
عمر موسی یارادوا، رئیسجمهور نیجریه پس از سه ماه بستری شدن در یکی از بیمارستانهای عربستان سعودی به کشورش بازگشت. هنوز هیچ گزارشی از بهبودی کامل وی در دست نیست. رئیسجمهوری این غول آفریقا در دوران نقاهتش، اداره کشورش را به معاون مسیحی خود واگذار کرده چرا که براساس قوانین کشوری، رئیسجمهوری نیجریه این حق را داشته است. بسیاری از آگاهان مسائل آفریقا معتقدند که یارادوا حتی در صورت بهبودی کامل و بازگشت سریع به مدیریت کشور نیز قادر به حل مشکلات و معضلات سیاسی و امنیتی موجود کشورش نخواهد بود. کشور قدرتمند و ثروتمند نیجریه از دوران استقلالش از استعمار انگلیس در دهه 60 میلادی دچار انواع مشکلات و بحرانهای دامنهدار شده است. این معضلات سیاسی و امنیتی به جایگاه منطقهای و بینالمللی این کشور پرجمعیت (نیجریه با 170 میلیون جمعیت پرجمعیتترین کشور آفریقایی است) آسیب جدی زده است. کشور نیجریه به طور سنتی و به خاطر ملاحظات راهبردی جایگاه ممتازی در جامعه جهانی دارد.
نیجریه از معدود کشورهای آفریقایی عضو سازمان توسعه آفریقا(نیپاد) است. (مصر، الجزایر، سنگال، آفریقای جنوبی و نیجریه تنها اعضای این سازمان هستند). این کشور میزبان دبیرخانه مجموعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا(اکواس) است که 16 کشور در آن عضویت دارند. این کشور در دوران حکومت ژنرال ثانی آباچا( 1998-1993) در حل مشکلات لیبریا و سیرالئون (اعضای اکواس و در غرب آفریقا واقعند) نقشآفرین بوده است.
برخی از ایالتهای 36 گانه نیجریه کانونهای تنش و بحرانهای مسلحانه است. در مناطق نفتخیز «جبهه آزادیبخش» فعال است و اقدامات تروریستی و تخریبی علیه کارکنان و تأسیسات نفتی این کشور انجام میدهد. در مناطق «یورو بانشین» (یوروبا دومین قبیله بزرگ این کشور است)، اقدامات مسلحانه و تروریستی و خشونتآمیز سازمان کنگره خلق اودوا (سازمان افراطی یوروبایی که خواهان تأسیس دولت یوروباست) موجبات ناامنی و خشونت شده و منطقه را به سمت یک جنگ داخلی سوق میدهد.
نخبگان نیجریه از تکرار تجربه تجزیهطلبی قبیله ایبو( سومین قبیله بزرگ نیجریه) در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 که به جنگ «بیافرا» مشهور شد. بسیار بیمناک هستند. فعالیت و تحرکات گروهها و سازمانهای مذهبی مسیحی و مسلمان کانونهای تنش و ناآرامی را در این کشور تحریک میکنند. اقدامات افراطی این گروهها تاکنون موجبات کشتار انسانها و تخریب اماکن عمومی و ضربه زدن به اقتصاد نفتی این کشور شده است.
افزایش گستره فعالیت و تبلیغات گروههای سلفی و تکفیری در شمال نیجریه به ویژه در میان قبایل هوسا، فولانی و کانوری (قبایل مسلمان شمال نیجریه و ائتلاف سنتی و تاریخی هوسا- فولانی نقش مهمی در تحولات منطقه و قدرت در این کشور داشته است)، سازمانها و گروههای افراطی مسیحی همچون انجمن پادشاهی خداوند، جنبش برادران ستاره و صلیب، جنبش متولدین از نو و جنبش یکشنبه بهتر با تحرکات و تبلیغات خود شکاف میان مسلمانان و مسیحیان این کشور را وسعت بخشیدند و زمینهها را برای کشتارها و جنگهای مذهبی میان پیروان دو دین فراهم ساختند.
سیاسی شدن کلیساهای نیجریه تحت تأثیر عوامل خارجی مانند واتیکان و اتحادیه بینالمللی کلیساها و نیز تحت تأثیر فعالیتهای توسعهطلبانه انجمن مسیحیت نیجریه (CAN) هزینههای امنیتی این کشور را بالا برده و مشکلات جدیدی برای اقتصاد بحران زده ابوجا به وجود آورده است.
از جمله سناریوهای خطرناک پیش روی این کشور در آینده نه چندان دور تقسیم این کشور براساس قومی و قبیلهای است.
ایالتهای جنوب غربی نیجریه مانند لاگوس، اوگن، اویو، اوشون، اوندو، ایکیتی و ایالت کوارا در میانه کشور ممکن است به یک کشور یوربایی تبدیل شود و رهبران سنتی قبیله یوروبا دیگر بار به احیای سلطنت یوروبایی (اودودوا» روی بیاورند.
در ایالتهای هوسا- فولانینشین شمال نیجریه، احتمال تشکیل یک دولت به نام اریوا «دولت باستانی هوساها» وجود دارد و ممکن است ایبوها در جنوب جهموری بیافرا را احیا کنند.
از معضلات و مشکلات این کشور تقدم احساس پیوستگی به قبیله و قومیت و برتر آن بر حس مذهبی و میهنی است. گرچه در 19 ایالت از (36 ایالت کشور) مسلمانان اکثریت را تشکیل میدهند ولی به خاطر اختلافات قبیلهای هیچگاه اتحاد و انسجام میان مسلمانان کامل نشده است. مسلمانان هوسا و فولانی به طور سنتی مسلمانان دیگر قبایل به ویژه قبیله یوروبا را قبول ندارند. به طور کلی تشدید تعصب قبیلهای یکی از عوامل بیثباتی و عدم توسعهیافتگی این کشور است. بحران نیجریه در سایه رژیمهای فاسد حل شدنی نیست چرا که خود آنها بخشی از بحران هستند.