان او را تایید کردند. برنامهها و سیاستهای اقتصادی، آموزشی و رفاهی سارکوزی نه تنها از مشکلات مردم نکاسته بلکه اعتراضات، اعتصابات و شورشهای خیابانی را بهدنبال داشته است. فرانسه اکنون به واسطه برنامههای سارکوزی نرخ بیکاری 10 درصدی و کاهش رشد اقتصادی را تجربه میکند و با مشکلاتی چون مهاجرت بی رویه، رشد جرم و جنایت و آلودگی محیط زیست درگیر است. این موارد پیشگویی روایال را تایید میکند و نتیجه انتخابات اخیر منعکس کننده اعتراض مردم به این مشکلات است.
از سوی دیگر، انتخابات اخیر میتواند آرایش تازه نیروهای سیاسی در فرانسه و آمادگی آنان برای انتخابات 2012 را در پی داشته باشد. سوسیالیستها در این انتخابات نه تنها پیروز میدان هستند بلکه خواهند توانست به واسطه ائتلاف با سبزها که توانستهاند حدود 13 درصد آرا را کسب کنند، جبههای قوی را تشکیل دهند. این جبهه برای سوسیالیستها به معنای ایجاد فضای سیاسی قابل اتکایی برای دو سال نیم آینده و آماده شدن برای انتخابات ریاست جمهوری 2012 است. جان وینوکور در مقاله 15 مارس روزنامه نیویورک تایمز تحت عنوان «شیفته خیالات خود»، به بررسی انتخابات اخیر فرانسه پرداخته و مینویسد: «شرایط جدید به رئیسجمهور اجازه میدهد تا 2012 بر مقام ریاست جمهوری خود تکیه کند، حال آنکه از زمان انتخاب وی در 2007، برای نخستین بار توجه عمومی به صورت جدی متوجه بررسی دقیقتری از قدرت و انسجام کسانی شده که معارض رهبری او هستند». از این رو، انتخابات اخیر روزهای ابری برای الیزه به بار آورده که سکونت دوباره سارکوزی را در آن به مخاطره انداخته است.