بررسي تحولات عراق زمان حاكميت ديكتاتوري صدام و همچنين پس از سقوط ديكتاتوري و در دوران اشغال نيروهاي خارجي به بررسي نقش گروههاي كرد و شيعه در مبارزات نياز دارد. گروههاي كرد و شيعه در عراق در مبارزه با ديكتاتوري صدام و پس از آن در پروسه ايجاد دموكراسي با محوريت خروج اشغالگران نقش اصلي را داشته و دارند. به همين منظور با ماموستا ناظم عمردباغ، نماينده حكومت اقليم كردستان عراق در ايران به گفتوگو نشستيم تا از زبان وي با تحولات عراق در آستانه يك انتخاب سرنوشتساز بيشتر آشنا شويم.نظر شما درباره کردستان جديد، کردستاني که بعد از سقوط صدام به وجود آمده، چيست؟ بين اين کردستان و کردستان سابق چه تفاوتهايي ميبينيد؟کردستان جديد و قديم وجود ندارد، کردستان قديم کردستان عراق بوده و کردستان امروز هم بخشي از خاک اين کشور است البته سقوط صدام فاشيست باعث تحکيم دستاوردهاي مبارزات مردم کردستان عليه ديکتاتوري شد و کردها فرصتي براي ارائه تواناييهاي خود در کمک به ايجاد عراق يکپارچه و مستقل پيدا کردند. مردم کردستان عراق، رنجهاي زيادي در مبارزه با ديکتاتوري صدام تحمل کردند و قيام مردمي سبب شد اقليم کردستان عراق بعد از حمله عراق به کويت و دخالت آمريکا و عقبنشيني صدام به قسمتي از آزاديهاي مورد نظر خود دست يابد. اقليم کردستان عراق از اين زمان منطقه ممنوع الپرواز شد و توانست انتخابات محلي برگزار کند و مردم با شرکت در انتخابات، حکومت محلي کردستان را تشکيل دادند.از گذشتههاي دور، همواره کردهاي عراق متهم به تلاش براي تجزيه اين کشور بودهاند. آيا کردها خواستار تشکيل يک حکومت مستقل هستند؟اين اتهامات از گذشته بوده است و کردها براي اثبات درست نبودن آن هزينه زيادي دادهاند و حتي اکنون نيز براي اثبات جداييطلب نبودن خود هزينههاي زيادي ميپردازند و در بدهبستانهاي سياسي براي متهم نشدن به جداييطلبي در مواردي مجبور به کوتاه آمدن ميشوند. در دوران صدام، کردها مثل شيعيان و حتي بسياري از اهل تسنن عليه ديکتاتوري وي ميجنگيدند و صدام براي سرکوب قيامهاي مردمي به هرکدام از آنها تهمتي ميزد تا بتواند اقدامات جنايتکارانه خود را توجيه کند اما سقوط صدام ثابت کرد که کردها نه تنها عامل تفرقه و تجزيه نيستند بلکه عامل وحدت و يکپارچگي مردم عراق هستند. اکنون طالباني به عنوان رئيس جمهور عراق و مسعود بارزاني به عنوان رئيس حکومت محلي کردستان عراق، عامل وحدت بين گروهها و جريانهاي سياسي متنوع کرد و سني و شيعه در اين کشور هستند. اکنون اقليم کردستان به عنوان منطقه فدراليسم عراق دموکراتيک، هدف خود را تقويت عراق متحد و يکپارچه قرار داده است.نظر شما درباره انفجارهاي اخير عراق که به کشته و زخمي شدن هزاران عراقي از گروههاي متنوع قومي و مذهبي در اين کشور انجاميد، چيست؟ به نظر شما، چه کساني يا گروهها و کشورهايي پشت حوادث تروريستي اخير عراق هستند؟اقدامات تروريستي در عراق را ميتوان تلاش برخي قدرتهاي خارجي و همچنين بدخواهان داخلي براي شكست پروسه ايجاد عراق آزاد و مستقل دانست. اگرچه قسمتي از آن طبيعي است، چون بالاخره عراق کشوري جهانسومي است که تازه از زير يوغ يک ديکتاتور رها شده اما قسمت عمده اين اقدامات تروريستي هدفمند انجام ميشود. يکي از اهداف اصلي تروريستها که از هر فرصتي براي بمبگذاري و ايجاد ناامني استفاده ميکنند، برهم زدن وحدت بين شيعه و سني در عراق است. تروريستها با انفجار مساجد شيعه، آنها را عليه اهل تسنن و با انفجار مساجد اهل تسنن، آنها را عليه شيعيان تحريک ميکنند تا مقاصد خود را در اين فضاي غبارآلود دنبال کنند البته دولت مرکزي عراق بسيار مقتدر است و توانايي خود را براي کنترل درگيريها ثابت کرده است.آيا ممکن است، اکنون که ملت عراق در آستانه برگزاري انتخابات سراسري ديگري است و روزهاي سرنوشتسازي در پروسه دموکراتيزه شدن اين کشور در انتظار است، ناآراميها افزايش يابد؟اميدواريم که انتخابات عراق در امنيت و آرامش برگزار شود اما تجربه ثابت کرده است، هرجا عراقيها خواستهاند قدمي براي تثبيت امنيت و آرامش و پيشرفت کشورشان بردارند، بدخواهان اين حرکت را تحمل نکرده و درصدد انجام اقدامات تروريستي براي افزايش ناامني و پايين آوردن مشارکت مردمي در انتخابات برآمدهاند.پيشبيني شما از نتايج انتخابات پارلماني آتي در عراق چيست و شانس کدام يکي از گروههاي سياسي را بيشتر ميبينيد؟بايد منتظر برگزاري انتخابات و در نهايت نتايج بود و پيشبيني نتايج در شرايط کنوني مشکل است و جريانهاي سياسي کرد هم ليستهايي ارائه کردهاند که از جمله آنها ليست همپيماني کردستان به رهبري جلال طالباني رئيس جمهور است. اتحاديه ميهني کردستان عراق، حزب حرکت اسلامي کردستان عراق، حزب سوسياليست کردستان عراق، جماعت اسلامي کردستان عراق، اتحاد اسلامي کردستان عراق و حزب تغيير از جمله گروههاي سياسي کرد هستند كه در انتخابات به ارائه ليست پرداختهاند. در مجموع 11 گروه سياسي کرد براي شرکت در انتخابات پارلماني ليست نامزدهاي خود را ارائه کردند.به نظر شما، آيا آنچه درباره جنايات صدام گفته شد، همه چيز بود يا ابعاد پنهاني نيز در اقدامات صدام وجود دارد كه هنوز گفته نشده باشد؟جرايم صدام حسين در دوران حاکميت سياه خود بر عراق بسيار بيشتر از آن چيزي است که در رسانهها مطرح شده و هنوز بسياري از زواياي جنايات وي پنهان است. هنوز گورهاي دسته جمعي از شهداي کرد و شيعه پيدا ميشود که همگي به دستور صدام به بدترين شکل کشته شدهاند. جنگ تحميلي عليه ايران و همچنين جنگ تحميلي عليه کويت که به کشته و زخمي شدن ميليونها ايراني، عراقي و کويتي انجاميد همگي حاکي از وجود برنامههاي بلندمدت نظامي پليد در ذهن صدام است. تاريخ هرگز قتل عام مردم حلبچه و ديگر مناطق کردنشين توسط بمبهاي شيميايي صدام را فراموش نخواهد کرد.شما صحبت از جنايات صدام و حزب بعث در کشتار شيعيان و کردها کرديد و عمليات انفال را که در آن هزاران کرد عراقي بيگناه با بمب شيميايي شهيد شدند را يادآور شديد، آيا شما از روند محاکمه سران بعث راضي هستيد؟اعدام صدام و همچنين علي شيميايي که به خاطر جناياتش در بمباران شيميايي کردها به اين نام معروف شد، موجي از شادي را در مناطق کردنشين و شيعه نشين و کل عراق بهويژه در ميان قربانيان به راهانداخت که اين اعدامها ميتواند اين اميد را نويد دهد که دستهاي آلوده روزي به دام خواهند افتاد و جنايت، مکافات دارد اما در موضوع اعدام علي شيميايي، کردهاي عراق به عنوان قربانيان وي، خواهان اعلام بمباران حلبچه و مناطق کردنشين به عنوان نسلکشي بودند که اين موضوع متأسفانه تاکنون عملي نشده است و واقعاً اين نسلکشي بود چرا که با هدف از بين بردن مردم کرد انجام شد.يکي از مسائلي که اکنون و در آستانه برگزاري انتخابات عراق بيشتر از ديگر مسائل در رسانههاي ايران و جهان نمود دارد، بحث حضور دوباره بعثيها در قدرت است که شروع آن را بايد از حضور آنها در انتخابات پارلماني دانست، آيا قرار است بعثيها دوباره به حاکميت برگردند؟ما از ابتدا از طريق قانون اساسي دنبال انحلال حزب بعث بوديم و از اين طريق فعاليت سياسي بعثيون ممنوع شد و اين حزب از بين رفت و اکنون هم مردم عراق معتقد هستند بعثيهاي مجرم نبايد روي کار بيايند. گرچه از يك منظر، بعثيها دو دستهاند و بعضي از آنها مرتکب جنايت نشده و براي گذران زندگي مجبور به همکاري با حزب بعث صدام شدهاند که موضوع آنها با بعثيهايي که در جنايات صدام شريک هستند، تفاوت دارد. دادگاه تمييز، شانس افراد رد شده در انتخابات براي اثبات بعثي نبودن است. افرادي که صلاحيت آنها به خاطر بعثي بودن رد شده است، ميتوانند با ارائه مدارک به دادگاه، مجرم نبودن خود را ثابت کنند. در دوران صدام، يکچهارم مردم عراق به شکل اجباري عضو حزب بعث بودهاند و قطعاً همه اين افراد، مجرم نيستند.آيا بين القاعده و گروههاي تروريستي بعثي بازمانده از حاکميت صدام در عراق ارتباطي وجود دارد؟اقدامات تروريستي در عراق تحت تأثير کار تشکيلاتي و هماهنگ القاعده و بعثيهاست.به نظر شما در شرايطي که برخي قدرتهاي خارجي در تلاش براي برگرداندن بعثيها به قدرت هستند، کردها براي جلوگيري از بازگشت به گذشته چه اقداماتي انجام دادهاند يا انجام ميدهند؟کردهاي عراق در جستوجوي وحدت و استقلال عراق هستند و آنها خواهان ايجاد وحدت بين تمام گروهها و قوميتهاي عراقي هستند. کردها و شيعهها در گذشته تحت حاکميت اقليت سني حاکم بودهاند. امروز بعثيها، خواهان برگشت به عقب و حاکميت دوباره بر اکثريت شيعه و کرد عراق هستند. کردها و شيعيان و سنيهاي مخالف ديکتاتوري گذشته لازم است با هم همبستگي داشته باشند تا مانع برگشت بعثيها به حاکميت شوند.در عراق، گروههاي مختلف حاکم از جمله شيعيان بر خروج اشغالگران طبق توافقات به عمل آمده تأکيد دارند، نظر شما درباره خروج اشغالگران چيست؟ما کردهاي عراق، تمام برنامههاي خود را در چارچوب سياست عراق يکپارچه برنامهريزي ميکنيم و در اين چارچوب خواهان خروج اشغالگران از اين کشور هستيم. شرايط ما براي خروج نيروهاي خارجي همان شرايطي است که در توافقات بين دولت مرکزي عراق و نيروهاي خارجي امضا شده است.چنين به نظر ميرسد که اختلافاتي بين دولت مرکزي عراق و حکومت محلي کردستان اين کشور درباره کرکوک به عنوان يک شهر نفتي وجود دارد، نظر شما درباره اين اختلافات چيست؟مسأله ما درباره کرکوک، مسألهاي حقوقي است و عقل سليم ميگويد، مردمي که از هزاران سال قبل در سرزميني زندگي ميکردهاند، مالکان آن سرزمين هستند و حتي وقتي در سرزميني دو گروه زندگي ميکنند، مبناي حاکميت تعداد افرادي که از هر دو گروه در آن منطقه زندگي ميکنند و اکثريت بودن هرکدام مبنا قرار ميگيرد. ما از کساني که مدعي غيرکرد بودن منطقه کرکوک هستند ميخواهيم به مدارک تاريخي موجود رجوع کنند و آنچه تاريخ بگويد مورد قبول ماست. ما درباره مالکيت بر کرکوک و اربيل، ديگران را به بررسي مدارک تاريخي، جغرافيايي، فرهنگي و نژادي دعوت ميکنيم. ما درباره آنچه به طور بديهي حق ماست نبايد خواهان انجام رفراندوم باشيم اما حتي حاضر به انجام رفراندوم در اين منطقه براي تعيين مالکيت آن هستيم. در شرايطي که مدارک تاريخي نتوانسته است مشکل مالکيت کرکوک را حل کند، رفراندوم ميتواند راهحل نهايي براي پايان دادن به اين مبحث باشد. کردهاي عراق با اينکه اکنون عامل وحدت و يکپارچه عراق شدهاند در نتيجه تاثيرات تبليغات گذشته صدام همچنان متهم به تجزيه طلبي ميشوند و همين گرفته شدن حقوق بديهي کردها را براي سياستمداران کرد مشکل کرده است. بنا به ماده 140 قانون اساسي عراق و به تأييد پارلمان اين کشور، کرکوک قسمتي از اقليم کردستان محسوب ميشود و دولت مرکزي نيز وعده داده است بعد از استقلال کامل عراق، وظيفه خود را در قبال کرکوک انجام دهد.يکي از مسائلي که صدام از آن براي انجام جنگ تحميلي عليه ايران استفاده کرد، مسائل مرزي بين ايران و عراق بود، گاهي بعضي از سران مياني دولت وقت عراق نيز از بعضي مسائل اين چنيني سخن ميگويند و به ويژه درباره چاههاي نفتي مرزي ظاهراً اختلافاتي وجود دارد، نظر شما درباره اين مسائل و تاثيرات آنها بر روابط دوجانبه چيست؟از نظر من، مسائل مرزي بايد بر اساس مدارک تاريخي و مستندات سازمان ملل حل شود. قرارداد الجزاير يکي از قراردادها و مستندات درباره نقاط مرزي ايران و عراق است که بايد مورد توجه قرار گيرد و در آن مرزهاي دو کشور روشن شده است. اجراي توافقنامههاي گذشته بين دو دولت در بغداد و تهران ميتواند راه حل نهايي هر مشکل مرزي بين طرفين باشد. رايزنيهايي بين طرفين ايراني و عراقي براي گسترش ارتباطات جادهاي و ريلي در حال انجام است، نظر شما درباره تقويت راههاي مواصلاتي، به ويژه به خاطر اهميت مناطق زيارتي ايران براي عراقيها و بر عکس آن و سفر ميليونها ايراني به عتبات در عراق چيست؟به خاطر حجم بالاي تبادل زائر بين دو کشور عراق و ايران و همچنين حجم بالاي تجارت بين بغداد و تهران، بغداد خواهان گسترش راهها در جهت تقويت تجارت و روابط اقتصادي بين دو کشور است.نقش ايران در بازسازي عراق پس از سقوط صدام و همچنين بازسازي اقليم کردستان را چگونه ميبينيد؟نقش ايران در بازسازي و کمک به مناطق کردنشين و همچنين دولت مرکزي پس از جنگ برجسته است و ما خواهان افزايش حضور تهران در عمران مناطق کردنشين و کل عراق هستيم.موضوع دخالت ايران در امور عراق از اتهاماتي است که رسانهها و مقامات غربي از زمان سقوط صدام آن را مطرح ميکنند، نظر شما درباره اين ادعاي غربيها چيست؟ادعاي خارجيها درباره دخالت تهران در امور بغداد واقعيت ندارد و نتايج کارهاي انجام شده بين عراق و ايران به خوبي بيانگر سطح بالاي روابط دوستانه و همکاريهاي دوجانبه بين دو طرف است و اکنون حجم تجارت بين دو کشور به چندين ميليارد دلار ميرسد و مرزهاي دو منطقه فعال هستند. ما از حضور بيشتر و فعالتر ايران در عراق حمايت ميکنيم.غرب مدعي تلاش جمهوري اسلامي ايران براي دستيابي به سلاح اتمي است و از طريق رسانههاي خود چنين القا ميکند که تهران خطري هستهاي براي منطقه خاورميانه و جهان است، نظر بغداد درباره دستيابي تهران به انرژي صلحآميز هستهاي چيست؟ما از پيشرفت فناوري صلحآميز هستهاي دوستانمان از جمله ايران در جهت گسترش دانشهاي نوين و بهبود اقتصاد منطقه استقبال ميکنيم و تلاش براي کسب بمب هستهاي را با تلاش براي فناوري هستهاي يکي نميدانيم. گرچه از نظر ما، هرگونه فعاليت هستهاي نظامي از سوي هر کسي محکوم است.فعاليت گروهک تروريستي پ.ک.ک(حزب کارگران کردستان ترکيه) در مرزهاي عراق و ترکيه، در مواردي به تنش بين بغداد و آنکارا منجر شده و مناطق کوهستاني شمال عراق به عنوان پناهگاه اين گروهك اعلام شده است، نظر شما درباره حضور يا عدم حضور اين گروهک در خاک اقليم کردستان چيست؟اقليم کردستان و تمام عراق هرگز محلي براي تهديد کشورهاي همسايه از جمله ايران، ترکيه و سوريه نخواهد بود و هيچ گروهي اجازه نخواهد يافت از مرز مشترک عليه کشورهاي همسايه استفاده کند. پ.ک.ک حتي در زمان صدام نيز در کوههاي مرزي ترکيه و عراق پناه گرفته بودند و اين موضوع جديدي نيست و ما هرگز از حضور آنها استقبال نکرده و اقدامات آنها را تأييد نکردهايم.يکي از مواردي که مايه نگراني مردم منطقه شده است، اخباري مبني بر سرمايهگذاري صهيونيستها در مناطق کردنشين عراق و حتي طرحهايي براي يهوديسازي و مسيحيسازي اين منطقه و اعزام مبلغ به اين مناطق است، نظر شما در اين باره چيست؟ما نه از عربها عربتر هستيم و نه از فلسطينيها، فلسطينتر به اين معنا که بسياري از کشورهاي عربي با اسراييل روابط ديپلماتيک دارند در حالي که ما روابط ديپلماتيک نداريم و حتي گروهي از فلسطينيها با تلآويو سازش دارند که ما هيچ گونه روابط سياسي با تلآويو نداريم. آنچه حکومت محلي اقليم کردستان در ارتباط با دولتهاي خارجي يا رژيم صهيونيستي انجام مي دهد در چارچوب سياست خارجي دولت مرکزي عراق است و قدمي از آن جلوتر نرفته و نميرود.همچنان که به برگزاري انتخابات رياست جمهوري عراق نزديک ميشويم، رايزنيها بين احزاب عراقي و همچنين قدرتهاي خارجي براي تأثيرگذاري بر روند حرکت سياسي بغداد بيشتر ميشود، چنين به نظر ميرسد که برخي کشورهاي عربي با دولت کنوني اين کشور که دولتي با حاکميت اکثريت شيعه و کرد است، موافق نيستند و با آن روابط خوبي ندارند و علاقهمند به قدرت يافتن اقليت سني غيرکرد هستند، نظر شما در اين باره چيست؟نگاه اعراب به دولت عراق، نگاه به يک کشور عربي است و اين نگاه نسبت به ديگر کشورهاي عرب منطقه مثل سوريه و لبنان نيز در ميان ديگر کشورهاي عرب وجود دارد. دولت عراق از زمان روي کار آمدن تمام تلاش خود را براي گسترش روابط با کشورهاي عربي انجام داده است و اگر سطح روابط برخي کشورهاي عربي با بغداد پايين است، دليل اين موضوع را بايد از خود آنها سؤال کرد اما از اين نکته نميتوان گذشت که برخي کشورهاي عربي خواهان بازگشت حاکميت اقليت سني غيرکرد بر عراق هستند.