نخستین گزارش یوکیا آمانو مدیرکل ژاپنی آژانس بینالمللی انرژی اتمی که بیست و یکمین گزارش دورهای آژانس درباره فعالیت هستهای ایران به شمار میرود هرچند به علت تنظیم و تهیه در دوره مدیرکل جدید و فضای تازهای که بر فعالیت هستهای ایران در پی تصمیم تهران به غنیسازی بیست درصدی حاکم شده است این انتظار را به وجود آورده بود که گزارشی متفاوت از گزارشهای تکراری البرادعی مدیرکل سابق آژانس خواهد بود اما با مروری بر 51 بند این گزارش ملاحظه میشود که گزارش آمانو نیز از بیماری مزمن 20 گزارش دورهای البرادعی یعنی دو پهلوگویی رنج میبرد به طوری که به رغم اشاره وی در بندهای مقدماتی مبنی بر همکاری ایران با بازرسان آژانس و 35 مورد بازرسی سرزده از تأسیسات هستهای ایران در 3 سال گذشته در بندهای انتهایی گزارش وی اتهاماتی را متوجه فعالیت هستهای ایران میسازد که تکراری بوده، سند و مدرکی نیز به همراه ندارد. بزرگنمایی مباحث ادعایی نظیر تلاش ایران برای ساخت کلاهک هستهای و تهیه چاشنیهای انفجاری در واقع بیانگر تلاش بانیان چنین ادعاهایی برای پیوند زدن بین توان هستهای صلحآمیز ایران با توان دفاعی بازدارنده یعنی قدرت موشکی ایران است. البته در لابهلای این ابتدا و انتها بحثهایی نیز در مورد عدم رعایت کد 1/3 و یا عدم همکاری ایران با بازرسان برای نمونهگیری از آب سنگین به چشم میخورد اما در جای جای گزارش مفصل آمانو نکتهای که کاملاً توجه خوانندگان را به خود جلب میکند همکاری و تعامل سازنده ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی است که شاید همین موضوع سبب شده است تا آمانو نیز نظیر سلف خود به رغم دوپهلوگویی اعلام کند فعالیت هستهای ایران دچار انحراف نشده است. صرفنظر از نکات فنی و تکنیکی درباره گزارش آمانو به نظر میرسد به این نکته باید توجه داشت که یکی از علل اصلی انتشار گزارهای دوپهلو و تکراری از جانب مدیران کل آژانس بینالمللی اتمی به ساختار معیوب این نهاد تخصصی مربوط میشود که آزادی عمل را از مدیران کل آژانس سلب کرده آنها را به محافظهکاری گرفتار ساخته است. همین معضل درباره دبیران کل سازمان ملل متحد نیز صادق است چنانچه معدود دبیران کلی که تلاش کردند از چنبره محافظهکاری خارج شوند شانس انتخاب مجدد برای سکانداری سازمان ملل را از دست دادند که سرنوشت پطروس غالی و اظهارات وی در مورد فاجعه قانا و محکوم کردن سران اسراییل نمونه خوبی به شمار میرود. عدم انتخاب مجدد پطروس غالی با وجود حمایت 14 عضو شورای امنیت از وی و تنها به علت وتوی آمریکا درس خوبی برای البرادعی بود تا با محاسبه دقیق چگونگی موضعگیری بتواند برای 3 دوره مدیرکلی آژانس را در دست گیرد. اکنون نیز آمانو با توجه به چنین ملاحظاتی سعی میکند با پرهیز از اعلام صریح واقعیات بخصوص درباره ماهیت صلحآمیز فعالیت هستهای ایران همچنان حمایت اعضای دائم شورای حکام را داشته باشد تا بتواند در حرکتی آرام به سکانداری این نهاد بینالمللی ادامه دهد.
بدون شک چنین رویکردی هرچند ممکن است موجبات استمرار سکانداری سازمانهای بینالمللی را برای افرادی نظیر البرادعی و آمانور به همراه داشته باشد اما تردیدی نیست که ادامه چنین وضعی به اعتبار نهادهای بینالمللی نظیر آژانس لطمه خواهد زد و میزان اعتبار و جایگاه آنها را تا سطح ترجمان صرف معادلات سیاسی حاکم بر جهتگیریهای اینگونه سازمانها تقلیل خواهد داد و این هم در حالی است که آمانو به عنوان دیپلماتی حرفهای و آشنا به کاری که آژانس در آغاز مأموریت خود اعلام داشت تلاش خواهد کرد آژانس در مسیر قانونی وظایف خود حرکت نماید و موازنهای بین جایگاه آن به عنوان دیدهبان هستهای و ساز و کاری برای ارائه کمکهای فنی به اعضا برای دستیابی به دانش و فناوری هستهای صلحآمیز برقرار سازد.