
تقریباً یک ماه از رسوایی استراتژیک اسراییل در ترور محمود المبحوح در دوبی میگذرد و در این مدت آنچنان آشفتگی برای رژیم صهیونیستی و حامیان اروپایی و آمریکایی آن به وجود آمده که شاید در تاریخ این رژیم بیسابقه باشد. اگر چه موساد بارها با ترورهای ناموفق و شکستخورده مشکلاتی را برای رژیم صهیونیستی به وجود آورده ولی این بار، به جهت تفاوت بسیار عمیق با نمونههای گذشته قابل تمایز است. اینکه موساد به هر نحوی توانست یکی از کادرهای حماس را ترور کند، به قول نویسندگان اسراییلی یک موفقیت تاکتیکی بود، ولی از این جهت که همه سرمایه خود در غرب و حیثیت موهوم آنان را در آزمونی سخت قرار داده و با عبور از خط سرخهای خود در مناسبات پنهان با سران عربی منطقه و به ویژه امارات، یک شکست استراتژیک را ثبت کرده است.
اینکه صهیونیستها همواره خود را «فرا قانون» و «فرا بشریت» میدانند، بارها نشان داده شده، به طوری که حتی به حامیان خود رحم نمیکنند و سرمایه حمایتی خود در غرب را به بازی میگیرند، شاید قابل توجیه نیز باشد ولی از این منظر که کشورهای ضعیف، رهبران بیهویت کشورها و حتی جریانها و گروههای سیاسی فکر کنند که با نزدیکی به آمریکا و رژیم صهیونیستی میتوانند حداقلهایی را برای خود حفظ کنند و چیزی به نام شخصیت خصوصی و ملی، عرق ناسیونالیستی، اعتقادات دینی،احترام متقابل و امثال ذالک را در این همکاری و نزدیکی با تفکر استکباری و صهیونیستی محترم بدانند، جای بسی خوشبینی و افسوس دارد.
کدام رژیم عربی و یا غیر عربی و کدام جریان سیاسی در جهان را میتوان مثال زد که ارزشی بیش از برگه دستمال کاغذی و ابزارگونه در تعاملات خود با تفکر استکباری و صهیونیستی داشتهاند. چرا برخی فکر میکنند که اگر کعبه آمالی در لندن، نیویورک و یا تلآویو داشته باشند، میتوانند به بازشدن گرهی امیدوار باشند. آموزههای قرآنی معجزات خود را در این زمینه بیان کردهاند که این تفکر استکباری و صهیونیستی تا همه چیز شما و دین شما را نگیرند، از پای نمینشینند.
با اینکه کسی در ماهیت و اصالت ملک حسین اردنی تردیدی ندارد و این کشور تمامی خدمات ممکن را به صهیونیستها میکرد در سال 1997 و در زمان نخستوزیری نتانیاهو، شاهد اقدام تروریستی موساد علیه خالد مشعل بود که همه چیز را در اردن برای خود مباح میداند همین رویداد امروز در دوبی اتفاق افتاده و با اینکه امارات تا عمق جان در خدمت آمریکا و رژیم صهیونیستی است، ولی حیثیت این امارتنشین به سادگی به حراج میرود. البته وقتی دولتهای متمدن! اروپایی پاسخی برای رسوایی خود در دوبی گیت ندارند و سازمانهای حقوقی، حقوق بشر و بینالمللی سکوت مرگبار دارند و آمریکا و لندن که شریک جرم مستقیم رژیم صهیونیستی هستند، از شیوخ خلیج فارس چندان انتظاری نیست.
مگر نه این است که جریانهای سیاسی و به اصطلاح برخی نخبگان سیاسی، با خامی و به امید کشتی نجات آمریکایی و غربی در چه ورطهای افتادهاند و باید برای بهرهمندی از کمکهای آنان، از استانداردهای کلامی، سیاسی، تبلیغاتی و رفتاری آنها کپیبرداری کنند و همه پلهای پشت سر را خراب کنند تا راه بازگشتی نباشد و لندننشینها و نیویورکنشینها هم به چنان افتضاحی بیفتند که همچون عروسک خیمهشب بازی و روسپی سیاسی، در صحنه حاضر میشوند.
البته در تمامی کشورها یک روش و رویه به کار نمیرود و برای لجنمالکردن پتانسیلهای ملی، از سوی دستگاههای امنتیی و سیاسی غربی دست به هر کاری زده میشود و حاضرند برای شهیدسازی، افراد بیگناهی مانند ندا آقا سلطان نیز قربانی شوند و گروههای سیاسی تا گلو در منجلاب ساخته شده غربی فرو روند و امکان بازگشت را پیدا نکنند. سرانجام هرگونه پیوند با تفکر استکباری و صهیونیستی، به نابودی کشاندن سرمایههای حداقلی است. ملک سعودی باید شراب بنوشد، رئیس بزرگترین تمدن در کشورهای عربی باید به گروهبانی برای امنیتسازی اسراییل تبدیل شود و شیوخ دیگر نیز به جز حراج ثروت ملی کشورهایشان باید شریک جرم جنایتکاران صهیونیست شوند تا ملت کفر از آنان راضی شوند. این فرجام، شایسته کسانی که دم از مردم، امت، مبارزه، دموکراسی، حقوق بشر اسلام، اسلام انقلابی و هرگونه ادبیات ارزشمند در جهان میزنند، نیست.